امید عمیدی ملی پوش تکواندو راهی مسابقات جهانی مکزیک


گالری تصاویر/امید عمیدی -وزن ششم اعزامی به مسابقات قهرمانی جهان 2013

















تاريخ  ارسال:چهارشنبه 19 تير 1392 - 11:22

تمام آهنگهای عیسا بالا را دانلود کنید



دانلود تمامی آهنگهای عیسابالا







Eisa Baala.rar

برای دریافت فایل روی لینک زیر کلیک کنید...

download   | 

virus

آسان ترین و مطمئن ترین راه برای حذف ویروس از روی فلش مموری:

البته این روش برای کامپیوترهایی که ویروسی نشدن کاربرد داره و بر این اصل تاکید داره که ویروس رو قبل از ورود باید از بین برد. پس اگر سیستمی ویروسی شده ، بسته به نوع ویروس، ابتدا باید ویروس زدایی بشه.
علت اینکه خیلی مفصل توضیح میدم ناشی بودنم نیست بلکه شاید عده ای باشند که علاقه مند به یادگیری هستن ولی پیشنیازش رو ندارن.

===================================
اول موقع اتصال فلش مموری به کامپیوتر ، کلید Shift رو نگه دارید تا از اجرای Autorun جلوگیری بشه.
{ترجیحاً Shift سمت چپ- چون از دکمه سمت راست برای Accessibility Options استفاده میشه که بعد از هشت ثانیه صدای بوق در میاد و FilterKey رو فعال می کنه و...}
خوب...این کلید رو اونقدر نگه دارید تا زمانی که فلش کاملاً نصب بشه و در سمت راست کنار ساعت پیغام بده که Flash Memory Installed and Ready to use (به اصطلاح عامیانه تر چشمک زدن چراغ روی فلش متوقف بشه).
این زمان حدود یکی دو دقیقه طول میکشه.
بعد از این مرحله کلید Shift رو ول کنید و برید توی My Computer و اسم درایو فلش مموری (مثلا I ) رو نگاه کنید. (معمولاً آخرین درایو)
در مرحله بعد چند تا از دستورات cmd رو باید بلد باشید.
توی منوی Run تایپ کنید: CMD و Enter بزنید تا خط فرمان ظاهر بشه.
اینجا من دستورات لازم رو یاد میدم:

Dir: برای لیست کردن فایلها و پوشه های موجود در یک مسیر
Attrib: برای تغییر خاصیت فایلها از قبیل System - ReadOnly - Hidden - Archive
Del: پاک کردن فایلها

خوب حالا توی خط فرمان نام درایو فلش مموری رو  تایپ کنید و بعدش دو نقطه بزارید و Enter رو بزنید:
C:\Documents and Settings\user>I:               ==> Enter
 حالا دستور زیر رو بزنید تا تمام فایلهای مخفی و غیر مخفی رو لیست کنه.
Dir/a           ==>Enter

اگه مشاهده کردید که در این لیست ، فایلهایی به جز فایلهای شما وجود داره به احتمال 900 درصد ویروس هستن!
{این فایلها معمولاً با پسوندهای exe-bat-cmd-pif-scr و یه فایل دیگه به نام Autorun.inf هستن}

حالا نوبت پاک کردن ویروسهاست.

دستور زیر رو وارد کنید تا خصلتهای فایل ها رو درست کنه (از حالت مخفی و غیرقابل پاک کردن در بیاره)
Attrib -r -a -s -h *.*               ==>Enter

سپس دستورات زیر رو برای پاک کردن تک تک ویروس ها بنویسید:
Del Autorun.inf
Del *.exe
Del *.bat
Del *.cmd
Del *.pif
...
حتماً توجه داشته باشید که پسوند نرم افزار ها هم exe است و در صورتیکه نرم افزاری در فلش مموری دارید از زدن دستور پاک کردن فایلهای exe اکیداً خودداری کنید!!! و به جاش دوباره از لیست فایلها ، اسم ویروس رو نگاه کنید و عیناً نام ویروس رو به جای * وارد کنید. مثلاً اگه نام ویروس Melisa.exe باشه این دستور رو بزنید:
Del Melisa.exe            ==>Enter

و اگر میخواهید تمام فایلها را یک جا پاک کنید دستور زیر رو بنویسید:
Del *.*             ==>Enter
فقط یادتون نره که این دستور آخری، تمام فایلهای موجود در فلش رو به غیر از پوشه ها پاک می کنه!!!! پس دقت کنید!

تا اینجا آموزش تموم شد!
================================
یه چیز دیگه هم بگم برای اینکه به محض اینکه فلش ویروسی شد بفهمید.
اول یه آیکون با پسوند ICO پیدا کنید و اون رو کپی کنید در داخل فلش و اسمش رو به Icon.ico تغییر بدید.
دوم Notepad رو باز کنید و عبارات زیر رو تایپ کنید:

[AutoRun]
ICON=ICON.ICO

سپس با نام AutoRun.inf در داخل فلش ذخیره کنید.

حالا اگه فلش رو بکشید و دوباره به کامپیوتر بزنید می بینید که آیکون فلش عوض شده و به شکل همون آیکونی که قرار داده بودید در اومده.
اگه بهش دست نزنید این آیکون عوض نمیشه مگر در صورتی که فلش ویروسی بشه!!!!!!

هربرت اسپنسر

اسپنسر به سال 1820 در «داربی»انگلستان متولد شد. نیاکان پدری و مادری او بر مذهب رسمی مملکتی نبودند. مادر پدرش از معتقدان جان وسلی بود. عمویش توماس با آنکه کشیش انگلیکان بود، نهضت وسلی را در داخل کلیسا رهبری می‌کرد و هرگز به کنسرت و نمایش نمی‌رفت و در نهضتهای اصلاحات سیاسی سهم فعالی داشت. این میل به ارتداد در پدر او قویتر بود و در روح لجوج خودپرست هربرت اسپنسر به اوج خود رسید. پدرش برای تشریح و تفسیر امری هیچگاه مافوق طبیعت را دخالت نداد. یکی از آشنایان او را چنین وصف می‌کند ،گرچه به نظر اسپنسر این وصف مبالغه‌آمیز است «تا آنجا که بتوان تصور کرد، بی‌دین و لا‌مذهب بود.»

 به علم رغبتی داشت و کتابی در هندسة استدلالی نوشت. در سیاست مانند فرزندش معتقد به اصالت فرد بود و هیچگاه برای کسی، در هر مقامی که بود، کلاه به علامت تعظیم برنداشت. «اگر او سؤالی را که مادرم می‌کرد نمی‌فهمید، ساکت می‌ماند و معنی سؤال را نمی‌پرسید و بدین ترتیب آن ‌را بی‌جواب می‌گذاشت. این عادت را علی رغم ناپسند بودنش، تا آخر عمر از دست نداد و آن را اصلاح نکرد.» این عادت (به استثنای قسمت سکوت آن)‌مقاومت اسپنسر را در سالهای آخر عمر در برابر توسعه وظایف دولت به یاد می‌آورد.پدرش، مانند عم و اجداد پدری، در مدارس خصوصی معلم بود. با اینهمه پسرش که معروفترین فیلسوف انگلیسی عصر خود گردید تا چهل سالگی تعلیمات وافی نداشت. هربرت تنبل بود و پدرش در کار او به اغماض می‌نگریست، بالاخره هربرت را در سیزده سالگی به هینتن پیش عمویش فرستاد تا تحت مراقبت او، که به شدت عمل اشتهار داشت، مشغول تحصیل گردد. ولی هربرت راه فرار در پیش گرفت و پای پیاده به خانه پدر رهسپار گردید؛ روز اول 48 روز دوم 47و روز سوم 20 میل راه پیمود؛ غذای او در این سه روز اندکی نان و آبجو بود. با اینهمه پس از چند هفته به هینتن بازگشت و سه سال در آنجا ماند. این تنها تعلیم مرتبی بود که در طی تمام زندگی خود دید. بعدها که باسواد شد باز از تاریخ و علوم طبیعی و ادبیات چیزی نمی‌دانست. با غرور مخصوصی می‌گوید: « در هنگام طفولیت و ایام جوانی درسی از زبان انگلیسی نخواندم و تاکنون از دستور زبان آگاهی ندارم؛‌ با آنکه همه از لزوم آن سخن می‌گویند.» در چهل سالگی شروع به خواندن «ایلیاد» کرد، ولی «پس از خواندن چند فصل، به آخر رساندن آن را مشکل یافتم و حس کردم که اتمام آن برای من گران تمام خواهد شد.» و یکی از منشیان او به نام کالیر می‌گوید که وی هرگز یک کتاب علمی را تا آخر نخواند. حتی در قسمتهای مورد علاقه‌اش نیز تعلیم مرتب ندیده بود. مطالعات او درباره حشره‌شناسی از روی ساسهایی بود که در مدرسه و خانه می‌دید. در شیمی چند آزمایش به عمل آورد که موجب چند انفجار گردید و انگشتانش سوخت. آخر کار که مهندس کشوری بود، چند کتاب درباره طبقات زمین و فسیلها مطالعه کرد. بقیه‌ معلوماتش را به تصادف در طی زندگی آموخته بود. تا سی‌سالگی از فلسفه چیزی نمی‌دانست. بعد شروع به خواندن آثار لویس کرد و سعی کرد تا آثار کانت را بخواند؛ ولی چون در آغاز دانست که کانت زمان و مکان را صور معرفت حسی می‌داند و برای آن دو وجود عینی و خارجی قایل نیست، معتقد شد که کانت ابله و کودن بوده ‌است و کتاب او را به دور انداخت. منشی او می‌گوید که وی در تألیف نخستین کتاب خویش در اخلاق به نام «آمار اجتماعی»، «کتابی در علم اخلاق نخوانده‌ بود بجز اثری گمنام از جانثن دایمند.» ژیش از تألیف کتاب روانشناسی خود فقط آثار هیوم و «منسل»‌و «رید» را خوانده بود. پیش از تألیف کتاب «زیست شناسی» کتاب دیگری در این علم ندیده بود بجز«فیزیولوژی تطبیقی» اثر کارپنتر نه اصول انواع داروین. بی‌آنکه آثار آگوست کنت و تایلر را بخواند، کتاب "جامعه شناسی" را نوشت و کتاب اخلاق را بدون مطالعه کتب کانت و استوارت میل ‌یا علمای اخلاق دیگر (بجز سجویک)‌ تألیف کرد. چه فرق فاحشی با تحصیل و تعلم قوی و خستگی‌ناپذیر خان استوارت میل!پس این‌همه حقایق و قضایای فراوانی که پایة‌ هزاران استدلال او بود از کجا گرفته شده بود؟ قسمت اعظم آن را از مشاهدات شخصی جمع کرده ‌بود نه از مطالعه. «همیشه کنجکاو بود و دائماً توجه همکاران خود را به مطالب و پدیده‌های مهمی جلب می‌کرد... که تا آن ‌وقت فقط او دیده‌ بود.» در کلوب آتن همیشه از هاکسلی و دوستان دیگرش درباره امور تخصصی آنها سؤالات می‌کرد؛ همواره مجلاتی را که به کلوب و یا در انجمن فلسفی «داربی» ‌به پدرش می‌رسید، زیر‌‌و‌رو می‌کرد و با دیدگان تیزبین در پی‌ مطالبی بود که به درد کارش می‌خورد.» پس از آنکه آنچه را باید بکند معین و مشخص ساخت و فکر و عقیده اصلی خود، تطور، را (که تمام آثارش مربوطه به این موضوع است)‌ بنا نهاد،‌ مغز او همچون کهربایی تمام مطالب راجع به آن را به سوی خود جذب می‌کرد و ذهن منظم بی‌نظیر او هر مطلبی را که در‌می‌یافت به خودی خود طبقه‌بندی می‌کرد و مرتب می‌ساخت. پس جای شگفتی نبود که کارگران و پیشه‌وران عقاید او را به خوشی استقبال کردند. زیرا او نیز مانند مردم این طبقه با عالم کتاب و فرهنگ بیگانه بود و معلومات او به طور طبیعی و عملی در طی کار و زندگی به دست آمده ‌بود.زیرا برای ادامه زندگی مجبور به کار بود و شغل او رغبت و شوق و فکر و ذهنش را به عمل تقویت کرد. او بازرس و ناظر و طراح پلها و راههای آهن و بطور کلی مهندس بود. دائماً در هر زمینه‌ای به فکر اختراع می‌افتاد ولی در هیچ‌کدام موفق نمی‌شد، اماخود در «شرح حال» خویش به این اقدامات با حسرت پدری به دنبال فرزند سرگردانش می‌نگرد و صفحات کتابش را با خاطرات اختراع نمکدان مهمور و مجاز و ظرفهای شیر و شمع خاموش‌کن و صندلی برای مردم ناقص‌عضو و نظایر آن زینت می‌بخشد. مانند بیشتر ما در ایام جوانی روشهای غذایی اتخاذ می‌کرد؛‌ مدتی گیاه‌خوار بود ولی چون دید بعضی از گیاهخواران به کم‌خونی مبتلا می‌گردند و خود او نیز رو به ضعف می‌رود آن را ترک گفت؛ «می‌خواهم آنچه را در دوران گیاهخواری نوشته‌ام از نو بنویسم زیرا این نوشته‌ها خالی ازقدرت و استحکام است.» در آن روزها می‌خواست همه چیز را بیازماید و حتی به خیال مهاجرت به زلاندنو افتاد و ندانست که در سرزمینهای تازه پیدا شده برای فیلسوفان جایی نیست. در اینجا نیز مطابق طبیعت اصلی خویش عمل کرد و دو جدول موازی از منافع و مضار مهاجرت به زلاندنو تهیه دید و برای هر نفع یا زیانی شماره‌ای تعیین کرد. ارقامی که برای مهاجرت بود 301 و ارقام اقامت در انگلستان 110 بود. تصمیم گرفت در انگلستان بماند.عیوب و نقایص صفات او در خلق و نهادش نیز بود. سخت واقع‌بین و عملی بود و به همین جهت ذوق شعر و هنر نداشت. در سرتاسر تألیفات 30 جلدی او فقط یک ملاحظه‌ شعری دیده می‌شود و آن هم مربوط به ناشر بود که می‌گفت اسپنسر «هر روز از پیشگوییهای علمی شعر می‌سازد.» پافشاری و استقامت خوبی داشت که جنبه دیگرش اصرار و لجاجت بود. برای اثبات فرضیات خود می‌توانست تمام عالم را تحت نظر درآورد ولی نمی‌توانست به خوبی از نظریات دیگران آگاه شود. خودخواهی کسانی را داشت که دین رسمی را پیرو نبودند و نمی‌توانست از بزرگی خود بدون غرور و خودپرستی سخن گوید. محدودیت و معایت قائدان و پیشروان در او نیز وجود داشت. کوتاه بینی پیروان اصول وسنن در او بود و با اینهمه به صراحت دلیرانه و ابتکار قوی نیز متصف بود؛ از چاپلوسی سخت بیزار بود و افتخارات پیشنهادی دولت را نمی‌پذیرفت؛ در گوشة‌ عزلت، با تنی رنجور چهل سال کار پرزحمت خود را ادامه داد؛ با اینهمه یکی از قیافه‌شناسان درباره او چنین گفت: «بسیار از خود راضی است.» خوی آموزگاری پدر و جد را در کتابهای خود نیز به کار می‌برد و با لحن تأدیب و تعلیم سخن می‌گفت. می‌گوید:‌«هرگز دچار دودلی و حیرت نشده‌است.» چون زن نگرفت از صفات گرم عاری بود؛ با آنکه ضعف آن ‌را داشت، جورج الیت، زن مشهور انگلیسی، آشنایی داشت ولی این زن در معنویات بالاتر از آن بود که مورد توجه اسپنسر قرار گیرد. خوی بذله گویی نداشت و سبک او فاقد تنوع و ظرافت بود. به بازی بیلیارد علاقه‌مند بود و چون می‌باخت حریف خود را سرزنش می‌کرد که چرا اینهمه وقت برای مهارت در این بازی صرف کرده ‌است. در شرح حال خویش در تألیف سابق خود تجدید نظر می‌کند تا نشان دهد که به چه صورت می‌بایستی باشند.اهمیت وظیفه‌ای که به عهد داشت ظاهراً او را وادار کرد تا به زندگی جدیتر از آنکه باید و شاید بنگرد. از پاریس چنین می‌نویسد:‌ «روز یکشنبه در جشن «سن کلو» حضور داشتم، از شور جوانی مردان با سن و سال خوشم آمد. فرانسویان هرگز از کودکی و جوانی دست برنمی‌دارند. مردان سپیدموی را می‌دیدم که بر اسبهای چوبین سوارند؛ همچنانکه ما در بازارهای سالانه مملکت خود می‌بینیم.» چنان به تشریح و تحلیل حیات سرگرم بود که از زندگی غافل مانده ‌بود. پس از دیدن آبشار نیاگارا در دفتر یادداشت خود چنین نوشت: «تقریباً به همان صورت بود که فکر می‌کردم.»‌حوادث معمولی را با آب و تاب تمام ذکر می‌کرد- نظیر آنچه از تنها سوگندی که در تمام عمر خود یاد کرده‌بود، تعریف می‌کند. اگر یادداشتها و خاطراتش را باور کنیم هرگز دچار بحران و عشق نشده ‌است؛ بعضی دوستان نزدیک داشت ولی از آنها به طرز ریاضی یاد می‌کند. از دوستان معمولی خود منحنیهایی ترسیم می‌کند بدون آنکه با هیجان و شور از آنان سخن گوید. دوستی به او گفت که هنگامی که به دختر تندنویس جوانی مطلبی القا می‌کند، نمی‌تواند درست از عهده برآید؛ اسپنسر در جواب گفت که او به هیچ‌وجه از این‌گونه امور تشویش و اضطراب ندارد. منشی او می‌‌گوید:‌ «لبهای نازک بی‌حرارت او حاکی از فقد احساسات بود و چشمان درخشانش نشان می‌داد که هیچ عاطفه و احساسی عمیق در او وجود ندارد.» علت سبک هموار یکنواحت او همین است. هرگز با هیجان سخن نگفت و احتیاجی به علامت تعجب پیدا نکرد. در عصر رمانتیسم، اسپنسر با خودداری و شایستگی، درس مجسم بود.ذهن منطقی بی‌نظیری داشت؛ مقدمات و نتایج را با مهارت و دقت یک شطرنج‌باز جا‌به‌جا می‌کرد. در قرون جدید هیچکس مطالب پیچیده و غامض را به روشنی و صراحت او بیان نکرده ‌است. مطالب مشکل را چنان ساده و صریح می‌نوشت که معاصرینش را به سوی فلسفه جلب کرد. خود او می‌گوید: «بر همه معلوم است که من مطالب و دلایل و نتایج را چنان به روشنی و پیوستگی ادا می‌کنم که از عهده دیگران ساخته نیستتعمیمات پهناور را دوست می‌داشت و کتب خود را بیشتر با فرضیات جالب توجه می‌ساخت تا با دلایل و براهین. هاکسلی می‌گوید:‌ «که اسپنسر تراژدی را مانند فرضیه‌ای می‌دانست که با حقیقتی از میان برود.»‌ در ذهن اسپنسر به قدری نظریات و فرضیات وجود داشت که در هر یک یا دو روز یک تراژدی اتفاق می‌افتاد. هاکسی که از رفتار ضعیف و مردد باکل متعجب بود درباره اسپنسر گفت: «باکل به قدری مواد و مطالب جمع می‌کند که نمی‌تواند آن ‌را تنظیم و مرتب سازد.» ‌اسپنسر کاملا برعکس بود و بیشتر از اقتضای مطالب و مواد موجود به تنظیم و ترتیب می‌پرداخت. تمام هم او مصروف تعدیل و ترکیب بود؛ و به کارلایل به علت نداشتن این صفت بی‌اعتنا بود. میل به ترتیب و طبقه‌بندی در او به حد عشق رسیده‌ بود و یک روح تعمیم بارز و عالی بر او حکومت می‌کرد. ولی دنیا طالب چنین کسی بود و می‌خواست مطالب دور از ذهن و وحشی در پرتویک نور تابناک به معانی مأنوس و اهلی مبدل گردد. خدمتی که او به نسل معاصرش انجام داد نقایص و ضعف انسانی او را جبران کرد. اگر در اینجا درباره خوی و طبیعت او به صراحت سخنی گفته شد برای این است که با دانستن عیوب و نقایص مردان بزرگ آنها را بیشتر دوست می‌داریم و به کسی که کاملاً بی‌عیب و نقص جلوه کرد، با نظر بغض و نفرت نگاه می‌کنیم.اسپنسر در چهل سالگی نوشت: «تاکنون در زندگی من تنوع و پست و بلندی فراوان رخ داده است.» در طی زندگی یک فیلسوف بندرت اینهمه تنوع و اختلاف دیده‌شده است. «در بیست و سه سالگی به ساعت سازی شوق پیدا کردم.» ولی بتدریج زمینی را که باید شخم کند و بکارد پیدا کرد. در سال 1842 مقالاتی در مجلة «نن-کونفورمیست» درباره «قلمرو خاص دولت»‌ نوشت (راهی را که انتخاب کرده درست ملاحظه کنید). این مقالات متضمن عقاید بعدی او درباره عدم دخالت دولتها بود. شش سال بعد مهندسی را کنار گذاشت و مجله «اکونومیست»‌را منتشر کرد، در سی سالگی هنگامی که از کتاب «اصول اخلاقی» تألیف حانثن دایمند انتقاد می‌کرد، پدرش به وی گفت که او اهل چنین موضوعاتی نیست. این امر او را وادار کرد که کتاب «آمار اجتماعی»‌را بنویسد. این کتاب کم به فروش رفت ولی از این راه با مجلات‌ آشنا شد. در 1852 رساله‌ای درباره نظریه نفوس نوشت (که نشانه نفوذ عقاید مالتوس در قرن نوزدهم بود)‌؛‌در این رساله اعلام کرد که مبارزه برای حیات منجر به بقای اصلح می‌گردد، مبدع و مبتکر این جمله مشهور او بود. در همین ساله رساله‌ای درباره فرضیه‌ تکامل نوشت و بر اعتراض مبتذل مخالفان پاسخ داد. حاصل اعتراض این بود که کسی تاکنون تحول انواع جدید را از انواع قدیم مشاهده نکرده است. اسپنسر جواب داد که این اعتراض خود دلیلی بر علیه نظریه مخالفان است؛ زیرا کسی تاکنون مشاهده نکرده‌است که خداوند انواع جدید را از انواع قدیم شگفت‌انگیز و باورنکردنی از تحول انسان از نطفه و درخت از تخم نیست. در 1855 کتاب دوم او به نام «اصول روانشناسی» ‌منتشر شد. این کتاب متضمن طرح تطور نفس بود. بعد در 1857، رساله‌ای درباره «تکامل، قانون و علت آن» ‌تألیف کرد. این رساله متضمن عقیده «فون‌بر» بود دایر بر اینکه موجودات زنده از صور متفق‌الشکل تحول می‌یابند. این نظریه را در تاریخ و تکامل به صورت اصل کلی به کار برد. خلاصه رشد اسپنسر با رشد روح عصر همراه بود و خود را آماده می‌ساخت تا فیلسوف قانون تطور عام گردد. در 1858 مقالات و رسالات خود را از نظر می‌گذرانید تا یکجا به چاپ برساند؛ در این میان از وحدت و تسلسل عقاید و افکار خود متعجب گردید. و این فکر مانند نوری که از دریچه‌ای بتابد به خاطرش آمد که نظریه تحول و تطور را می‌توان مانند زیست‌شناسی در هر علم دیگر به کار برد و نه تنها می‌تواند تطور انواع و اجناس را توضیح دهد بلکه تطور و تحول طبقات ارض و ستارگان و تاریخ سیاسی و اجتماعی و مفاهمی اخلاقی و زیباشناسی را نیز می‌تواند روشن سازد. شوقی در او پدید آمد تا در یک سلسله تألیفات تحول ماده را از ستارگان ابری تا ذهن انسانی و تحول انسان را از حال توحش تا مقام شکسپیر شرح دهد. ولی همین که دید به چهل سالگی رسیده‌است، ناامید شد . چگونه مردی در این سن با مزاجی علیل می‌تواند پیش از مرگ خود تمام علوم انسانی را از نظر بگذرانده سه سال پیش کاملاً به بستر بیماری افتاده‌بود، هیجده ماه علیل بود و جرئت و فکر خود را از دست داده بود و نومیدانه وبدون مقصد از جایی به جایی دیگر می‌رفت. احساسی که از قوای نهانی خود داشت ضعف او را ناگوار ساخته‌بود. خیال می‌کرد که دیگر سلامت خود را بازنخواهد یافت و کار ذهنی را بیش از یک ساعت نخواهد توانست ادامه دهد. هیچگاه کسی به این اندازه برای کاری که انتخاب کرده بود، ضعیف نبود و هیچگاه کسی در این سن‌وسال کار به این مهمی را در نظر نگرفته بود.بی‌بضاعت بود و در پی تحصیل مال نیفتاده بود. خود او می‌گوید:‌ «من به فکر تحصیل مال نیفتاده‌ام و فکر می‌کنم که کسب مال به زحمت آن نمی‌ارزد.» از عمویش 2500 دلار به او ارث رسید و به همین جهت از هیئت تحریریة‌ «اکونومیست» استعفاء کرد ولی تمام این مبلغ را در بیکاری تمام کرد. فکری به خاطرش رسید که برای تألیف و چاپ کتب خود از پیش مشترکینی تهیه کند و با عایدی این مبلغ، دست به دهن، به زندگی ادامه دهد. نقشه‌ای طرح کرد و آن ‌را به هاکسلی و لویس و دوستان دیگر ارائه داد؛ آنها فهرست بزرگی از مشترکین اصلی ترتیب دادند که نام آنها می‌بایست در جزوه مربوط به طرح کتاب به چاپ برسد، اشخاصی از قبیل کینگزلی، لایل، هوکر، تیندل، باکل، فرود، بین، هرشل و دیگران جزو این فهرست بودند. این طرح در 1860 به چاپ رسید و شامل نام 440 مشترک اروپایی و 200 مشترک امریکایی بود؛ و جمعاً مبلغ ناچیز 1500 دلار را در سال نوید می‌داد، اسپنسر راضی شد و با اراده شروع به کار کرد.ولی پس از آنکه، در سال 1862، کتاب «اصول اولیه» منتشر شد، بسیاری از علما و کشیشان را آزرده خاطر ساخت. کار آشتی دهنده همیشه سخت است. «اصول اولیه» و «اصل انواع»‌مبارزة قلمی بزرگی برپاساخت و هاکسلی فرمانده کل قوای پیروان داروین و لاادریه بود. پیروان عقیدة تطور مدتی در نظر اشخاص محترم منفور بودند و جامعه به آنها به شکل غولان مخالف اخلاق می‌نگریست و بدگویی از آنها در محافل عمومی کار پسندیده‌ای محسوب می‌شد. با هر جزوه از کتاب اسپنسر که منتشر می‌شد، عده مشترکین کمتر می‌‌گشت و بعضی از پرداخت پول جزوه‌هایی که می‌گرفتند سرباز می‌زدند. اسپنسر تا آنجا که توانست به کار خود ادامه داد و ضرر هر قسمت را از جیب خود می‌پرداخت. بالاخره سرمایه و قدرت او به پایان رسید و به بقیه مشترکین اعلام کرد که دیگر نمی‌تواند به کار خود ادامه دهد.در اینجا یکی از وقایع مشوق تاریخ اتفاق افتاد. جان استوارت میل بزرگترین رقیب اسپنسر بود و پیش از انتشار کتاب «اصول اولیه» عنان فلسفة‌ انگلیس به دست او بود ولی فیلسوف تطور این عنان را از دست او گرفت و شهرت او را تحت‌الشعاع قرار داد. این فیلسوف در 4 فوریه 1866 به اسپنسر چنین نوشت:آقای عزیز،پس از مراجعت در هفتة‌اخیر، جزوه دسامبر کتاب‌ «زیست شناسی»‌شما را دیدم و حاجت به بیان نیست که چه اندازه از اعلانی که ضمیمه‌ آن بود دلتنگ شدم. ... من پیشنهاد می‌کنم که بقیه‌ رسایل خود را چاپ کنید و من ضرر آن را به ناشران ضمانت خواهم کرد. خواهش می‌کنم این پیشنهاد را به عنوان یک کمک و مساعدت شخصی تلقی مکنید؛ اگر چه در چنین صورتی نیز امیدوارم که به من اجازه چنین پیشنهادی را خواهید داد. ولی این پیشنهاد به هیچ‌وجه از این نوع نیست و تقاضای ساده‌ای است برای همکاری در یک طرح عمومی مهمی که شما تمام کوشش و سلامت خود را در راه اجرای آن به کار می‌برید. آقای عزیز، من،دوست بسیار صمیمی شما هستم.

جی.اس.میل

اسپنسر مؤدبانه این پیشنهاد را رد کرد؛ ولی «میل» از دوستان خود تقاضا کرد که عده‌ای از آنها خرید 250 نسخه از هر کتاب را به عهده گیرند. اسپنسر باز قبول نکرد و ساکن و پابرجای ماند . در این میان ناگهان نامه‌ای از پروفسور یومنز رسید که هواخواهان امریکایی اسپنسر مقدار 7000 دلار اوراق بهادار دولتی به نام او خریده‌اند که منافع و سهام آن به وی عاید خواهد شد. در این هنگام قبول کرد. روح و مغز این هدیه به او الهامی تازه بخشید و دوباره بر سرکار خود آمد؛ چهل سال کار کرد تا تمام «فلسفه ترکیبی»‌ به چاپ رسید. این پیروزی ذهن و اراده بر بیماری و هزاران موانع دیگر یکی از صفحات درخشان کتاب انسان است.کتاب «اصول اولیه» اسپنسر را ناگهان بزرگترین فیلسوف عصر خود ساخت. فی‌‌الفور تقریباً به تمام زبانهای اروپایی ترجمه شد؛ حتی به روسی نیز ترجمه گردید. و در روسیه کتاب را ممنوع ساختند. ولی بالاخره پیروزی با آن شد، او را شارح و مفسر فلسفی عصر خود دانستند و نه تنها بر فکر اروپا تأثیر کرد، بلکه در نهضت هنری و ادبی رئالیسم نیز مؤثر واقع گردید. در 1869 اسپنسر از اینکه کتاب «اصول اولیه» در دانشگاه آکسفورد به عنوان کتاب درسی تدریس می‌شود متعجب شد؛ ولی آنچه بیشتر مایه تعجب بود این بود که پس از 1870 کتابهای او چنان عایداتی به وی رسانیدکه او را از جهت مالی آسوده ساخت. در بعضی مواقع هواخواهان او هدایای کلانی به وی عرضه داشتند ولی او در هر بار رد کرد. هنگامی که آلکساندر دوم، تزار روسیه، به لندن آمد از لرد داربی درخواست کرد که با علمای درجه اول انگلیس ملاقات کند. داربی، اسپنسر و هاکسلی و تیندل و دیگران را دعوت کرد، همه قبول کردند ولی اسپنسر نرفت. تنها با چند دوست معدود خود رفت و آمد داشت و می‌گفت: «هیچکس علو مقام نوشته‌های خود را ندارد. بهترین نتیجه ‌فعالیتهای ذهنی در کتاب مندرج است ولی نقایص و عیوبی که مؤلف در زندگی روزانه خود بدانها دچار است، در کتاب دیده نمی‌شودهرگاه عده‌ای به زیارت او می‌رفتند، پنبه در گوش می‌کرد و به سکوت و آرامی به سخنان آنان گوش می‌داد.مایه شگفتی است که شهرت او به همان سرعت که فرا رسیده ‌بود از میان رفت. او پس از زوال شهرتش زنده‌ ماند و در سالهای آخر عمر خود باکمال حیرت دید که نوشته‌های او نمی‌تواند با نهضت تقنینیة پدرانه ‌انگلیس مقاومت کند. او وجهه خود را تقریباً در میان تمام طبقات از دست داد. علمای متخصص که اسپسر درمیدان تخصص آنها مداخله کرده بود خشمگین بودند و بیش از آنچه ستایش‌ کنند سرزنشش می‌کردند؛ خدماتش را فراموش می‌کردند و به جستجوی اشتباهاتش می‌پرداختند. کشیشان تمام فرق در لعن و تکفیر او متفق بودند. کارگران که نفرت او را از جنگ دوست می‌داشتند، وقتی که عقیدة او را راجع به سوسیالیسم و اتحادیه های کارگری دانستند خشمگین شدند و محافظه‌کاران که از عقاید او درباره سوسیالیسم خوشحال بودند به جهت پیروی از عقاید لاادریه از او برگشتند. با آرامش اندوه‌باری می‌گفت: «من از هر محافظه‌کاری محافظه‌کارتر و از هر تندروی تندروتر هستم.» سخت به عقاید خود پابند بود و به هیچ‌وجه برخلاف آن سخن نمی‌‌‌گفت، به همین جهت هنگامی که آزادانه رأی خود را در هر موضوعی بیان می‌کرد طبقات مختلف را از خود می‌رنجاند. نسبت به کارگران دلسوزی می‌کرد و آنان را قربانی منافع کارفرمایان می‌دانست ولی بعد می‌گفت که اگر کارگران پیروز شوند به همان اندازه سخت و بیرحم خواهند شد. به زنان رقت می‌آورد که اسیر دست مردانند ولی بعد می‌گفت تا آنجا که کار دست زنان است مردان اسیر آنها خواهند بود. در ایام پیری تنها و بی‌کس بود. هر چه پیرتر می‌شد مخالفتش کمتر و عقایدش معتدل‌تر می‌گردید. همیشه به پادشاه انگلیس که فقط صورت تشریفاتی بیش نیست می‌خندید ولی بعدها می‌‌گفت که گرفتن شاه از دست مردم به همان اندازه نامعقول است که گرفتن عروسک از دست کودک. او حس می‌کرد که اگر عقاید و سنن کهن تأثیر نیک و مسرت‌بخشی دارند، از میان بردن آنها نارواست. شروع به تحقیق این مطلب کرد که نهضتهای سیاسی و عقاید دینی بر طبق احتیاجات و رغبات به وجود آمده‌اند و از حملات عقل مصونند. از اینکه می‌دید دنیا بدون اعتنا به عقاید و کتابهای ضخیم او به راه خود ادامه می‌دهد، خود را تسلی می‌داد. هنگامی که ایام کار و جوش و خروش خود را به یاد می‌آورد خود را دیوانه می‌پنداشت که چرا در پی شهرت معنوی رفته و ازلذات زندگی خود را محروم کرده‌ است. هنگامی که به سال 1903 از جهان رفت، تمام کار و زحمت خود را بیهوده و باطل دانست.البته ما اکنون می‌دانیم که چنین نیست. زوال شهرت او نتیجة عکس‌العمل نفوذ افکار هگل در انگلستان بر ضد فلسفة تحققی بود؛ پس از آنکه آزادیخواهی دوباره رونق گرفت، اسپنسر مقام خود را به عنوان بزرگترین فیلسوف عصر به دست آورد. او فلسفه را از نو با حقایق و اشیا تماس داد و به آن چنان واقعیتی بخشید که فلسفه آلمان در کنار آن رنگ باخت و تجرید محض محسوب شد. او چنان عصر خود را خلاصه کرد که هیچکس بجز دانته نکرده ‌بود و استادانه چنان توافق پهناوری به علم بخشید که هر انتقادی در برابر عمل عظیم او خجل و شرمسار است. ما در قله آن چیزی قرار گرفته‌ایم که مبارزات و کوششهای او برای ما تهیه کرده‌است؛ اکنون ما بالاتر از او به نظر می‌رسیم زیرا او ما را بر دوش خود بلند کرده‌است؛‌ روزی که نیش مخالفتهای او فراموش شود، درباره‌اش بهتر حکم خواهیم کرد.

 

ماخذ: تاریخ فلسفه ویل دورانت انتشارات علمی و فرهنگی
از وبلاگ آدمهای گنده ...

خواص انار

خواص انار

خواص انار
یک عدد انار ۴۰ درصد نیاز روزانه شخص به ویتامین سی را تامین میکند. همچنین انار منبعی غنی از اسید فولیک و آنتی آکسیدان است

انار یكی از میوه هایی است كه از قدیم وجود داشته است حتی در كتب مقدس چندین بار نام آن ذكر شده است . هومر شاعر معروف یونان در كتاب خود ( اودیسه ) از آن نام برده است . معروف است كه حضرت سلیمان باغ بزرگی پر از درخت های انار داشته كه به آن عشق می ورزیده است .
درخت انار بومی ایران و مناطق مجاور آن است . كلمه انگلیسی Pomegranate  از زبان یونانی مشتق شده كه به معنی ( سیب با هسته های زیاد ) می باشد .
انار درخت كوچكی است كه ارتفاع آن تا 6 متر می رسد و در مناطق نیمه گرمسیری می روید . شاخه های آن كمی تیغدار و برگهای آن متقابل ، شفاف و ساده است .
گلهای انار درشت برنگ قرمز اناری ولی بی بو می باشد . میوه آن كروی با اندازه های مختلف دارای پوستی قرمز رنگ و یا زرد رنگ است.
رویهم رفته در حدود بیست نوع مختلف انار در دنیا موجود است .
تركیبات شیمیایی: قسمت های مختلف درخت انار مخصوصا پوست ریشه و ساقه انار دارای در حدود 20 درصد تانن و اسید پونی كوتانیك Punicotaniv acid می باشد . پوست درخت انار دارای الكالوئیدی بنام پله تیه رتین Pelletierin است .
در100گرم دانه انار مواد زیر موجود است :
انرژی                                  38 كالری
آب                                        82 گرم
پروتئین                                 0/4 گرم
چربی                                     /3 گرم
مواد نشاسته ای                    10   گرم
كلسیم                                     4 گرم
سدیم                              3 میلی گرم
پتاسیم                         260 میلی گرم
آهن                              0/5 میلی گرم
ویتامین ب 1                   0/2 میلی گرم
ویتامین ب 2                0/03  میلی گرم
ویتامین ب 3                 0/02 میلی گرم
ویتامین ث                        4 میلی گرم
خواص داروئی:
خواص میوه انار
 از نظر طب قدیم ایران ، انار سرد  و قابض است . آب انار سرد و پوست آن سرد و خشك و بسیار قابض می باشد .
پوست ریشه درخت انار از بقیه قسمت های این درخت قابض تر است .
برای مصارف دارویی از گل ، برگ ، پوست درخت ، پوست ریشه و دانه انار استفاده می شود .
1) انار شیرین ادرار آور است .2) انار با دانه ملین مزاج است .3) آب انار شیرین برای بیماریهای مجاری ادرار مفید است .
4) ترشح صفرا را زیاد می كند.5) آب انار اسهال را برطرف می كند.
6) اگر انار را با عسل مخلوط كرده و هر روز چند قطره در بینی بچكانید از رشد پولیپ در بینی جلوگیری می كنید .
7) خون ساز است .
8) خون را تصفیه می كند .10)برای سالمندان بهترین دارو برای تقویت كلیه است .11)آب انار خنك كننده است .
12)رنگ صورت را شاداب می كند .13)صدا را باز كرده و گرفتگی صدا را برطرف می كند .14)برای وزن اضافه كردن انار بخورید .15)آب انار مقوی قلب و معده است .
خواص قسمت های  دیگر درخت انار
1. جوشانده پوست ریشه درخت انار كرم معده و روده را از بین می برد .2. جوشانده پوست درخت انار نیز اثر ضد كرم درد .
3. برای برطرف كردن گلو درد و زخم گلو از جوشانده پوست انار و یا جوشانده برگهای انار استفاده كنند .
4.خانم هایی كه عادت ماهیانه شان منظم نیست می توانند از جوشانده برگهای انار استفاده كنند.
5.برگهای له شده انار را اگر روی پوست بگذارید خارش را از بین می برد .
6.برای برطرف كردن سوختگی پوست ، گلهای انار را له كرده و با روغن كنجد مخلوط كنید و این پماد را روی قسمت سوختگی بمالید .
7. جوشانده پوست درخت و پوست ریشه درخت انار كرم كش است .
8.دم كرده گل انار اسهال مزمن را برطرف می كند .9.دم كرده گلهای انار را بصورت غرغره برای از بین بردن زخمهای دهان بكار ببرید .
10.برای برطرف كردن دندان درد ، دم كرده ریشه درخت انار را در دهان مزه مزه كنید .11.انار ترش و شیرین (میخوش )ادرار را زیاد می كند .12. برای برطرف كردن بواسیر باید معقد را با جوشانده پوست انار شستشو داد .
مضرات :
كسانیكه سرد مزاج هستند نباید در خوردن انار افراط كنند . زیرا معده را سست كرده و ایجاد نفخ می كند . اینگونه افراد باید انار را با زنجبیل بخورند . جوشانده پوست درخت و پوست ریشه آن كه برای رفع كرم بكار
می رود ممكن است ایجاد سرگیجه و استفراغ كند . بهر حال در خوردن جوشانده آن باید احتیاط كرد و این كار باید تحت نظر متخصص انجام گیرد .

لیونل مسی

پايان اقتدار 40 ساله اسطوره ژرمن‌ها


گرد مولر تا شب گذشته با زدن 85گل در يک سال به مدت 40 سال رکورددار فوتبال جهان بود، اما مسي با گلزني برابر بتيس آن رکورد را شکست.


   پس از مدت‌ها انتظار ليونل مسي، در جدال شب گذشته (يکشنبه شب) با بتيس توانست در پيروزي 2 بر يک، هر 2 گل تيمش را بزند و با کسب گل‌هاي شماره 85 و 86 خود در سال رو به پايان ميلادي، رکورد گلزني گرد مولر آلماني را پس از 4 دهه (84 گل در يک سال) بشکند.


مسي که تا قبل از اين جدال توانسته بود در يک سال 84 گل به ثمر برساند، تا رکورد دست نخورده گلزن دهه هفتاد ژرمن‌ها معروف به «بمب افکن» تنها يک گل فاصله داشت که به اين مهم رسيد.


اکنون با86 گل زده مسي که خود صاحب رکورد شده، قادر خواهد بود،‌ بازهم بر شمار گل‌هايش بيفزايد و رکورد جديد را همچنان بهبود ببخشد.


 اما پرسشي که در اينجا ذهن هر علاقمندي را که مشغول مي کند، ممکن است چنين باشد:‌ اين بمب افکن که رکوردش 4 دهه پا برجا بود، چه چهره اي است که توانست سال‌هاي بي‌شمار اين تعداد باورنکردني گل را در يک فصل به ثمر رساند و جاودانه شود؟ 


 به گزارش فارس، جهت آشنايي بيشتر با گلزني که نامش حتي با رکوردشکني مسي، در تاريخ فوتبال ثبت خواهد بود، نگاهي به زندگي ورزشي اين چهره نامي مي اندازيم.


*مولر، گلزني ذاتي


گرهارد(گرد) مولر که در تاريخ سوم نوامبر سال 1945 در نوردلينگن، از توابع مونيخ به دنيا آمد، ستاره‌اي است که از او به عنوان «بمب‌افکن ملي» نامبرده مي شود. اين ملي‌پوش پيشين ژرمن‌ها و رکوردار گلزني در تيم ملي آلمان، بوندس‌ليگا و بايرن‌مونيخ، از سال 1992 تاکنون به عنوان کمک مربي با تيم دوم باشگاه مونيخي مشغول به همکاري است.


مولر زماني که بازي مي کرد، گلزني نبود که فانتزي بازي کند و گل‌هاي زيبا و خارق‌العاده به ثمر رساند. در واقع او تسلط عجيبي بر پا و سر خود داشت و چرخش‌هاي او ، شوت‌هاي ناگهاني‌اش و ضرباتي که در ظاهر ساده اما دقيق را به توپ مي زد و آن را دروازه حريفان مي‌کرد، از او يک گلزن بزرگ و جهاني ساخت. به همين خاطر او در کمترين فضا قادر بود بچرخد و به سرعت توپ را وارد دروازه حريف کند.


شايد مهم‌ترين گلي که او به همين ترتيب به ثمر رساند، گلي بود که در فينال جام جهاني 1974  و در ورزشگاه المپيک مونيخ در پيروزي 2 بر يک به ثمر رساندو باعث قهرماني ژرمن‌ها در پيکارهاي شد که خود ميزبانش بودند.


اين قابليت وي به حدي زياد بود که معمولا تيم‌هاي حريف را وادار مي‌کرد دو مدافع پوششي را مامور مهارش کنند.


 *شروع فوتبال


او دوران حرفه‌اي ورزشي خود را با  تيم شهرش آغاز کرد.تنها پس از سه سال عضويت در تيم پايه نوردلينگن از زادگاهش ، به تيم اصلي راه يافت و با آمار گلزني 51 گل در 32 بازي شرايط حضورش در معروف‌ترين و بزرگترين تيم ايالت بايرن يعني «بايرن مونيخ» فراهم شد.


در سال 1964 هنگامي که فقط 19 سال داشت، به جمع مونيخي‌‌ها  که آن زمان در دسته دوم حاضر بود، پيوست. در سال  1965 مثلث بکن باوئر، زپ ماير و گرد مولر که بعدها بايرن را به تيم اول جهان تبديل کرد، باوارايي‌ها را به دسته اول بوندس ليگا آورد. «گلزن توانمند» به همراه بايرن 4 قهرماني آلمان، 4 قهرماني جام حذفي کشور و 3 قهرماني اروپا را به دست آورد.


او 7 بار به عنوان گلزن برتر بوندس ليگا انتخاب شد. همچنين از فصل 65-1964 تا فصل 78-1977 سرخ‌پوشان مونيخي بود. در فصل 1972-1971 براي اين تيم 40 گل زد که تاکنون کسي به اين رکورد نرسيده است. به اين افتخارات بايد قهرماني در جام برندگان جام اروپا و جام باشگاه‌هاي جهان را نيز افزود. همچنين در سال 1970 به عنوان اولين آلماني جايزه بهترين بازيکن اروپا را به خود اختصاص داد.


 *مثل بکن باوئر و کرويف


در سال 1979 گرد مولر پس از بزرگاني همچون بکن‌باوئر، پله، کرويف که راهي ليگ حرفه‌اي تازه‌ تشکيل شده ايالات متحده آمريکا شدند، به اين کشور مهاجرت کرد و به عنوان لژيونر در خدمت تيم فورت لادوريل‌دال معروف به «مهاجم‌ها»‌ قرار گرفت. تيمي که تا سال 1981 برايش بازي کرد و در افتخاراتش سهميم شد.


وي پس از سال 1982 که کفش‌هايش براي هميشه آويخت، به کشورش بازگشت.


*شاگرد هلموت شوئن


در تيم ملي آلماندر رده ملي و در اواخر دهه شصت ،پس از اينکه مورد توجه هلموت شون مربي فقيد و وقت آلمان قرار گرفت، در سال 1966 نخستين بازي ملي خود را برابر ترکيه انجام داد و 8 سال در خدمت اين تيم بود. وي در اين مدت در مجموع 62 بازي براي تيم کشورش انجام داد و 68 گل به ثمر رسانيد. يعني بطور ميانگين بيش از يک گل در هر بازي زد.


«گرهارد» جوان به همراه «مانشافت» (آلمان) در سال 1974 به مقام قهرماني جهان رسيد. در بازي نهايي آن دوره از مسابقات، آلمان در مقابل رقيب ديرينه خود هلند قرار گرفته بود. تا چند دقيقه پيش از پايان نيمه نخست، دو تيم با نتيجه يک بر يک مساوي بودند. در آن هنگام او  با وارد کردن دومين گل به دروازه هلند، «سفيد و مشکي‌پوشان» را براي دومين بار فاتح جهان کرد.


 *مولر ، بازيکني پرافتخار


مولر در مسابقات جام جهاني مجموعا 14 گل به ثمر رساند و تا سال 2006 که رونالدو ستاره برزيلي با پانزدهمين گل خود در رقابت‌هاي جام جهاني در آلمان، رکوردش را شکست، پيشتاز بود. وي با همراه با ژرمن‌ها يکبار نيز در سال 1972 قهرمان جام ملت‌هاي اروپا شد.


گل پيروزي 2 بر 1 آلمان برابر اسکاتلند با ضربه سر گرد مولر، در ديداري تدارکاتي در سال 1974در کارنامه فوتبال باشگاهي وي، جزو عناوين‌ فراموش نشدني‌اش  ثبت شده است.


*حضور در بايرن


او 15 سال براي باشگاه بايرن مونيخ توپ زد. در اين مدت به همراه اين تيم يکبار قهرمان باشگاه‌هاي جهان، سه بار قهرمان باشگاه‌هاي اروپا، يکبار قهرمان جام حذفي باشگاه‌هاي اروپا، چهاربار قهرمان آلمان و چهاربار قهرمان جام حذفي آلمان شد.


افزون بر آن، مولر در سال‌هاي 1970 و 1972 لقب بهترين گلزن اروپا را از آن خود کرد. وي همچنين در سال 1970 از طرف کارشناسان فوتبال به عنوان بهترين بازيکن اروپا انتخاب شد. مولر دوبار نيز به عنوان بهترين بازيکن آلمان انتخاب شد.


 *مردي جادوانه


گلزني که تا چهارشنبه شب «رکورد 85 گل زده‌اش» پا برجا بود و توسط ليونل مسي‌ شکسته شد، در دوراني که بازي مي کرد، آنقدر گلزني کرده و رکورد در زمينه هاي مختلف خلق کرده که در همه حال مي‌تواند نام خود را به عنوان يک گلزن تاريخي،‌حفظ کند.


وي 68 گل در 62 زده که ميانگين 1.097 گل در هر بازي ملي است. او در کنار ادموند کوهن، تنها بازيکن آلماني است که در يک دوره جام جهاني هت تريک کرده است. البته او در دو بازي ملي خارج از جام جهاني،‌ هت‌تريک کرده است. حتي در تاريخ 26 ماه مه سال 1972 در بازي آلمان و شوروي سابق از دقيقه 49 تا 65 بازي 4 گل زيبا به ثمر رساند.


در مجموع او در 4 بازي 3 گل زد و در 4 بازي ديگر نيز زننده 4 گل بود.


از طرفي در رقابت‌هاي جام ملت‌هاي اروپا  او بهترين گلزن کشورش است. زيرا در 12 بازي 16 گل زده است.


در مورد گرد مولر، نکات مثبت زيادي در ارتباط با گلزني وجود دارد. به عنوان مثال او 365 گل در 427 بازي بوندس‌ليگايي زده که همه اين تعداد گل براي بايرن مونيخ بوده است.


البته در کنار اين همه رکورد اعجاب انگيز، يک رکورد منفي نيز به چشم مي‌خورد: گرهارد که اکنون 67 ساله شده ، بدترين پنالتي زن تاريخ بوندس‌ليگا است. او در مجموع سال‌هاي در بوندس ليگاي کشورش به عنوان بازيکن باشگاهي فعاليت کرد، 12 ضربه پنالتي را هدر داد که تاکنون سابقه نداشته در اين ليگ بازيکني چنين آماري از نظر هدر دادن ضربه پنالتي داشته باشد.


*عناوين و افتخارات


در تيم ملي: قهرمان جهان 1974، قهرمان اروپا 1972، آقاي گل جام جهاني 1970 (با 10 گل زده)، آقاي گل جام ملت‌هاي اروپا در سال 1972 ( با 4 گل زده)


در رده باشگاهي:قهرمان جام بين قاره‌اي 1976، فاتح جام باشگاه‌هاي اروپا 1974، 1975، 1976، قهرمان جام جامداران 1967،‌قهرمان آلمان در سال ‌هاي 1969، 1972، 1973، 1974، قهرمان جام حذفي آلمان در سال‌هاي 1966، 1967، 1969، 1971، قهرمان ليگ دسته دو در سال 1965، آقاي گل 7 دوره بوندس‌ليگا

اعمال شب قدر

اسفستان و شب قدر در اسفستان

اعمال شب‌های قدر

یا علی

شب نوزدهم:

اولین شب از شب‌های قدر است و شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و فضیلت آن نمی‌رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور سال رقم می‌خورد و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل می‌شوند و به خدمت امام زمان علیه‌السلام مشرف می‌شوند و آنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض می‌کنند.

اعمال شب قدر بر دو نوع است: یکی آن که در هر سه شب انجام می‌شود و دیگر آن که مخصوص هر شبی است.

اعمالی که در هر سه شب مشترک است:

1- غسل. (مقارن غروب آفتاب، که بهتر است نماز عشاء را با غسل خواند.)

2- دو رکعت نماز وارد شده است که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه توحید بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ و در روایتی است که از جای خود برنخیزد تا حق تعالی او و پدر و مادرش را بیامرزد.

3- قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید: اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِ وَ ما فیهِ اسمُکَ الاَکبَرُ و اَسماؤُکَ الحُسنی وَ ما یُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار. پس هر حاجت که دارد بخواهد.

4- مصحف شریف را بگیرد و بر سر بگذارد و بگوید:

اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَ بِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَه ُ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنکَ.

ده مرتبه بگوید: بِکَ یا الله

ده مرتبه: بِمُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِعلیٍّ

ده مرتبه: بِفاطِمَةَ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ

ده مرتبه: بِالحُسَین ِ

ده مرتبه: بِعلیّ بنِ الحُسین

ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِموُسی بنِ جَعفَر ٍ

ده مرتبه: بِعلیِّ بنِ مُوسی

ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِعَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِالحُجَّةِ.

پس از این عمل هر حاجتی كه داری طلب کن.

5- زیارت امام حسین علیه السلام است؛ که در روایت آمده است که چون شب قدر می‌شود منادی از آسمان هفتم ندا می‌کند که حق تعالی آمرزید هر کسی را که به زیارت قبر امام حسین علیه السلام آمده است.

6- احیا داشتن این شب‌ها. در روایت آمده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوه‌ها و وزن دریاها باشد.

7- صد رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد، و افضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند.

8- این دعا خوانده شود: اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ...

اعمال مخصوص هر شب قدر

شب نوزدهم:

1- صد مرتبه "اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَ اَتوبُ اِلَیه".

2- صد مرتبه " اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ".

3- دعای "یا ذَالَّذی کانَ..." خوانده شود .

4- دعای " اَللّهَمَّ اجعَل فیما تَقضی وَ..." خوانده شود.

شب بیست و یکم:

فضیلتش زیادتر از شب نوزدهم است، و باید اعمال آن شب را از غسل و احیاء و زیارت و نماز، هفت قل هو الله و قرآن بر سر گرفتن و صد رکعت نماز و دعای جوشن کبیر و غیره در این شب به عمل آورد، در روایات تاکید شده در غسل و احیاء و جدّ و جهد در عبادت در این شب و شب بیست و سوم.

سوگولومه

سئوگیلیم بو گون گؤروشومه گل

سنی گؤرمک تکجه موتلولوقدور منه بوردا

و خاطیرلات منه

یارالی شهریمیزی

ارگین ویرانه­لرینده

آختاردیغیمیز گونلری

بو گون گلسن، سنه سؤزلریم اولاجاق

یادییندامی­دیر تبریز موزه­سینده

       یان­یانا یاتمیش او سئوگیلی ایسکیلت­لری؟

گل ایکیمیز گؤی مچیدین آرخاسینداکی مزارلیغیندا یاتاق

و بیز ده اورداکی اؤلولر کیمی هایکیراق

               یا دا فرهاد کیمی

            شاه گؤلونون گؤلونده بوغولاق

بالیقلار بیزی گؤلون اوزونه گتیرسین

و جنازه­لریمیزی تشییع ائتسین­لر

                 بو شهرین دیری­لری اؤلسه ده

اؤلوله­ری دیری­دیر

                     سئوگیلیم سنه سؤزوم

    گل هئچ زامان اؤلمه­یک

نرم افزار فارسی htc dsire

با اين رام ديگر نياز به نصب هيچ فارسی سازی نيست. رام دارای سرعت عالی و عملكرد بسيار بالايی است. دوستانی كه دنبال رام اورجينال با پشتيبانی عربی / فارسی ميگردند اين رام را نصب نمايند.

مشخصات كلی اين رام به شرح زير است :

RUU_Ace_Gingerbread_S_HTC_ARA_2.42.415
12.54.60.25
radio26.09.04.11

لينك دانلود رام اورجینال بصورت فایل اجرایی یا EXE

http://hotfile.com/dl/121246613/2548057 ... d.exe.html

http://www.filesonic.com/file/125085451 ... signed.exe

http://www.fileserve.com/file/H3U8HYy

بصورت زیپ:

http://www.mediafire.com/?aa7dn65q13n53bv

http://www.mediafire.com/?44jo6d93ltv5la4

طريقه نصب :

بعد از دريافت رام اگزه. گوشی رو با HTC Sync به کامپیوتر اتصال میدید و در کامپیوتر بر روي ان كليك كرده و مراحل نصب را دنبال كنيد.

اگه بصورت زیپ و از طریق مموری خواستید نصب کنید، اول باید مموری رو گلدن کارت کنید سپس رام زیپ رو داخلش بریزید و گوشی رو به بوت لودر ببرید (گوشی را ریستارت کرده و همزمان دکمه کم کردن صدا را نگه دارید و یا ابتدا گوشی را خاموش کرده باطری را در آورده و دوباره جا بزنید و با گرفتن دکمه کم کردن صدا روشن کنید) خودش نصب میشه.

اگه هی ارور 131 بده باید با باکسXTC بدین مموریتون رو گلد کنند.
==================================================

دوستانی که نمیخواهند روت گوشی خود را از دست بدهند میتوانند رام بالا را بصورت اورجینال اما روت شده دریافت و نصب نمایند. (یعنی گوشی هایی که قبلا روت شده یا برای این رام باید گوشیشون روت بشه).

لینک دریافت رام روت شده :



طریقه نصب :

رام را به مموری کارت کپی نموده از طریق ریکاوری نصب نمایید.

نکته: برای نصب رام های كوك شده و روت شده و كلا دستكاری شده بايد از طريق ريكاوری اقدام كرد ونصب كرد، اگه علامت مثلث قرمز بياد يعنی ريكاوری نصب نشده و بايد نصب شه برای نصب بايد اگه گوشيتون دانگريد ميخاد اول به 1.32 دانگريد كنيد و بعد روت و اس اف و راديو اف و ريكاوری رو نصب و بعد هر نوع رامي كه دلتون ميخاد نصب کنید.

توجه : براي فعال كردن حروف فارسي ( گ چ پ ژ ) در كيبرد اصلي مسير زير را دنبال كنيد.
وارد Setting شده گزينه Language & Keyboard را انتخاب نماييد. بعد Arabic Keyboard و در نهايت Text input را بزنيد. حال تيك گزينه Add farsi key را بزنيد.



نسبت به رام 2.2
سرعتش بهتره
کیفیت صفحه نمایشش بهتر شده
صداش بلند تر شده
منوی برنامه ها صفحه ای شده
توی قسمت Notification ها یه صفحه دسترسی سریع به ابزار های کاربردی اضافه شده
حرف ی که قبلا مشکل داشت درست شده
کیفیت عکس ها و فیلم ها یه کمی بهتر شده و ولی رنگ ها خیلی به واقعیت نزدیک شده
جلوه های آب و هوا صدا دار شده

لیگ برتر

فرهاد کاظمي هنوز پشت خط ليگ برتر


مسئولان باشگاه پيکان تهران که در پايان رقابتهاي فصل گذشته ليگ دسته اول توانستند تيم فوتبال اين باشگاه را به ليگ برتر برسانند، قصد داشتند با فرهاد کاظمي در رقابتهاي فصل آينده شرکت کنند اما ظاهرا براي تحقق اين امر موانعي وجود دارد.



 فرهاد کاظمي يکي از مربياني است که در سالهاي اخير بخش عمده اي از فعاليت هاي مربيگري خود را در ليگ دسته اول سپري کرده و فصل گذشته نيز با هدايت خود موفق شد تيم فوتبال پيکان را به رقابتهاي ليگ برتر برساند.


 پس از صعود پيکان به ليگ دوازدهم، مسئولان اين باشگاه قصد تمديد قرارداد با فرهاد کاظمي را داشتند اما ظاهرا برخي موانع سر راه کاظمي قرار دارد تا او همچنان پشت خط ليگ برتر باشد، هر چند رايزني ها براي حل اين مشکلات ادامه دارد.

 

 با اين حال مسئولان باشگاه پيکان گفتگو با کاظمي براي تمديد قرارداد را آغاز کرده اند اما گفته مي شود برخي مراجع نظارتي هنوز بازگشت فرهاد کاظمي به مربيگري در رقابتهاي ليگ برتر را تاييد نکرده اند.

 

 شايد به همين خاطر است که مذاکراتي با عبدالله ويسي سرمربي فعلي تيم فوتبال صباي قم صورت گرفته تا وي فصل آينده هدايت پيکان تهران را برعهده بگيرد که البته هنوز چيزي قطعي نشده و جلسات مسئولان باشگاه پيکان براي انتخاب کادر فني فصل آينده اين تيم همچنان ادامه دارد.

فوتبال

     آخرین تغییرات تا 20:42 به وقت ایران
1391/01/26            
نتیجه نهایی
نوريچ1 - 6منچسترسيتي
1391/01/26            
نتیجه نهایی
ساندرلند0 - 0ولورهمتن
1391/01/26            
نتیجه نهایی
سوانسي3 - 0بلكبرن
1391/01/26            
نتیجه نهایی
وست برومويچ1 - 0کوئينز پارک
1391/01/26    18:30
استوك سيتي? - ?اورتون
 
1391/01/26            
نتیجه نهایی
ليورپول2 - 1اورتون
1391/01/26    22:30
رئال مادريد? - ?گيخون
 
1391/01/27    00:30
لوانته? - ?بارسلونا
 
1391/01/26    23:15
اودينزه? - ?اينترميلان
 
1391/01/26            
به تعویق افتاد
آث ميلان? - ?جنوا
 
1391/01/26            
نتیجه نهایی
بايرلوركوزن3 - 3هرتابرلين
1391/01/26            
نتیجه نهایی
هامبورگ1 - 0هانوفر
1391/01/26            
نتیجه نهایی
کايزرسلاترن0 - 2نورنبرگ
1391/01/26            
نتیجه نهایی
شالكه041 - 2بروسيادورتموند
1391/01/26            
نتیجه نهایی
وولفسبورگ1 - 2آگزبورگ
1391/01/26    21:00
بايرن مونيخ? - ?ماينتس
 
1391/01/26    23:30
ليون? - ?مارسي

خوانندگان آذربایجان

زندگی نامه خوانندگان معروف آذربایجان

 
 
 
 
 
 
yaziya ımtıyaz verin

زینب خانلاراوا

زینب فرزند یحیی خانلاراوا بتاریخ بیست و هشتم دسامبر سال 1936 در باکو چشم بجهان گشود . زینب خانلاراو در سال 1961 کلاس شوشنسکی  مدرسه موسیقی زیناللی باکو را با موفقیت پشت سرگذاشته و تقریبا از همان سال در اپرا و باله میرزا فتحعلی آخوندوف آذربایجان بعنوان سولیست مشغول به فعالیت گشت . او در همین مؤسسه هنری موفق گردید تا در اپراهای “لیلی و مجنون ” و ” اصلی و کرم”  نابغه بزرگ موسیقی آذربایجان اؤزگیر حاجی بیگف  جای گرفته و نقش های اصلی و لیلی را به بهترین شکلی به اجراء درآورد . در رپرتوار موسیقی زینب خانلاراوا از مقاماتی همانند ” شهناز” ، ” قطار” ، ” بیات شیراز ” ، ” چهارگاه ” و ” دلکش ” گرفته تا تصنیف هائی در دستگاههای ” شور ” ، ” چهارگاه ” ، ترانه های  محلی و ترانه هائی از مشرق زمین جای میگیرند . ناگفته نماند که زینب خانلاراوا اولین خواننده زن آذربایجان است که در دستگاه چهارگاه آواز خوانده است .
در هنرنمائی های زینب خانلاراوا که در اجرای ترانه های خود به فاکتور رقص اهمیت فراوانی قائل بود ، براحتی میتواند امتیاز هنری او و شور و شوقی که در تماشاچیان بر میانگیزد را لمس نمود .  او خود نیز ترانه های بسیاری را ساخته و تنظیم کرده است . زینب در دوران شوروی سابق در بسیاری از شهرهای این کشور ، چکسلواکی ، اسپانیا ، کانادا ، بلغارستان ، مجارستان ، فرانسه ، ایتالیا ، سوئد ، دانمارک ، ترکیه ، عراق ،افغانستان ، ژاپن و ممالک بسیار دیگری به اجرای کنسرت پرداخته و با اجرای پرشور موسیقی سرزمین عزیزمان آذربایجان در معرفی این فرهنگ غنی به مردمان جهان خدمات شایان تقدیری بعمل آورده است.

(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*
رشید بهبودوف

رشید بهبودوف در خانواده ای آذربایجانی ساکن تفلیس گرجستان بتاریخ چهاردهم دسامبر سال 1915 چشم بجهان گشود .او از سالهای کودکی به موسیقی علاقه خاصی داشته و در گروه کر دبستان خود ترانه هائی را بصدا در می آورد . در سال 1933 رشید جوان در راه آهن کشورش بکار تکنسینی مشغول شده و بعد از رفتن بخدمت سربازی در گروه موسیقی ارتش فعالیت مینمود . بهبودوف بعد از پشت سر گذاشتن خدمت سربازی در یکی از ارکسترهای موسیقی جاز تفلیس مشغول کار شده و در عین حال نیز در ارکستر دولتی جاز ارمنستان آواز میخواند . رشید بهبودوف در سال 1943 برای عهده دار شدن نقش مهمی در کمدی موزیکال اوزئیر حاجی بیگوف  تحت عنوان “آرشین مال آلان” دعوت گردید .این هنرمند که در این بحث کوتاه نمیتوان از کارها ، آثار، مدالها و نشانهای فراوانش در آذربایجان سخن گفت ، در نهم سپتامبر سال 1989 دار فانی را وداع گفت …روحش شاد باد .

(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*

شوکت علی اکبراوا

این هنرمند بزرگ آذربایجانی بسال 1922 در باکو چشم بجهان گشود . زندگی شوکت نوجوان با درد و رنج بسیاری آغاز گردیده و بالاخره او موفق گردید تا با کسب موفقیت در مسابقه آوازخوانی بسال 1937 به صحنه ها گام بگذارد . شوکت علی اکبراوا بین سالهای 1938 الی 1945 بعنوان خواننده ارکستر موسیقی و رقص آذربایجان ایفای نقش نمود .این خواننده عالیقدر با صدای ابریشمین خود هر شنونده ای را تحت تأثیر میگذاشت . او از سال 1945 نیز در ارکستر فیلارمونیک ماگامایف آذربایجان فعالیت مینمود .  شوکت در سال 1959 بعنوان هنرمند خلق شناخته شد . در میان دستگاههائی که شوکت به آنها علاقه داشته و شنیدنشان از این خواننده حال و هوائی دیگری دارد میتوان به سه گاه ، قطار و شهناز اشاره نمود . شوکت علی اکبراوا در کشورهائی همانند فرانسه ، سوئد ، سری لانکا ، افغانستان ، هندوستان ، الجزایر ، ایران و ترکیه کنسرتهائی به اجراء درآورده است .  هنرمند بزرگ آذربایجانی بسال 1993 دار فانی را وداع گفت …

(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*

برلیانت داداش اوا

برلیانت در خانواده ای پر فرزند در باکو چشم بجهان گشود . مادر کمانچه نوازش در نتیجه حادثه رانندگی بسال 1964 دارفانی را وداع گفته و او را در این جهان تنها گذاشت . خواهران بزرگتر برلیانت نیز با موسیقی آشنائی داشته و از این راه امرار معاش مینمایند .برلیانت داداش اوا برای اولین بار بسال 1985 در خلال فستیوال بین المللی جوانان در مسکو پا به صحنه هنر گذاشته و دو سال بعد نیز در مسابقه موسیقی پاپ که در سرتاسر شوروی پیشین برگزار شده بود بمقام نخست دست یافت . او در سال 1990 از انستیتوی فرهنگ و هنر ملی آذربایجان فارغ التحصیل شده و در میان موفق ترین بانوان هنرمند آذربایجانی جایگاه بحقی بخود اختصاص داد . برلیانت داداش اوا که دارای شهرتی بین المللی میباشد در آمریکا ، آلمان ، اتریش ، انگلستان ، سوئد ، کانادا ، روسیه و ترکیه کنسرتهای فراوانی اجراء کرده و مورد پسند طرفدارانش در این ممالک قرار گرفته است . برلیانت در سال 1999 بعضویت مجلس شهرداری باکو انتخاب شد . او همچنین از سال 2001 الی 2006 برنامه ای تحت عنوان ” زیبائی جهان را نجات خواهد داد” را تهیه نموده و به علاقمنداد عرضه میداشت . برلیانت داداش اوا متأهل بوده و دارای یک فرزند است .

(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*

جاوید تبریزلی

جاوید تبریزلی یکی از هنرمندان ممتاز موسیقی آذربایجان جنوبی بسال 1960 در یکی از خانواده های هنردوست و هنرمند پرور تبریز چشم بجهان گشود . جاوید از اوان کودکی گوش به صدای دلنشین پدرش داده و کم کم موسیقی را در اعماق روحش جای داد . هنوز نوجوانی بیش نبود که در رادیو تبریز فعالیت موسیقی را آغاز کرده و گوش علاقمندان به این هنر متعالی را نوازش میداد . روزهای پرتلاطم در راه بود و جاوید نیز همانند یکی از ماهیان سیاه کوچولو بدنبال یافتن یافتن دریای آرزوهایش ترک دیار نمود .  او امروز در ترکیه زندگی کرده و همچنان به معرفی فرهنگ وهنر برجسته سرزمینی که عاشقانه دوستش دارد ، میپردازد…اعتماد به نفس او بر روی صحنه ، شوخ طبعی که به نیکی از خانواده اش به ارث برده و علی الخصوص صدای خوش لحن و دلنشینش جاوید را به یکی از هنرمندان جاوید آذربایجان جنوبی بدل کرده است .
این هنرمند بزرگ در کشورهای مختلفی همانند آلمان ، کانادا ، دانمارک ، سوئد و…کنسرتهای بسیاری داده و خدمات او در نمایش بحق فرهنگ و هنر آذربایجان شایان تقدیر است . جاوید تبریزلی متأهل و صاحبی پسری بنام ” ساوالان ” میباشد .

(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*

پولاد بلبل اوغلو

پولاد مرتضی اوغلو ممدوف فرزند هنرمند بزرگ و فراموش نشدنی آذربایجان ” بلبل ” بتاریخ چهارم فوریه سال 1945 در باکو چشم بجهان گشود . پولاد که در فضائی پر از هنر و هنرمندان تربیت یافته و بزرگ شده بود وارد کنسرواتوار باکو گردیده و بسال 1968 کلاس قره قرایف را با موفقیت به پایان برد . پولاد بعنوان آهنگسازی موفق و خواننده ساخته های خود شهرت دارد . این هنرمند بزرگ که در شهرهای مختلف آذربایجان هنرنمائی کرده و کنسرتهائی داده است ، در سال 1973 به عنوان خدمتگزار هنری آذربایجان نائل گشته و در سال 1982 نیز به عنوان هنرمند خلق آذربایجان دست یافت . پولاد بلبل اوغلو هم اکنون به عنوان وزیر فرهنگ جمهوری آذربایجان انجام وظیفه مینماید . او در سال 1998 آلبومی بنام ” گل ای سحر ” را تهیه و روانه بازار نمود .

(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*

استاد عاشیق حسن اسکندری

سال1326 شمسی، عاشیق حسن در روستای “اوزوم‌کاللا” از توابع محال اوزومدیل شهرستان ورزقان به دنیا آمده؛ تا 9 سالگی در روستای خودشان زندگی و در روستای همجوار اوشتبین نیز تا کلاس سوم ابتدائی تحصیل می کند.
سال1335 شمسی خانواده‌شان به شهر تبریز نقل‌مکان می‌کند. عاشیق حسن در کارگاه فرشبافی مشغول به کار  می شود؛ او در عین بافنده‌ی ماهر بودن، بخاطر صدائی دلچسب و شیرینش زبانزد مردم  می‌شود.
سال1343 شمسی برای جستجوی کار به تهران سفر کرده و در نانوائی مشغول به کار می‌شود. بخاطر داشتن صدای خوش با تشویق و یاری دوستانش در آموزشگاه موسیقی « ایران پویا » به آموختن ردیف‌های موسیقی ایرانی همت می‌گمارد.
او در سال1347 شمسی ازدواج می‌کند. در سال1348 به تبریز بازگشته و هنر عاسیقی را پیشه خود می‌سازد و بعنوان «قاوالچی» عاشیق مشهور آذربایجان عاشیق عیسی در مجالس عروسی و جشن و سرور شرکت کرده و ترانه‌های آذربایجانی و فارسی را اجرا می‌کند . در همان سالها به یادگیری نواختن «ساز» نیز می‌پردازد و با راهنمائی عاشیق عباس عبادی ساز به دست گرفته و در کسوت عاشیقی در عروسی‌ها شرکت می‌کند. از این رهگذر روز به روز آوازه‌اش به همه جا می‌پیچد.
در دهه پنجاه با دانشجویان مبارز تبریز آشنا شده که این آشنائی به دوستی و همکاری با آنها می‌انجامد . عاشیق حسن نیز به همراه آنها مشعل مبارزه علیه رژیم شاه و عمالش را فروزان نگاه می‌دارد.
تقریباً از سال 1355 کنسرت‌های عاشیق حسن در دانشگاههای ایران پا می‌گیرد و تاکنون هم ادامه دارد. او در اکثر شهرها و دانشگاههای کشورمان کنسرت برگزار می‌کند.
از دهه 60 سفرهای هنری عاشیق حسن به خارج از کشور شروع می‌شود. او در فستیوالهای جهانی موسیقی شرکت کرده و در بیشتر آنها جوایزی نیز دریافت می‌دارد. در بعضی از این فستیوالها در کسوت داور نیز ظاهر می‌شود . عاشیق حسن در اکثر نقاط جهان و در شهرهای مهم دنیا چون برلین، لندن، رم، پاریس، واشنگتن، توکیو، پکن، آمستردام، مسکو، آنکارا، باکو و … کنسرت‌های باشکوهی برگزار کرده است و هنوز هم این سفرهای هنری ادامه دارد.
از نیمه دوم دهه 60 عاشیق حسن گام‌های بلندی برای اتحاد و همیاری عاشیق‌های آذربایجان برداشته است. عاشیق های آذربایجان با تدبیر و مدیریت او در مجامع هنری کشور خوش درخشیده و در انجمن صنفی ایفاگران موسیقی آذربایجان شرقی متحد شده و ستون اصلی این انجمن را تشکیل دادند که خود موجب شکوفائی هنر عاشیقی و ترویج آن در میان مردم گشته است.
عاشیق حسن از عاشیق‌های آفرینشگر است. او علاوه بر اجرای موسیقی عاشیقی، دیوانی ترتیب داده که حاوی قوشماها، گرایلی ها و تجنیس‌ها و … است. عاشیق حسن در آفریدن « هاوا “های عاشیقی نیز چیره دست است. از جمله این «هاواجات» : «ساز لایلاسی» ، «میصری‌گولو» ، «آذری» ، «مجنون دردی» ، «آغاخان گرایلی‌سی» ، «کرم گلدی» و…  را می‌توان نام برد.
استاد عاشیق حسن در داستانسرائی هم دستی دارد. از این نوع ادبیات عاشیقی او می‌توان  از آثاری همچون: «آیلار و ائلدار داستانی» و «عاشیق قشم گوروشو» نام برد. او همچنین خاطرات خود را در قالب نظم و نثر و به شیوه داستانهای فولکلوریک آذربایجانی نوشته که توسط انجمن ادبی- مدنی ساهر به مناسبت شصتمین سال تولدش منتشر شده است.
از عاشیق حسن کاست‌های فراوانی ضبط و پخش شده است . از کاست های مشهور او می‌توان از کوراوغلی داستانی، لیلی و مجنون داستانی، حیدربابا، دئییشمه ، عاشیق ماهنیلاری، عاشیق قشمین خاطره‌سینه، قاچاق کرم، شئیور و … نام برد .
سال 1385 عاشیق حسن بیماری سخت و مردافکنی را از سرگذراند که با تلاش پزشکان و یاری هواخواهانش و اراده‌ی قوی سلامتی خویش را باز یافت و هم اکنون برای جشن تولد 60 سالگی خود آماده می‌شود.
و اینک در یازدهم مرداد ماه سال 1386 شاهد جشن باشکوهی هستیم که به مناسبت بزرگداشت این خنیاگر مردمی، از سوی مجامع ادبی، هنری، فرهنگی، شخصیت های هنرپرور و دوستانش در فرهنگسرای بهمن ترتیب یافته است.

(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*

هابیل علی اف

هابیل علی اف هنرمند و استاد کمانچه نواز آذربایجانی  بتاریخ بیشت و هشتم مه سال 1927 در آغداش چشم بجهان گشود . بعد از اینکه مسئولین مدرسه ابتدائی به استعداد فوق العاده هابیل پی بردند او را با کمانچه آشنا کردند تا برای اولین بار در سال 1938 پا بر صحنه گذاشته و هنرنمائی کند . هابیل بعد از اتمام کلاس هفتم وارد مدرسه پداگوژی گردیده و در عین حال نیز در تئاتر دولتی درام وزیروف آغداش مشغول بکار شد . اوبسال 1952 در رشته کمانچه نوازی مدرسه موسیقی زینالی اشتراک ورزیده و بعدها به عضویت ارکستر فیلارمونی مگامایف آذربایجان درآمد . هابیل علی اف  که به یاد نزدیکان از دست رفته اش در خلال جنگ جهانی دوم و با چشمانی بسته کمانچه مینوازد تا کنون کنسرتهای بسیاری در کشورهائی همانند  آلمان ، ایران ، فرانسه ، پاکستان ، سوئیس ، انگلستان ، هندوستان ، هلند ، موزامبیک ، سوریه ، ژاپن ، ممالک مختلف ترک آسیای میانه برگزار نموده است . او علاوه بر داشتن عناوین و نشانهای مختلف بعنوان هنرمند خلق نیز نائل گشته است .

(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*

الهامه قلی اوا

الهامه قلی اوا بتاریخ هفدهم اوت سال 1943 در باکو چشم بجهان گشود . او  در رشته فیلولوژی دانشگاه دولتی باکو مشغول بتحصیل گشته و از این دانشگاه با درجه ای عالی فارغ التحصیل گشت . الهامه که صدائی بسیار لطیف و زیبا دارد در سال 1956 در مؤسسه دولتی رادیو و تلویزیون دولتی آذربایجان کار خوانندگی را آغاز نموده و دیری نپائید که در تئاتر نمایشی رشید بهبودوف مقام اولین سولیست را بخود اختصاص داد . او در سال 1998 بدرجه عالی هنرمند خلق شناخته شده و بارها مدال و نشانهای مختلفی دریافت کرده است . الهامه قلی اوا هم اکنون در کالج هنری باکو بتدریس موسیقی مشغول بوده و هنرآموزان بسیاری را برای نسلهای آینده تربیت مینماید . او همچنین در نهادهای اجتماعی بسیاری شرکت جسته و عضو کمیته جهانی زنان میباشد .

(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*

عاکف اسلامزاده

این هنرمند بزرگ آذربایجان بسال 1948 در باکو چشم بجهان گشود . او بسال 1979 از دانشگاه علوم اقتصادی باکو در رشته محاسبات فارغ التحصیل گردیده ولی بعنوان خوانند گروه کر وارد صحنه موزیکال رشید بهبودوف شد . عاکف اسلامزاده در سال 1976 بعنوان خواننده در ارکستر سمفونیک توفیق احمدوف باکو فعالیت خود را ادامه داد . او رئیس خانواده خوبی بوده و دارای یک فرزند پسر است .

(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*

فلورا کریم اوا

هنرمند بزرگ موسیقی پاپ آذربایجان بتاریخ بیست و سوم سپتامبر سال 1941 در باکو چشم بجهان گشود . فلورا در سالهای 1965 الی 1971 به تحصیل علوم پزشکی پرداخته و در سالهای بین 1972 الی 1977 نیز به تحصیل در کنسرواتوار موسیقی مشغول شد . فلورا کریم اوا بعنوان هنرمند خلق در بین هنرمندان آذربایجانی جایگاه بحقی دارد …این هنرمند بزرگ صاحب یک فرزند دختر و یک فرزند پسر میباشد …

(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*

علی سلیمی

استاد علی سلیمی؛ نوازنده‌ی تار آذربایجانی، فرزند ظهراب، متولد 1301، در باکو از 8 سالگی آموزش موسیقی را نزد نوازنده‌ی معروف باکو، احمد باکیخانف آغاز کرد. سپس آموزش‌ خود را در آموزشگاه‌های مختلف موسیقی باکو ادامه داده و به عضویت ارکستر ملی آذربایجان درآمد. در سال 1938 همراه پدرش به ایران مهاجرت کرد. سپس در تهران مسئولیت ارکستر آذربایجان رادیو را برعهده گرفت و در همین حال، نزد استاد حسین ناصحی ترانی به فراگیری مبانی آهنگ‌سازی مشغول شد. آقای سلیمی در سال 1332 در فستیوال موسیقی سونیت آذربایجان شرکت کرد و موفق به دریافت مدال طلا شد. او در زمینه‌های مختلف موسیقی آذربایجان به تصنیف آثاری در قالب سرود، ترانه، مارش، فانتزی و تعدادی دوئت (دونوازی) برای تار و آثاری برای ارکستر پرداخته است. روحش شاد باد …

(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*

غلامحسين بيگجه خاني

استاد غلامحسين بيگجه خاني در سال 1297 شمسي در محله ي سنجران تبريز چشم به جهان گشو . پدرش حسينقلي خان از استادان صاحب نام و نوازنده ي چيره دست تار بود. بيگجه خاني از شش سالگي نزد پدر به آموختن تار پرداخت و پس از مرگ او ( در سال 1310 شمسي ) نزد رضا قلي زابلي كه از شاگردان مشهور پدرش بود، فراگيري تار را ادامه داد. دوران جواني را با شنيدن صفحات سنگي قديمي از استاداني چون آقا حسينقلي، درويش خان، ني داوود و علي اكبر شهنازي گذراند و بعدها از محضر دو استاد برجسته ي آواز، مير علي اصغر صادق الوعد و اقبال آذر ، بهره هاي فراوان برد. در همين ايام بود كه با استاد چيره دست دايره، حاج محمود فرنام، آشنا شد و اين آشنايي به همكاري صميمانه اي منجر شد كه حدود 50 سال دوام آورد. بیگجه‌خانی از تجربیات ردیفی اقبال آذر نیز آموخت و در کنسرتی در باغ گلستان تبریز با اقبال برنامه اجرا کرد.
بیگجه‌خانی همزمان با تاسیس رادیو تبریز فعالیت خود را در آن آغاز کرد و مدتی سرپرست ارکستر ایرانی رادیو تبریز بود. بعد در رادیو ایران مشغول به کار شد و مدتی نیز به دعوت نورعلی خان برومند در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به تدریس پرداخت. او آثاری نیز در تنظیم و اجرای موسیقی آذربایجانی دارد. آخرین کنسرت او با گروه چاوش در سال ۱۳۶۳ برگزار شد. غلامحسین بیگجه‌خانی در ۲۴ فروردین ۱۳۶۶ در بیمارستان ۲۹ بهمن تبریز درگذشت.
روحش شاد ، يادش گرامي

(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*(*

خان شوشنسکی

اسفندیار اصلان آق اوغلو جوانشیروف که با نام خان شوشنسکی شناخته میشود ، بتاریخ بیستم اوت سال 1901 در شوشا چشم بجهان گشود . در مراسم عروسی بسال 1918 وقتی به اصرار آموزگارش اسلام عبدله اف در حضور ابوالحسن خان تصنیف کردی شهناز را خواند ، تقدیر همگان را برانگیخت . در همین مجلس نیز اسلام عبداله اف او را خان شوشنسکی نامید . خان شوشنسکی تا سال 1919 به فراگیری “سه گاه میرزا حسین” ، “مقام راست ” ، ” شوشتر” و ترانه های مردمی پرداخته و اسلوب خاصی برای خود بوجود آورد . خان شوشنسکی برای اولین بار بسال 1923 در خانه مدافعین که امروزه محل فیلارمونی دولتی آذربایجان میباشد بر روی صحنه رفت . او در سالهای بین 1934 الی 1928 در خان کندی و دیگر شهرهای آذربایجان کنسرت داد . خان شوشنسکی بسال 1928 با دعوت جامعه هنری گرجستان به تفلیس رفته و در باشگاه نریمان نریمانوف ایفای هنر نمود . خان شوشنسکی که دیگر شهرتش مرز نمیشناخت بعد از کنسرتهای مختلف در ایروان به باکو بازگشته و در سال 1934 قهرمان المپیاد هنری خلق گردید . او بسال 1944 و با استادان بزرگ موسیقی آذربایجان به آذربایجان جنوبی آمده و در شهرهای مختلف آن کنسرتهائی اجراء نمود . خان شوشنسکی در سال 1959 در تئاتر بلشوی مسکو بر روی صحنه رفته و با صدای بیمانند خود حضار را جادو کرد . او خواننده بزرگ و ابدی موسیقی آذربایجان است …روحش شاد

فندق لو

پرش به: ناوبری, جستجو
همسایگی جنگل فندق‌لو و گردنه حیران

جنگل فندق‌لو در استان اردبیل و در ۱۶ کیلومتری شهرستان اردبیل واقع شده‌است.

این جنگل دارای درختان مختلف میوه مانند فندق، سیب وحشی، گوجه سبز، ازگیل، به، تمشک و توت فرنگی است. در داخل جنگل هم یک استخر آب‌گرم به نام مشه سویی وجود دارد که آب ان خاصیت درمانی دارد و افراد زیادی به این دلیل و بسیاری هم برای گشت و گذار به آنجا می‌آیند و با خانواده چند روزی را داخل جنگل و در کنار استخر آب‌گرم و آبشاری که در منصقه قراردارد، اقامت می‌کنند.

جنگل فندق‌لو به دلیل نزدیکی به شهر نمین (نمین در زبان تالشی یعنی مکان نم‌ناک) و برخورداری از رطوبت منطقه و دسترسی آسان از جاده بین شهری اردبیل - آستارا، همواره به‌عنوان یک گردش‌گاه مورد توجه بوده است. این جنگل یکی از مناطق مهم گردش‌گری جنگلی است که به فاصله ۱۰ کیلومتر از شهر نمین و ۳۰ کیلومتر از شهر اردبیل قرار گرفته است. با توجه به اینکه درخت فندق بیش از سایر گونه‌ها در این جنگل روییده است، این منطقه فندق‌لو نامیده می‌شود. این جنگل در سطحی به طول تقریبی ۲۵ کیلومترمربع پراکنده‌است که از شرق خانقاه علیا واقع در مسیر جاده بین شهری نمین - آستارا شروع و با جهت شمال غربی - جنوب شرقی در شرق روستای حور خاتمه می‌یابد که راه اصلی و آسفالته آن از آرپاتپه میباشد.

شیب مراتع آن نسبتاً کم و به دلیل پوشش فشرده آن بخصوص چمن، آثار فرسایش به جز بخش‌های تخریب یافته، کمتر به چشم می‌خورد و به همین دلیل است که این نواحی جهت ایجاد پیست اسکی روی چمن مورد توجه قرار گرفته‌است. در بین انواع شناسایی شده، گونه‌های نادری نظیر فندق، ممرز، راش، بلوط (بلندمازو)، بیدمشک یافت می‌شوند که به ارزش گیاهی منطقه می‌افزایند. در منطقه فندق‌لو خرس قهوه‌ای و سمور و پرندگانی مانند قرقاول، کبک و عقاب طلایی زندگی می‌گنند.

لیونل مسی


فرگوسن: پيشرفت ليونل مسي ترسناک است!

سر الکس فرگوسن مي‌گويد ليونل مسي «پتانسيلي ترسناک» براي پيشرفت دارد.


    سر الکس گفته بازیکنان در اواسط دهه سوم زندگی‌شان پیشرفت می‌کنند و وین رونی و کریستیانو رونالدو را مثال زده. او روی سن ستاره آرژانتینی تاکید کرده است.

این مربی اسکاتلندی به ساندی میرر گفته: «بازیکنان هنگامی که به حدود 25 سالگی می‌رسند پیشرفت می‌کنند و رو به بلوغ می‌گذارند. این را در مورد کریستیانو رونالدو، وین رونی و سایرین دیده‌ایم.

اما مسی هنوز به این سن هم نرسیده. اتفاقی که قرار است بیفتد مایه ترس و وحشت است، او تازه 24 سال دارد!»

خواص سیاه دانه

پيامبر اكرم صلى الله عليه وسلم  خبر داد كه سياه دانه درمان براى همه ي بيمارى ها است....

 

پيامبر اكرم صلى الله عليه وسلم  خبر داد كه سياه دانه درمان براى همه ي بيمارى ها است. و واژه شفا در همه حديث ها خالى از آلت تعريف (ال) همچنين با شيوهء مثبتى بكار برده شد. از اين رو اين واژه در غالب نكره است.بنا بر اين ميتوان گفت كه در سياه دانه يك قدر از شفاى هرناخوشى هست.

حضرت رضا (علیه السلام) نقل شده ا ست که :سیاه دانه شفای از هر دردی است به جز مرگ. بخصوص برای قرقرهای شکم ( صدای شکم ) و درد شکم و خصوصا اگر با عسل خورده شود سودمند است و روایت شده که برای تب یک روز درمیان و تب غالبه سه قاشق عسل و سیاه دانه بخوریدزیرا این دو نه به حرارت مایلند نه به برودت و نه به تبع( صفرا ، سوداء ، بلغم و خون ) و شفای این دو در آنهاست منبع : کتب شیعه و اسلامی

 ابن سينا در كتاب قانون طب مي نويسد :سیاه دانه در مزاج، گرم است روغن سیاه دانه زگیل‏ها و خال‏ها را زدوده و در علاج لكه ‏های سفید و پیسی مؤثر است. اگر سیاه دانه را با عسل و آب تناول نمایند، درمان سنگ كلیه و مثانه است. ابن‏ سینا منافع سیاه دانه را به طور فهرست ‏وار چنین بیان می‏كند:ورم‏ها و جوش‏ها؛جوش‏ها و زخم‏های چركین؛سردردهای میگرنی و سرگیجه؛برای چشمهایی كه اشك فراوان دارند و چشم‏های ضعیف؛برای دستگاه تنفس (تنگی نفس، بلندی نفس و بیماری شبیه آسم)؛برای دستگاه‏های گوش و حلق و بینی و دهان؛انواع تب؛سياه دانه حاوي 30 تا40 درصد ماده روغني و 0.5 تا يک ونيم درصد اسانس با بوي نامطبوع و قندهاي مختلف ، مواد صنعتي و ساپونوئيدي است.

سیاه دانه گرم و گیاه سیاه دانه علاوه برخواص درمانی در بیماریهای گوارشی ،تنفسی و کلیوی دارای خواص ضد تشنجی است. گیاه سیاه دانه به دل گیاه سیاه دانه به دلیل داشتن ماده ای موسوم به تیمو کیتون در دانه های خود دارای اثر خود دارای اثرات ضدتشنجی است .نتایج آزمایشهای مختلف به عمل آمده نشان داد که گیاه سیاه دانه می تواند موجب تاخیر در زمان شروع تشنج و کاهش مدت تشنج شود. همچنين از دانه هاي آن، اثر ضدتوموري و ضدباکتري نيز مشاهده شده و ممکن است اثر ضدنفخي آن مربوط به داشتن اثر ضدباکتريايي باشد. بيماري نفخ ، بسيار شايع است بيشتر مردم جامعه به دليل بي توجهي و رعايت نکردن رژيم غذايي مناسب و زياده روي در غذا دچار آن مي شوند.از اسانس سياه دانه، ماده اي به نام نيژلون استخراج مي شود دانه اين گياه اثر قاعده آور، ضد کرم ، مسهل و زياد کننده ترشحات شير دارد از دانه هاي آن براي مصارف مذکور و دفع گازهاي معده و بيماري هاي نزله اي دستگاه تنفسي استفاده مي شودبررسی ها و پژوهش های آزمایشگاهی نشان می دهد روغن سیاه دانه نقش مؤثری در درمان مرض قند و افزایش فشار خون دارد و همچنین می تواند باروری را در انسان افزایش دهد.گرچه پیش از این ثابت شده بود گیاه شنبلیله در درمان این دو بیماری مفید است ولی فواید سیاه دانه در بررسی های اخیر مشخص شده است و از آن می توان به جای داروهای شیمیایی استفاده كرد. 

تقدیم باعشق رعنا باصدای اشکین

آهنگ جدید و زیبای اشکین ۰۰۹۸ و علیرضاز و مهدی حسینی با نام رعنا

( شعر و ملودی : اشکین ۰۰۹۸ | تنظیم : پیام قربانی )
آهنگ جدید و زیبای اشکین ۰۰۹۸ و علیرضاز و مهدی حسینی با نام رعنا

دانلود با کیفیت MP3 320 | حجم ۷٫۵ مگابایت

دانلود با کیفیت MP3 128 | حجم ۳٫۱ مگابایت

تگ : , , , , , , , , , , ,

تقدیم به اسفستان

تک آهنگ بسیار زیبا از معین به نام خاطره ها

آهنگ بسیار زیبای معین به نام خاطره ها....

یه آهنگ خاطره انگیز و به یاد ماندنی. به شدت به همه دوستان توصیه می کنم به این آهنگ گوش کنن. خیلی زیباست.



خواننده هایی که شخصیت خودشون رو حفظ کردند و همچنان درگیر غم نان و فراگیر شدن نشدند، همیشه جایگاه خودشون رو در بین مخاطبین داشتند. امثال داریوش، ابی، ستار و ....

یکی از این خواننده های بزرگ معین هستش که بنده بسیار ارادت دارم بهش و تقریباً تمام خاطره هام رو با آهنگ های زیبای این مرد به یاد دارم.

معین  مثل بقیه ی خواننده های لس آنجلسی نیست که هر شش ماه یا هر سال آلبوم بده بدون توجه به کیفیت و سبک کاری. برای هر آلبومش بیش از دوسال کار می کنه و وقتی آلبوم رو میده بیرون، تمام ایرانی ها رو وادار می کنه که به آهنگهای زیباش دل بدن. این بار هم این مرد شاهکار کرده. باید منتظر آلبوم زیباش بمونیم. من که به شدت لحظه شماری می کنم.

آهنگ بسیار زیبای معین به نام خاطره ها....

یه آهنگ خاطره انگیز و به یاد ماندنی. به شدت به همه دوستان توصیه می کنم به این آهنگ گوش کنن. خیلی زیباست.

این آهنگ زیبا رو می تونید از لینک مستقیم زیر دانلود کنید:

معین - خاطره ها

همیشه شاد باشید عزیزان

تقدیم به عزیزان اسفستان برای اسفستان

راز قوم مایا

رنگ لاجوردی، بخش شاخصی از هنر و معماری قوم مایا به شمار می‌رود که پس از گذر قرن‌ها و از میان‌رفتن سایر رنگ‌ها هنوز ثابت مانده است. بررسی ساختار بلوری این رنگ می‌تواند راز این ماندگاری را آشکار کند.
تمدن مایا که از 2500سال پیش از میلاد در آمریکای مرکزی ظهور کرده بود با ورود اسپانیایی‌ها به این قاره در قرن 17ام از میان رفت. این تمدن علاوه بر ایجاد ادبیات نوشتاری پیچیده، معماری و هنر را نیز به نحو مؤثری گسترش داده است.
یکی از ویژگی‌های برجسته هنر این تمدن را رنگ آبی زنده‌ای می‌دانند که آبی مایا نامیده می‌شود. سال‌هاست که ماندگاری این رنگ در آثار به جامانده از این تمدن ذهن باستان‌شناسان را به خود مشغول کرده است.

کاترین دژوره و همکارانش در مؤسسه نیل موفق شده‌اند راز این ماندگاری را کشف کنند. آنها از پراش پرتو ایکس در بلورنگاری و تحلیل گرماوزن‌سنجی مواد برای رسیدن به این پاسخ استفاده کرده‌اند.
باستان‌شناسان می‌دانند که آبی مایا از حرارت دادن ترکیب رنگ‌دانه‌های نیلی آلی همراه با پالیگورسکیت، نوعی خاک رس حاوی الیاف در منطقه یوکاتان تهیه می‌شده است. طی این فرآیند، رنگ‌دانه‌ها جذب الیاف موجود در این خاک می‌شدند.

دژوره می‌گوید: «تحقیقات ما نشان می‌دهند الیاف این خاک دارای کانال‌هایی بودند که توسط قطرات آب پر شده بوده‌اند. حرارت آب را از این رشته‌ها خارج می‌کرده و رنگ‌دانه نیلی جایگزین آن می‌شده است. جالب اینجاست که پس از خنک شدن مجددا روی این کانال‌ها را پوشش غیر‌قابل نفوذی می‌پوشانده و و رنگ‌دانه‌ها را در مقابل تغییرات حفظ می‌کرده است.
«اگر پیوند دوگانه کربن-کربن در این رنگ‌دانه بشکند، نیلی به زرد تغییر رنگ خواهد داد. به همین دلیل باید مکانیزم حفاظتی دومی هم در حفظ رنگ تأثیر داشته باشد. این مکانیزم دوم آرایش اتمی این رنگ‌دانه است که توسط کانال‌ها حفظ می‌شده و امکان شکستن این پیوند را به حداقل می‌رسانده است».
دژوره و همکارانش می‌گویند: «ثبات شیمیایی رنگ آبی مایا حاصل شیوه استقرار اتمی این رنگ‌دانه درون کانال‌های سیلیسی مستحکم است». این گروه حتی به ابداع آبی تازه‌ای با استفاده از همین روش، استفاده از رنگ‌دانه نیلی آلی همراه با زئولیت -ترکیب سیلیسی متخلخل دست زده است. نتایج همان ثبات و ماندگاری را نشان می‌دهند.
این کشف نه‌تنها به شناخت اسرار قوم مایا کمک می‌کند بلکه راه تازه‌ای برای حفظ ثبات شیمیایی رنگ‌ها در اختیار ما قرار خواهد داد.ساختار ملکولی این رنگ‌دانه باستانی در کنار به کارگیری فناوری‌های تازه می‌تواند به ابداع نسل جدیدی از رنگ‌های بادوام بیانجامد.

اسفستان بایاتیلار

ايوده بير ايل آه چئكرم خبر يوخ

ايودن چيخام من اويانا يار گئلير

تاي توشلاريم چوله چيخا گون چيخار

من چيخاندا ياغيش گئدسه قار گئلير

يازيغ گوزوم آجليغا دوز داريغما

بو گون صاباح بهار گئلير بار گئلير

بيزه گئله گئلميه بير كال ايده

گونشوموزا هيوا گئلير نار گئلير

خان ايوينه شير گئله قويروق بولار

بيزيم ايوه كور ايت گئله هار گئلير

خلقه قوناق گئلير گوزي سورمئلي

بيزيم ايودن كور گئدمميش كار گئلير

بختيمه آرواد نه چيخا بيلميرم

بلليدي سار ساغا سوسار گئلير

بير اوچ اتك اندازادي اينيمه

ساريس پوري گئن گئلمسه دار گئلير

دولتديه ياس دا گئله اوينيار

بيز كاسيبا توي گئله آخسار گئلير

غم يوكوندن كدخودانين هيسه سي

خردل اولير بيزم كي خلوار گئلير

كئده بيزي دووللر بير هوار يوخ

بيز بير كلمه حق دانيشاق جار گئلير

دار قاشايدلار بيزه سر كار چيخار

دار ديبينن قورتولا سردار گئلير

بوننان بئله اوزگه گوروم اوزگئدن

منت چكير غيرتيمه آر گئلير

ايشچي تويوق كئسنده من باخامام

بيلمم نئجه اورگينن وار گئلير

غمنن منيم بير عينك وار گوزومده

ايشيق آيدين گون گوزومه تار گئلير

عشقيم دوشوب ياديما گوزلر داشار

بهاردا سئللر آشيب چايلار گئلير

چوخ شاعرين شعري دونار بوز كيمين

شهريان شعريده قاينار گئلير

اسفستان برای ...

جنگ جهانی اول


در ماه اوت 1914 م جنگ عظیمی در اروپا بین آلمان، رهبر دول محور، و نیروهای متفقین به رهبری فرانسه و بریتانیا درگرفت. هیچ یک از دو طرف نتوانستند به پیروزی کامل دست یابند و جنگ تا چهار سال بطول انجامید. پیش از پیروزی متفقین در نوامبر 1918 حدود 10 میلیون نفر کشته شدند.

دول محور


عبارت بودند از امپراتوری آلمان به رهبری «قیصر ویلیام دوم» (1941 ـ 1859م)، و امپراتوری اتریش - مجارستان. بلغارستان و امپراتوری عثمانی نیز به نفع آنها می جنگیدند. آلمان تا آن زمان قوی ترین قدرت نظامی جنگ محسوب می شد.

نیروهای متفقین


نیروهای مهم متفق عبارت بودند از: بریتانیا، فرانسه، ایتالیا، روسیه، بلژیک و صربستان. ایالات متحده در آوریل 1917 به طرفداری متفقین وارد جنگ شد. روسیه پس از انقلاب بلشویک در 1917 متفقین را ترک گفت. کشورهایی که قسمتی از امپراتوری بریتانیا بودند از جمله: استرالیا، کانادا ، نیوزلند و هندوستان،هزاران زن و مرد را در اختیار منافع متحدان قرار دادند.

img/daneshnameh_up/2/26/jang_jahani_aval.jpg
زندگی در خندق

با دستور حمله، سربازان در بالای خندقهای خود
ظاهر می گردند تا شروع به پیشروی نمایند.







img/daneshnameh_up/0/06/jang_jahani_aval1.jpg



28 ژوئن 1914م

یک تروریست صرب، دوک اعظم اتریش، فرانسیس فردیناند، و همسرش را در سارایوو، شهری در بوسنی هرزگوین ، ترور می کند.

28 ژوئیه 1914

امپراتوری اتریش ـ مجارستان به صربستان اعلان جنگ می دهد. روسیه آماده دفاع از صربستان می گردد.

یکم تا سوم اوت 1914

آلمان که متحد اتریش ـ مجارستان است، در یکم اوت به روسیه اعلان جنگ می دهد و در سوم اوت به فرانسه، متحد روسیه، اعلان جنگ می دهد.

2 اوت 1912

بریتانیا برای دفاع از بلژیک که در جنگ بی طرف بود، در برابر آلمان مهاجم وارد جنگ می شود.

اوت 1914

آلمانیها از بلژیک گذشته و به فرانسه حمله می کنند. آلمانیها ارتش فرانسه و نیروی اعزامی بریتانیا را به سمت پاریس عقب می رانند.

20 اوت 1914

آلمانیها روسیه مهاجم را در نبرد تاننبرگ شکست می دهند و از آنها را تا «پروشا» عقب می رانند. این منطقه جنگی موسوم به جبهه شرق می گردد.

سوم تا نهم سپتامبر1914

فرانسویها و بریتانیاییها در نبرد مارن آلمانیها را از نزدیکی شهر پاریس، پایتخت فرانسه به عقب می رانند. تاکسی ها سربازان فرانسوی را از پاریس به خطوط مقدم نبرد انتقال می دهند.

نوامبر 1914

پیشروی در غرب متوقف می گردد. طرفین متخاصم شروع به حفر خندقهایی می کنند که از ساحل بلژیک تا مرز سوئیس امتداد دارند. این منطقه جنگی موسوم به جبهه غرب می گردد. خطوط این منطقه تا سال 1918 چندان تغییر نخواهد یافت.

25 آوریل 1915

سربازان بریتانیایی و استرالیایی به امپراتوری عثمانی حمله می کنند و در گالیپولی ، شبه جزیره ای در غرب ترکیه مستقر می گردند. در این حمله، نیروهای مهاجم به سختی شکست می خوردند.

7 مه 1915

یک زیر دریایی آلمان، کشتی مسافری بریتانیایی «لوسیتانیا» را در اقیانوس اطلس غرق می کند. در میان غرق شدگان 128 آمریکایی وجود داشتند.

21 فوریه 1916

ارتشهای آلمان و فرانسه برای تسخیر شهر نظامی وردان در شمال شرقی فرانسه، وارد نبرد می شوند. نبرد تا ماه دسامبر به طول می انجامد و یک میلیون کشته بر جا می گذازد.

31 مه 1961

ناوگان جنگی آلمان و بریتانیا نبرد دوردست دانمارک انجام می دهند.

1 ژوئیه 1916

در اولین روز نبرد سوم، رودخانه ای در شمال غربی فرانسه، سربازان مهاجم بریتانیایی متحمل 60000 کشته و زخمی می شوند که از این میان 19000 نفر کشته می شوند.

6 آوریل 1917

زیر دریایی ها به تحریک آلمان به لنگر گاه ایالات متحده در اقیانوس اطلس حمله می کنند، رئیس جمهور وودرو ویلسون علیه آلمان اعلان جنگ می دهد.

31 ژوئیه 1917

ژنرال بریتانیایی، داگلاس هیک، نبرد پاسچندیل را آغاز می کند. در طی سه ماه جنگ، بریتانیاییها 6 کیلو متر (4مایل) پیشروی می کنند.

7 نوامبر1917

بلشویکها در روسیه قدرت را بدست می گیرند. آنها مذاکرات صلح با آلمان را آغاز می نمایند.

3 مارس 1918

بلشویکها قرارداد صلح برست ـ بیتوفسک را با آلمان به امضاء می رسانند.

21 مارس 1918

ژنرال آلمانی، اریش لودند ورف حمله گسترده ای را به فرانسه آغاز می کند. سربازان او ارتش متفقین را به سمت پاریس به عقب می رانند.

ژوئیه تا نوامبر 1918

نیروهای متفقین تحت فرماندهی ژنرال فرانسوی فردیناند فوش دست به حمله متقابل می زنند. فرماندهان آلمانی در می یابند که دیگر نمی توانند به مبارزه ادامه دهند.

11 نوامبر 1918

یک آتش بس موقت به جنگ در جبهه غرب پایان می دهد. حکمران آلمانی، قیصر ویلیام دوم، از آلمان به هلند که اکنون یک جمهوری است، می گریزد.
در آغاز قرن بیستم رقابت بسیاری بین قدرتمند ترین دولتهای اروپا، آلمان، اتریش، مجارستان، روسیه، فرانسه و بریتانیا وجود داشت.

حملات شیمیایی


img/daneshnameh_up/c/c8/jang_jahani_aval2.jpg
آلمان برای اولین با در آوریل
1914 از گازهای سمی استفاده نمود.


گازهای سمی بسیاری از سربازان را در جنگ جهانی اول از بین برد. ابتدا، سربازان برای اجتناب از استنشاق گازهای سمی، پارچه ای آغشته به بیکربنات سود را روی صورت خود قرار می دادند. ماسکهای ضد گازهای شیمیایی بزودی برای مقابله با حملات شیمیایی تولید شدند و در میان سربازان جبهه خط مقدم پخش گردیدند.


دولتهای رقیب


این دولتها برای تصرف مستعمرات جدید و تجارت در سرتاسر دنیا به سختی با یکدیگر رقابت می کردند. آنها هم چنین نیروهای مسلح عظیمی بوجود آوردند. بسیاری از رهبران اروپایی معتقد بودند که برا شروع جنگ تنها مسئله زمان مطرح است.

آلمان نیرومند


آلمان تا آن زمان مبدل به نیرومندترین دولت اروپا شده بود. اما حاکمان آن کشور با وجود روسیه در شرق، فرانسه در غرب، و بریتانیا که کشتیهایش بر دریا ها مسلط بودند. احساس محدودیت می کردند. حاکمان آلمانی می خواستند از جنگ برای توسعه قدرت خود در اروپا و از بین بردن دشمنانشان استفاده کنند.

نگرشها به جنگ


وقتیکه در ماه اوت 1914 جنگ اعلام شد، میلیونها تن از مردم شادمان در خیابانهای شهرهای مهم اروپا شروع به رقص و پایکوبی نمودند. مردم تصمیم حاکمان خود برای رفتن به جنگ مورد حمایت قرار دادند. مردان جوان داوطلب برای جنگیدن، هجوم می آورند. با این وجود، صحنه های دهشت انگیز جنگ جهانی اول، نگرش مردم به جنگ را تغییر داد. یک نسل کامل از مردان جوان به خاک و خون کشیده شدند.

پیامدها


جنگ جهانی اول، چهار امپراتوری را نابود ساخت، امپراتوری آلمان تاج و تخت را از دست داد و دولت جمهوری جایگزین آن شد. امپراتوریهای شکست خورده اتریش ـ مجارستان و عثمانی هر دو از هم گسیختند و امپراتوری روسیه نیز بدست انقلابی های بلشویک افتاد.

جبهه غرب

img/daneshnameh_up/f/fb/jang_jahani_aval3.jpg
در نبرد این نقشه نشانگر
موقعیت جبهه غرب و نبردهای مهمی
سات که در طول این جبهه انجام یافته است.


تا پایان سال 1914م متفقین و دول محور ردیفی از خندقها را به طول 650 کیلومتر (400 مایل) از دریای مانش تا مرز سوئیس حفر نمودند و این ناحیه جبهه غرب نامیده می شد. آتشباری مداوم توپخانه ها زمین حائل میان دو نیروی متخاصم را مبدل به ناحیه ای وسیع و پر از چاله و گل و لای و بدون حفاظ نموده بود. بسیار از افراد در نبردهای سختی که در طول این جبهه اتفاق افتاد جان باختند.



قرارداد ورسای


بعد از جنگ، نشست بزرگی در سال 1919 در قصر ورسای، نزدیک پاریس، برای مذاکره بر سر استقرار صلح، به نام قرار داد ورسای، تشکیل یافت. رئیس جمهور ایالات متحده وودرو ویلسون (1924 ـ 1856) گفته بود جنگ بوجود آمد تا جهان را برای ایجاد دموکراسی امن نماید. او قصد تشکیل اروپای دموکراتیک از دولتهای ملی را داشت.

جامعه ملل


در سال 1920، امضاء کنندگان قرارداد ورسای، جامعه ملل را تشکیل دادند. اهداف این سازمان حفظ صلح در سرتاسر دنیا و حل و فصل نمودن اختلاف از طریق مذاکره بجای جنگ بود. جامعه ملل هرگز به ایفای این نقش موفق نگردید. ایالات متحده به این اتحادیه نپیوست.

غرامت


بریتانیا و بخصوص فرانسه می خواستند مطمئن شوند که آلمان نمی تواند دوباره جنگ دیگری راه بیاندازد. آلمانیها اجازه نداشتند ارتش بزرگی داشته باشند و می بایست غرامت می پرداختند (پول هنگفتی برای جبران خسارت کشورهایی که با آنها جنگیده بودند). با این وجود، آلمانیها از اصول صلحی که توسط متفقین پیروز، در قرار داد ورسای بر آنها دیکته شده یود، به وحشت افتادند. اکثر آلمانیها نمی پذیرفتند که آنها مسئول جنگ بوده اند و در برابر قرار داد صلح مقاومت می کردند.

تورم شدید


در سال 1923 بعد از آنکه آلمانیها از پرداخت غرامت خودداری کردند، سربازان فرانسوی قسمتی از آلمان به نام «منطقه صنعتی روهر» را اشغال نمودند. اقتصاد آلمان از هم پاشید و موجب تورم شدید گشت. پول آلمان بی ارزش شد و مردم حتی برای خرید یک فنجان قهوه احتیاج به یک فرغون پر از اسکناس داشتند.

آرامش گمراه کننده


سرانجام این بحران در آلمان فروکش کرد. تا سال 1924 زندگی در اروپا تقریبا بصورت عادی بازگشت. اما در پس پرده، آلمانیها هم چنان از نتایج جنگ جهانی اول ناخشنود باقی ماندند.


زندگی در خندق


شرایط زندگی در خندقها بسیار بد بود. زندگی افراد در زیر رگبار مسلسلها و آتش توپخانه دائما در معرض خطر بود.
img/daneshnameh_up/c/cd/jang_jahani_aval4.jpg

یک افسر بریتانیایی شرح می دهد که زندگی
در خندقها در جبهه غرب چگونه بوده است.


در هوای مرطوب، گل و لای همه چیز را می پوشاند. سربازها همچنین مجبور بودند که در خندقها غذا بخورند و بخوابند. موشهای بزرگ در اطراف پرسه می زدند و از اجساد رو به فساد تغذیه می کردند. پیش از حمله دشمن، آتشباری سنگین توپخانه وجود داشت که روزها به طول می انجامید و گاهی اوقات افراد را دیوانه می ساخت.

حقایق ثبت شده


بیشتر افرادی که در جنگ کشته می شدند مردان جوان بودند. فرانسه 4/1 میلیون کشته داد که در حدود یک دهم جمعیت مردان آن کشور است، آلمان نیز 3 میلیون کشته داد و رقم کشته های بریتانیا نیز 750000نفر بود. ایالات متحده 115000 و روسیه 7/1 میلیون کشته دادند.





اسفستان اوغلی

قوانین مورفی

قوانین مورفی تسکین دهنده بدبیاری ها و بدشانسی هاست. قانون مورفی در سال 1949 در پایگاه نیروی هوایی ادوارز شکل گرفت. مورفی مهندس هوافضا بود که روی یک پروژه کار می کرد. در یکی از سخت ترین آزمایشهای پروژه، یک تکنسین خنگ تمام سیم ها را برعکس وصل کرد و آزمایش خراب شد. مورفی درباره این تکنسین گفت: "اگه یه راه برای خراب کردن چیزی وجود داشته باشه، او همون یه راه رو پیدا می کنه" و این اولین قانون مورفی بود. در ابتدا در فرهنگ فنی مهندسین رواج پیدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پیدا کرد. بعداً قوانین دیگری هم بعد از کسب رتبه لازم از بنیاد مورفی در زمره قوانین اصلی قرار گرفتند.

قوانین مورفی و قوانین استنباط شده از آن
روزی كه چترت را فراموش می كنی باران می بارد.
نان كره مالیده شده از روی كره ای اش به روی فرش سقوط می كند!
قطره رنگ همیشه سوراخی در روزنامه پیدا می كند تا بر فرش زیر آن بچكد (وتا زمانی كه خشك نشده دیده هم نمی شود )
اگر در توده یا کپه ای به دنبال چیزی بگردی، چیز مورد نظر حتما در ته قرار دارد.
هیچ کاری آن طور که به نظر می رسد ساده نیست.
وقتی در ترافیک گیر کرده ای لاینی که تو در آن هستی دیرتر راه می افتد.
هر کاری بیش از آنچه فکرش را می کنی دو برابر آنچه باید وقت می برد. مگر اینکه آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابر وقت می گیرد.
هر چیزی که بتواند خراب شود خراب می شود آن هم در بدترین زمان ممکن.
اگر چیزی را مقاوم در برابر حماقت احمق ها بسازی احمق باهوش تری پیدا می شود و کارت را خراب می کند.
در صورتی که شانس انجام درست یک کار پنجاه-پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است.
وسایل نقلیه اعم از اتوبوس، قطار، هواپیما و... همیشه دیرتر از موعد حرکت می کنند مگر آن که شما دیر برسید. در این صورت درست سر وقت رفته اند.
اگر به نظر می رسد همه چیزها خوب پیش می روند حتما چیزی را از قلم انداخته ای.
احتمال بد پیش رفتن کارها نسبت مستقیم با اهمیت آنها دارد.
هر وقت خودت را برای انجام دادن کاری آماده کرده ای ناچار می شوی اول کار دیگری را انجام دهی.
اشیای قیمتی اگر سقوط کنند به مکان های غیرقابل دسترس مثل کانال آب یا دستگاه زباله خرد کن (آن هم در حالی که روشن است) می افتند.
مادر همیشه راه بهتری برای انجام کارتان پیشنهاد می کند، البته بعد از اینکه کار را به سختی انجام داده باشید.
 80 % سؤالات امتحانات پایان ترم براساس کلاسی است که در آن غایب بوده ای.
وقتی قبل از امتحانات نکات را مرور می کنی مهمترینشان ناخوانا ترینشان است.

قوانین اتوبوسی مورفی
اگر تو دیرت شده اتوبوس هم دیر می آید.
اگر زود برسی اتوبوس دیر می آید. اگر دیر برسی اتوبوس زود رسیده است.
اگر بلیت نداشته باشی پول خرد هم نداری. وقتی پول خرد داری که بلیت هم داری.
هر چه بیشتر از راننده بپرسی که کدام ایستگاه باید پیاده شوی احتمال این که درست راهنمایی ات کند کمتر خواهد شد.

مدت زیادی منتظر اتوبوس می مانی و خبری نیست پس سیگاری روشن می کنی. به محض روشن شدن سیگار، اتوبوس می رسد. (به عبارت ساده اگر سیگار را روشن کنی اتوبوس می رسد.)
اگر برای زودتر رسیدن اتوبوس سیگار را روشن کنی اتوبوس دیرتر می آید.

قوانین كامپیوتری مورفی
دیسک مشتری در سیستم تو خوانده نمی شود.
اگر برای خواندن آن نرم افزار پیچیده ای روی سیستمت نصب کنی آخرین باری خواهد بود که چنین دیسکی به دستت می رسد.

قوانین عاشقانه ی مورفی
همه خوب ها تصاحب شده اند، اگر تصاحب نشده باشند حتما دلیلی دارد.
هر چه شخص مذکور بهتر و مناسب تر باشد، فاصله اش از تو بیشتر است.
شعور ضربدر زیبایی ضربدر در دسترس بودن مساوی عددی ثابت است. ( که این عدد همیشه صفر است).
میزان عشق دیگران نسبت به تو نسبت عکس دارد با میزان علاقه تو به آنها.
چیزهایی که یک زن را بیش از هر چیز به مردی جذب می کند همانهایی اند که چند سال بعد بیشترین تنفر را از آنها خواهد داشت.

فلسفه مورفی
"لبخند بزن... فردا روز بدتریه "

سرنوشت آقای مورفی
یك شب در بزرگراهی پر ترافیك، بنزیِن اتوموبیل آقای مورفی تمام شد، كنار جاده منتظره تاكسی شد تا خود را به پمپ بنزیِن برساند . در حالی كه لباس سفید بر تن داشت اتوموبیل یك توریست انگلیسی كه در جهت خلاف در بزرگراه شلوغ در حركت بود او را زیر گرفت. بزرگراه اسیر ترافیك بود. آقای مورفی سفید پوشیده بود و از مسیر صحیح حركت اتوموبیل ها انتظار حادثه ای نمی رفت. با این حال توریست انگلیسی " همان یك راه " را پیدا كرد!!!

معجز اسفستان

من بینوایه آخیر سویله مهربانیم عمه

هاچاناکیمی پلازسیز قالاجاق مکانیم عمه

قور یئرده قورخورام من چیخاتا بوجانیم عمه

کسیلیب امانیم عمه باشوا دولانیم عمه

بی بی جان بویئر نه یئردور ؟بئله اهل غربت ایستر

وطن اولمییدی یارب منه کاش بو شبستر

بو خرابه گوشسینده نه لحاف وار نه بستر

نه قاپی آچانیم عمه باشووا دولانیم عمه

بوولایته یئغیلمیش نه قدر کی دربدر وار

هامیسی سفرده یارب نا کاغاز نه بیرخبر وار

نه بابام نه قارداشیم وار بوخرابه ده نه اروار

اولا پاسیبانیم عمه باشووا دولانیم عمه

بوشبستر اهلی یارب نئجه غملی گون کئچیردیر

بویازیقلارا پیاپی غم و قصه زهر ایچیردیر

اوجانلاندا آه و نالم سسی عالمی کوچیردر

هانی بیر یانانیم عمه باشووا دولانیم عمه

&&&&&&&&

&&&&&&&&

علی اکبر طاهرزاده

خان دوستی آماندی قویماگلدی

دیداری یاماندی قویما گلدی

وای وای دییسن بشر دگیل بو

بیر شکله اویان طهر دگیل بو

آللاهی سوورسن ار دگیل بو

اردودی قاباندادی قویما گلدی

دیداری یاماندی قویما گلدی

اول گون کی آداخلادیر اوتاندیم

اوغلاندی دئدوز اریم ایناندیم

ار بئیله اولورمیش ایندی قاندیم

خان دوستی آماندی قویما گلدی

کرداری یاماندی قویما گلدی

قورخدوم آی آمان یاریلدی باغریم

بیرنازیک ایپه ساریلدی باغریم

جانیم اودا یاندی قویما گلدی

کرداری یاماندی قویما گلدی

دودکش کیمی بیر پاپاق باشیندا

آغ توکلری بللیدور قاشیندا

لاپ چوخ قوجادور بابام یاشیندا

خورتداندی چوخاندی قویما گلدی

کرداری یاماندی قویما گلدی

ایگره نمیشم آغزینون سویوندان

قطران قوخوسی گلیر بویندان

لاپ دوغروسی قورخموشام خویندان

بیر افعی ایلاندی قویما گلدی

کرداری یاماندی قویما گلدی

&&&&&

&&&&&

علی واحد

دئدیم ای غنچه دهن کونلومی قان ائیلمیسن

دئدی بیجایئره عشقیمده فغان ائیلمیسن

دئدیم انصاف ائله اینجیتمه منی عاشیقینم

دئدی گئت!سریمی دنیایه عیان ائیلمیسن

دودیم آغلاتمامنی سرو بویون شوقینده

دئدی گوزیاشینی بیهوده روان ائیلمیسن

دئدیم آز چکممیشم گوزلرینین حسرتینی

دئدی اوز گونلونی یئرسیز نگران ائیلمیسن

دئدیم عشقینده اسیرم منه بس خئیری ندور؟

دئدی اولده بوسوداده زیان ائیلمیسن

دئدیم عشق آتشی نئیلر منه قورخان دگیلم

دئدی بیچاره یانارسان نه گمان ائیلمیسن

دئدیم ای گول من ازلدنده گوزل عاشیقیم

دئدی سن روحینی عشق ایله جوان ائیلمیسن

دئدیم هرگون سر کویینده دولانماقدور ایشیم

دئدی واحد نه گوزه ل یئرده مکان ائیلمیسن

&&&&&&&&&&

&&&&&&&&&&

علی واحد:

اوقاره زلف کی هردم دولانیر شانه لره

گوستریر عشق کمندین دل دیوانه لره

مهر رخسارینی مندن کسیب اول ماه تمام

دوشدی فرصت یئنه بوندان بئله بیگانه لره

یوخسا ای گول بوقدر باده ی ناب ایچمزیدیم

شوق لعلین منی جلب ائیلدی مئیخانه لره

قانه دونسون گوروم اول باده ی گلگون سنسیز

بیرده گر رغبت ائدم ساغر و پیمانه لره

حسرت چشم خمارین لب لعلین هوسی

گوستریر گوشه ی مئیخانه نی مستانه لره

جورین آزائت منه قورخوم بودی بیر آه چکم

بیریانار اوددوشه باشدان باشا کاشانه لره

به داد امان جانیم امان ای ای ای ای

واحدم شاعر آزاده پرستم نه غمیم

قیلماسام رغبت اگر مسجده بوتخانه لره



اسفستان و معجز اسفستان

فوتسال اسفستان

اسفستان برای اسفستان دارد اسفستان

اسفستان و نیز مردان اسفستان

برای اسفستان


برای امروز فعلا سه تا آلبوم آماده کردم براتون تا آلبومهای بعدی خدمتتون تقدیم بشه:

آلبوم "بیقرار 1371" اندی:

http://www.mdake.com/t13731.html

آلبوم "لیلی 1372" اندی:

http://www.mdake.com/t13732.html

آلبوم "تنهایی 1373" اندی:

http://www.mdake.com/t13736.html

بقیه آلبومها هم بزودی تقدیم می گردد.


برای اسفستان از اسفستان

آخرين پچ استارست

استارست ( Star sat ) (کاربران آنلاین - 13 نفر)
بوسیله ارنا
امروز 10 اسفستان

اسفستان

اسفستان



اسفستان



اسفستان

اسفستان

عزیز اسفستان دوستلاری تهران دا


برنامه فوتسال شهدای گمنام انشاالله جمعه 26.06.1389 باشلاناجاخدی


از ساعت 15 الی 16/30 منتظروک


پاینده اسفستان و اسفستانیلار

اسفستان

نيوز- زندگی‌نامه:
استاد نوری در تهران زاده شد و در جوانی آواز را نزد خانم اولین باغچه‌بان و تئوری موسیقی را نزد سیروس شهردار و فریدون فرزانه، اساتید هنرستان عالی موسیقی، فراگرفت. وی شیوهٔ آواز خود را متأثر از بافت و غنای زخمه‌ایِ اساتیدی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی، و محمد سریر می‌داند.

دههٔ بیست، دوران آغاز نوعی تفکر در شعر و موسیقی آوازی درمیان مردم ایران، به‌ویژه نسل جوان بود که بخشی را می‌توان متأثر از نشر و پخش وسیع‌تر موسیقی علمی و آثار فولکلور کشورهای مختلف جهان ازطریق رادیو و صفحات گرامافون دانست. «محمد نوری» در همین سال‌ها - سنین نوجوانی - با خواندن اشعار نوینی که برروی نغمه‌های روز مغرب‌زمین و برخی قطعات کلاسیکِ آوازی سروده شده‌بود، کار خوانندگی را آغاز کرد. او طی سال‌های بعد، با تکیه بر تحصیلات هنرستانی و دانشگاهی خود، توانست هویت مستقلی به این اندیشه و گرایش ببخشد و با اجرای آثار اساتیدی که قبلاً ذکر آنان رفت، فضای متفکرانه‌ای به گونهٔ آوازیِ خویش دهد.

آوازهای این استاد، طی پنج دهه، درمیان سه نسل، شأن و اعتبار ویژه‌ای کسب کرده‌است. این هنرمند در حاشیهٔ سال‌های پرتلاش، با اجرای بیش از سیصد قطعهٔ آوازی، تقریر و ترجمهٔ مقالات و سرودن اشعاری از ترانه‌های ماندگار، بیش از پیش خود را در دل مردم این مرزوبوم جا داد. او اخیراً چند اجرا به نفع بیماران خاص داشت. صدای او برای نسل گذشته یادآور لحظه‌های خوب و مهربانی‌های سرشار، و برای نسل امروز، آفرینندهٔ شیرین‌ترین خاطرات است. وی ترانه‌های میهنی زیادی اجرا کرده‌است. یکی از مهمترین و معروف‌ترین ترانه‌های وی، جان مریم نام دارد که آهنگ زیبای آن از ساخته‌های خود نوری است.

نوری در کنار تحصیل در رشته ادبیات زبان انگلیسی و رشته نمایش، آواز ایرانی را نزد اسماعیل مهرتاش آموخت. بعد از آن نزد اساتید هنرستان عالی موسیقی «سیروس شهردار» و «فریدون فرزانه» و«مصطفی پورتراب» رفت و از آن‌ها تئوری موسیقی، سلفژ و نوازندگی پیانو را فراگرفت. آواز کلاسیک را نزد ئولین باغچه بان و فاخره صبا آموخته و شیوه آوازی خود را با تاثیر از استادانی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی پیدا کرد و رفته رفته به شیوه منحصر به فرد خود دست یافت. شیوه‌ای که به سختی می‌توان آن را در زیر شاخه‌ای از شاخه‌هایی چون پاپ، کلاسیک و... گنجاند.

او پس از انقلاب اسلامی و پس از مدتی سکوت، فعالیت هنری خود را با آلبوم در شب سرد زمستانی همراه با فریبرز لاچینی و احمدرضا احمدی در سال ۱۳۶۸ از سر گرفت و این همکاری بعدها با آلبوم آوازهای سرزمین خورشید ادامه یافت.

اجرای ترانه‌های مختلف محلی آذری، گیلکی، شیرازی و... او همچون «جان مریم»، «شالیزار»، «واسونک»، «جمعه بازار» و... به لحاظ احساس و لهجه در نهایت زیبایی و استادی است.

وی به لحاظ پایبندی به اخلاقیات و پرهیز از دروغ و فریب به جایگاه والایی در بین مخاطبان و در اجتماع دست یافت. در سال ۱۳۸۵ او از سوی سازمان صدا و سیما به عنوان چهره ماندگار موسیقی انتخاب و معرفی شد.
او فارغ‏‌التحصیل از هنرستان تئاتر، زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران، و مبانی تئاتر از دانشکدهٔ علوم اجتماعی بود. این استاد، طی پنج دهه، درمیان سه نسل، شأن و اعتبار ویژه‌ای کسب کرد. این هنرمند در حاشیه سال‏های پرتلاش، با اجرای بیش از سیصد قطعه آوازی، تقریر و ترجمه مقالات و سرودن اشعاری از ترانه‌های ماندگار، بیش از پیش خود را در دل مردم این مرزوبوم جا داد. او در سال‌های آخر عمر چند اجرا به نفع بیماران خاص داشت. صدای او برای نسل گذشته یادآور لحظه‌های خوب و مهربانی‏های سرشار، و برای نسل امروز، آفریننده شیرین‏ترین خاطرات است. وی ترانه‌های میهنی زیادی اجرا کرده‌است که هر یک اوج حس وطن دوستی را در دل ایرانیان بیدار می‌کند. یکی از مهم‌ترین، زیباترین و معروف‌ترین ترانه‌های وی، جان مریم نام دارد. 

سرانجام پس از سال‌ها مبارزه با بیماری سرطان بدخیم خون و وخامت وضعیت جسمانی در شامگاه ۹ مرداد ۱۳۸۹ در بیمارستان جم در تهران به دیار باقی شتافت.

اسفستان

اسفستان


اسفستان


اسفستان


اسفستان

گل لیلیوم اسفستان

اسفستان