قرآن

و خداي شما فرمود که: مرا بخوانيد تا دعاي شما را مستجاب کنم و آنان که از دعا و عبادت من اعراض و سرکشي نمايند با ذلت وارد دوزخ مي‌شوند.   سوره مومن آيه 60

يکي از آيات سوال برانگيز قرآني آيه فوق است. براساس اين آيه شريفه خداوند تضمين فرموده است که دعاهاي بندگانش را اجابت خواهد کرد. در حالي که مي‌بينيم بيشتر دعاهاي بندگان به اجابت نمي‌رسد و با مقايسه دستهاي نيازمندي که به سوي پروردگار بلند مي‌شود و انبوه تقاضاهاي موجود، تعداد بسيار کمي از دعاها مستجاب مي‌گردد، در اينجا اين پرسش مطرح مي‌شود که با وجود تضمين خداوند بر اجابت خواسته‌هاي بندگان علت عدم اجابت دعاها چيست؟
مفسران بزرگوار که درصدد پاسخگويي بر آمده‌اند به طور عمده دو پاسخ را عنوان کرد‌ه‌اند:
1- اجابت دعا به شرايط گوناگوني بستگي دارد که مهمترين آنها عدم آلودگي انسان به بسياي از گناهان و معاصي است زيرا اصولاً معصيت و نافرماني حق تعالي بزرگترين مانع اجابت دعا محسوب مي‌شود.
2- مصلحت انديشي پروردگار که سرچشمه حکمت‌هاست ايجاب مي‌کند که برخي از دعاها پذيرفته شود و برخي ديگر به اجابت نرسد زيرا خداوند آگاه به مصالح بشر، اجابت هر دعايي را به مصلحت نمي‌داند و اين امر نيز به خير و صلاح بشر است (همچون پدري مهربان که خواسته‌هاي فرزندش را به لحاظ مصلحت وي برآورده نمي‌سازد.)
اين دو پاسخ عمده گرچه در جاي خود درست و قابل پذيرش است اما در اينجا کمتر مي‌تواند پرسشگران را قانع سازد به ويژه آنکه خداوند قاطعانه در آيه شريفه اجابت دعا را تضمين فرموده است زيرا عبارت آيه به گونه‌اي است که براي اجابت دعاهاي بندگان هيچ قيدي در آن ذکر نشده است وانگهي تخصيص زدن اکثر دعاهاي رايج و اخراج آنها از شمول و عموم آيه شريفه، با بلاغت کلمات الهي ممکن است سازگار نباشد. بنابراين بايد در پي پاسخي متقن بود تا بتواند هم با سياق آيه سازگار باشد و هم پاسخ قانع کننده‌اي به پرسشگر بدهد.
وقتي با دقت آيات قرآني را بررسي مي‌کنيم مي‌بينيم نوع دعاهايي که خداوند ضمانت اجابت آن را فرموده است داراي ويژگي خاصي است که بايد با رعايت آن خصوصيت و ويژگي همراه با خلوص و پاي بندي به ارزشها و تلاش و حرکت انسان به سمت هدف براي وصول به مقصد باشد اينجاست که دعاي بندگان قطعاً مورد اجابت قرار خواهد گرفت. به عبارت بهتر خواسته انسان و تقاضاهاي او از پروردگار بايد به صورتي باشد که با اهداف آفرينش انسان و خواسته الهي سنخيت داشته باشد. يعني دعاي بندگان به پيشگاه ربويت بايد براي تعالي روح، کسب فضيلتهاي انساني، ترقي معنوي، پيشرفت و هدايت باشد و بالاخره دعا به منظور بالا رفتن درجات معنوي انسان به پيشگاه پروردگار عرضه شود، پس دعاهاي واقعي را بايد از اين زاويه نگريست، در حالي که اکثر دعاهاي رايج مردم عادي خواسته‌هاي جزئي مادي و کم ارزشند که از ابعاد معنوي تهي است.
در راستاي دعاهاي واقعي آن دو مانع بزرگ اجابت دعا يعني گناه و عدم مصلحت دعا کننده، از سر راه دعاهاي معنوي برداشته مي‌شود، زيرا استغفار از گناه و طلب عفو و بخشش در صدر اين نوع دعاها قرار مي‌گيرد، و خداي متعال هم توبه و استغفار بندگان را مي‌پذيرد.
و اما عدم مصلحت اجابت دعا ديگر در دعاهاي معنوي مطرح نيست چون بندگان دعاهايي به پيشگاه حضرت حق عرضه مي‌دارند که به افزايش معرفت الهي و کمالات و فضائل روحي آنها بيانجامد و قطعاً اجابت اينگونه دعا در اينجا به مصلحت دعا کننده است.
بنابراين با رفع آن دو مانع بزرگ راه براي اجابت دعاهاي معنوي هموار مي‌شود.
بهترين مصاديق دعاي واقعي، را مي‌توانيم در قرآن کريم و کلمات الهي جستجو کنيم. خداوند از زبان انبياء و اولياء خود نمونه دعاهايي را بيان مي‌کند که داراي ويژگي‌هاي ياد شده است يعني رسيدن به اهداف معنوي و الهي و اگر دعاهايي در قرآن از زبان انبياء مطرح شده که ظاهراً در ارتباط با امور دنيا است، در باطن اهداف عالي معنوي مدنظر قرار گرفته است.
حضرت زکريا (ع) فرزند را براي ادامه رسالت و هدايت انسان‌ها مي‌خواهد نه به خاطر دلخوشي پدر به داشتن فرزند، کلمات حضرت زکريا (ع) و نجواي وي گوياي همين حقيقت است زيرا تعبير آن حضرت از فرزند کلمه «ولي» است نه «ولد» يعني ثمره زندگي او مي‌بايست يکي از اوليا خدا باشد و وراثت او منجر به استمرار مسير نبوت و هدايت انسان‌ها گردد.

«فهب لي من لدنک ولياً يرثني و يرث من ال يعقوب و اجعله رب رضياً»
خداوندا از لطف خاص خود جانشيني به من ببخش که وارث من و دودمان يعقوب باشد.
مريم آيه 6
سليمان پيامبر (ع) ملک و سلطنت را با انگيزه قدرت طلبي و بهره برداري از امتيازات حاکميت نمي‌خواست بلکه اين امکانات و قدرت را صرف هدايت انسانها مي‌کرد تا پرچم توحيد برافراشته بماند و عدالت در زمين مسقر شود. اتفاقاً تنها موردي که در قرآن دعاي پيامبر خدا مورد اجابت قرار نمي‌گيرد، دعاي حضرت نوح (ع) نسبت به فرزندش مي‌باشد که وي ازعواطف پدري خواهان نجات او از طوفان است و خداوند چنين خواسته‌اي را برآورده نمي‌سازد. (حتي اگر نبي مقرب درگاه الهي بخواهد)
در آيات قرآني دعاهايي که فرشتگان و حاملان عرش الهي در حق بندگان به درگاه حق تعالي عرضه مي‌دارند همه در جهت رسيدن بندگان به سعادت ابدي است: «الذي يحملون العرش و من حوله يسبحون بحمد ربهم و يومنون به ويستغفرون للذين امنوا ربنا وسعت کل شي رحمه و علماً فاغفر للذين تابوا و اتبعوا سبيلک وقهم عذاب الجحيم» «ربنا و ادخلهم جنات عدن التي وعدتهم و من صلح من ابائهم و ازواجهم و ذرياتهم انک انت العزيز الرحيم»
فرشتگاني که حاملان عرشند و آنان که پيرامون آن (در طوافند) به تسبيح و ستايش حق مشغولند، و به خدا ايمان دارند، و براي مومنان استغفار مي‌کنند، (و مي‌گويند) اي پروردگار که دانش و رحمت بي‌انتهايت همه اهل عالم را فرا گرفته است تو به لطف و کرم گناه آنان که توبه کردند و راه رضاي تو را پيمودند ببخش و آنان را از عذاب دوزخ مصون دار. پروردگارا تو آنان را در بهشت جاويدان که به آنان وعده فرمودي با پدران (و مادران) و همسران و فرزندانشان هر کدام که صالح بودند وارد ساز که تو توانا و حکيمي. سوره غافر ايات 6-7
همچنين با مرور اجمالي در قرآن کريم نسبت به دعاهاي بندگان خاص خدا و خردمندان نيز مي‌بينيم همان ويژگي دعاي انبياء و فرشتگان در چنين دعاهايي موج مي‌زند:
«الذين يذکرون الله قياماً و قعوداً و علي جنوبهم و يتفکرون في خلق السموات و الارض ... سبحانک فقنا عذاب النار» «ربنا اننا سمعنا مناديا ينادي للايمان ان آمنوا بربکم فامنا. ربنا فاغفر لنا ذنوبنا و کفر عنا سيائتنا و توفنا مع ا لابرار. ربنا و آتنا ما وعدتنا علي رسلک و لاتخزنا يوم القيمه انک لاتخلف الميعاد»
آنهايي که خدا را در حال ايستاده و نشسته و آنگاه که به پهلو خوابيده‌اند، ياد مي‌کنند و در سراسر آفرينش آسمانها و زمين مي‌انديشند، (و مي‌گويند) بارالها اينها را بيهوده نيافريده‌اي. منزهي تو، ما را از عذاب دوزخ نگاه دار، پروردگارا ما چون صداي منادي تو را شنيديم، که به ايمان دعوت مي‌کرد که: به پروردگار خود ايمان بياوريد. و ما ايمان آورديم، پروردگارا از گناهان ما درگذر و بدي‌هاي ما را بپوشان و هنگام جان سپردن ما را با نيکان و صالحان محشور گردان، پروردگارا آنچه را که به وسيله پيامبرانت به ما وعده فرمودي به ما عطا کن، و ما را در روز رستاخيز رسوا مگردان زيرا تو هيچ‌گاه از وعده خود تخلف نمي‌کني. سوره آل عمران آيه 190-194
آيات آخر سوره بقره نيز دعاي مومنان براي خود داراي همين مضامين است: «ربنا لا تواخذنا ان نسينا او اخطانا ربنا و لاتحمل علينا اصرا کما حملته علي الذين من قبلنا ربنا و لا تحملنا ما لا طاقه لنا به و اعف عنا و اغفر لنا و ارحمنا انک مولانا فانصرنا علي القوم الکافرين».
پروردگارا اگر ما فراموشي يا خطا کرديم ما را مواخذه مفرما. پروردگارا تکليف طاقت فرسا بر ما قرار مده آن گونه که بر گذشتگان پيش از ما قراردادي. پروردگارا بار تکليف فوق تحمل ما را بر دوش ما منه و ببخش و بيامرز گناه ما را و بر ما رحمت فرما تو مولا و سرپرست مايي پس ما را بر جمعيت کافران پيروز گردان.
سوره بقره آيه 285
تمام اين دعاها در زمينه ارتقاء و رشد معنويت و تقريب جستن به ذات حق تعالي است و به همين سبب پس از ذکر اين نمونه دعاها در قرآن کريم خداوند مي‌فرمايد: «فاستجاب لهم ربهم» «پس پروردگار دعاي ايشان را اجابت کرد»
به خوبي روشن است که از مجموع اين دعاها يک فقره از آنها هم آسايش و رفاه زندگي شخصي و وصول به متاع زودگذر عرصه دنياي مادي مورد درخواست قرار نگرفته است.
ائمه اطهار (ع) نيز همين الگوي باارزش از دعا را ارائه مي‌دهند، نمونه بارز آن دعاي کميل از زبان امير مومنان (ع) است که در بخشي از دعا چنين آمده است:
«يا رب قو علي خدمتک جوارحي و اشدد علي العزيمه جوانحي و هب لي الجد في خشيتک و الداوم في الاتصال بخدمتک ... و من علی بحسن اجابتک و اقلني عثرتي و اغفر زلتي»
و به اعضاء و جوارحم در مقام بندگيت نيرو بخش و ارکان وجودم را به خوف و خشيتت سخت بنيان ساز و پيوسته در خدمت به حضرتت موفق بدار و بر من منت گذار و دعايم را مستجاب فرما و از لغزشم درگذر و خطايم را ببخش.
تا اينکه نکته جالب توجه عبارت پس از اين دعاست که شاهد گوياي نکته مورد نظر است:
«فانک قضيت علي عبادک بعبادتک و امرتهم بدعائک و ضمنت لهم الاجابه»
که تو به لطف خويش به بندگانت دستور عبادت دادي وامر به دعا فرمودي و اجابت آن را ضمانت کردي.
که اشاره به مضمون آيه قرآن کريم است که در اينجا امير مومنان (ع) ضمانت اجابت دعا از ناحيه پروردگار را به يک رشته دعاهايي نسبت مي‌دهد که کلاًَ بر محور خواسته‌هاي معنوي دور مي‌زند.
در حقيقت اميرمومنان (ع) در راستاي دعاي انبياء و فرشتگان و اولياء حق و مومنان به ارائه مصاديق دعاهاي تضمين شده مي‌پردازد و به ما گوشزد مي‌کند که اينگونه دعا کنيم تا مورد اجابت باري تعالي قرار گيرد.
با مراجعه به دعاهاي صحيفه امام سجاد (ع) نيز مصاديق روشن دعاي مستجاب با ويژگي خاص خود به دست مي‌آيد که کلاً بر محور ارزشهاي والاي معنوي مي‌چرخد به کلمات اين دعا از امام عصر (عج) هم توجه کنيم:
«اللهم ارزقنا توفيق الطاعه و بعد المعصيه و صدق النيه و عرفان الحرمه و اکرمنا بالهدي و الاستقامه و سدد السنتنا بالصواب و الحکمه و املاء قلوبنا بالعلم و المعرفه و طهر بطوننا من الحرام و اشبهه ...»
پروردگار توفيق طاعات و دوري از گناه را نصيب ما گردان و نيت با خلوص و معرفت به آنچه نزد تو محترم است عطا فرما و ما را به هدايت و استقامت (در راه توحيد) کرامت فرما و زبان ما را به صدق و صواب و سخن حکيمانه گويا ساز و دل ما را از دانش و معرفت لبريز نما و ما را از تغذيه حرام (شبهه) منزه گردان.
تا انتهاي دعا که يک کلمه به خواسته‌ها و متاع محدود دنيوي توجه نشده است.
ساير ائمه اطهار (ع) نيز دعاهاي پربار و داراي والاترين مضامين را مطرح‌ کرده‌اند که همه آنها در راستاي دست يابي به مقامات معنوي است.
عرفا و بزرگان بر اين مطلب تأکيد ورزيده‌اند که اصل دعا و راز و نياز به درگاه پروردگار مطلوبيت ذاتي دارد زيرا فلسفه اصلي دعا و نجواي بنده با پروردگار، هدايت و رشد و تعالي انسان است حتي اگر متعلق دعا داراي خصوصيات مادي و کم ارزش باشد.
پس دعاي واقعي و تضمين شده براي انسانهاي مخلص دعايي است که راه حرکت انسان را به سوي حق تعالي هموار سازد، توکل به پروردگار را در آدمي افزايش دهد و او را به بي‌نياز مطلق برساند اما اين مسئله مانع از آن نيست که خداوند از روي فضل و رحمت خود برخي از خواسته‌هاي عادي و دنيوي بندگان را اجابت بفرمايد از اين رو ائمه طاهرين همواره بر اين موضوع تأکيد داشته‌اند که هر چه خواسته داريد از خدا بخواهيد و فراوان دعا کنيد.
از اين رو بندگان در دعاهاي واقعي که مورد اجابت قرار مي‌گيرند مي‌توانند فضل و رحمت الهي را تقاضا کنند تا ذات ربوبيت تفضلا برخي از دعاها و خواسته‌هاي مادي آنها را نيز مورد عنايت و اجابت خويش قرار دهد البته نبايد از ثواب اخروي دعا غافل بود هر چند براي رفع مشکلات دنيوي و امور مادي باشد.
اگر منظور از آيه شريفه و ضمانت اجابت دعا، خواسته‌هاي دنيوي و امتيازات مادي و رفاهي نيز شامل شود يک نوع تناقض پيش مي‌آيد زيرا دنيا جايگاه آزمايش بشر است و خداوند طبق سنت قطعي خود دنيا را مکاني قرار داده که «دار باالبلاء محفوفه» و همين روبرو شدن با مشکلات زندگي در ساخته شدن انسان و رشد و تعالي او نقش اساسي دارد و هر کس از همين راه مي‌تواند جايگاه واقعي خود را به دست آورد. انبياء و بزرگان دين سخت‌ترين امتحان را در صحنه دنيا پشت سر گذاشتند تا به مقام والاي قرب پروردگار نائل آمدند.
اگر قرار باشد با دعا دشواريهاي زندگي دنيايي انسان حل گردد و پروردگار هم اجابت آنها را تضمين کرده باشد خداوند اين سنت را بر دنيا حاکم نمي‌کرد و اين خلاف حکمت الهي است که از يک سو مقدر فرمايد که مردم را در محدوده دنيا با سختي‌ها و دشواري‌ها بيازمايد و از سوي ديگر همين مجموعه سختي‌ها و دشواري‌هاي مقدر شده را با دعا رفع سازد در قران کريم مي‌خوانيم: «احسب الناس ان يترکوا ان يقولوا امنا و هم لايفتنون»
آيا مردم گمان کردند همين که بگويند ايمان آورده‌ايم به حال خود رها مي‌شوند و آزمايش نخواهد شد؟ سوره عنکوب آيه 2
ناگفته نماند که بخش ديگري از نارسائي‌ها و سختي‌هاي دنيا به عملکرد ناشيانه و غير معقول خود انسان باز مي‌گردد و باري تعالي هم با موهبت عقل و خرد، از انسان خواسته تا حد مقدور براي حل مشکلات خود تلاش کند.
نکته اي که از ذيل آيه مورد بحث مي‌توان استفاده کرد اين است که اگر مراد از عبادت در بخش پاياني آيه را که مي‌فرمايد: «الذين يستکبرون عن عبادتي سيدخلون جهنم داخرين» را دعا کردن بدانيم با صدر آيه که امر به دعا شده است تناسب و همخواني بيشتري دارد زيرا دعا عصاره عبادت است و از سوي ديگر عبادت بيشتر با کلمات ستايش آميز از مقام ربوييت و حمد و ثنا و سپاس نعمت‌هاي الهي بيان مي‌شود در صورتي که دعاي از اعماق وجود تقاضاي عاجزانه است و با تضرع و اعتراف به حقارت و ناتواني انسان همراه است و اينجاست که حالت کبر و غرور ابلهانه مستکبران آنها را به استنکاف از دعا کردن و اظهار عجز و تذلل و فقر در برابر ربوبيت وا مي‌دارد و لذا خداي قاهر و مالک هستي به مستکبران هشدار مي‌دهد که خوي استکباري و نخوت و غرور که مانع از دعا و تضرع و راز و نياز به درگاه حق تعالي است سرانجامي جز شقاوت و خسران ابدي و عذاب اخروي براي آنان نخواهد داشت

قاریان اسفستان

باری دیگر میخواهم نام چند تن ار قرآن خوانان ساعی اسفستان را برایتان بنویسم:

جناب آقای شادروان حاج قلی لایقی-خداوردی ممی زاده-قدرت عمیدی-آقاقلی حکمتی

جبرئیل وصفی-مهدی جمالی-سجاد حسن زاده و ... خداوند به همه ی ما سعادت ادامه

راه تمامی قرآن جویان و عمل کنندگان به آن را عطا نماید.انشاا...

شیخ محمد سلامه

شيخ محمد سلامه

اين گوشه‏اي از ابتداي تلاوت سوره‏هاي نمل و الذاريات از استاد محمد سلامه است.

دو تن از بزرگ‏ترين قراي جهان اسلام، يعني شيخ محمد صديق المنشاوي و شيخ کامل يوسف البهتيمي، از مريدان ايشان بوده‏اند.

تا همين 2، 3 ماه پيش، گفته مي‏شد که از ايشان تلاوتي ضبط نشده است؛ ولي خدا منت نهاد و من 2، 3 تا از آن‏ها را پيدا کردم که البته هنوز نتوانسته‏ام آن‏ها را خانه بياورم. اما سايت

 al-ommah.com، از ماه گذشته، 23 تلاوت از ايشان را در وب‏سايت خود قرار داده است.

اما متاسفانه حجم اين تلاوت‏ها بسيار زياد است. خدا توفيق داد و من توانستم پس از 3 روز، 36 مگابايت را بارگذاري کنم و حالا دارم حسابي لذتش را مي‏برم. واقعا در تلاوت ايشان، ريشه‏ها و سرچشمه‏هاي تلاوت بزرگاني مثل شيخ بهتيمي و شيخ منشاوي را مي‏توان يافت.

خدا ايشان را رحمت کند.

ابراهيم
الحجر

النحل1

النحل 2
النحل 3
النحل 4

النحل و الغاشية و البلد

الكهف
الانبياء 1
الانبياء 2
الانبياء 3
الحج 1
الحج 2
المؤمنون
النور
النمل و الذاريات
الروم 1
الروم 2
الروم و قصار السور
غافر و القيامة
فصلت و القيامة و القدر
فصلت و قصار السور

الذاريات و القيامة

الشیخ کامل یوسف البهتیمی

۱۱ تلاوت به یاد ماندنی از استاد کامل یوسف

سوره بقره                      سوره آل عمران

سوره یوسف                     سوره رعد

سوره حج                         سوره فرقان

سوره احزاب جدید           سوره احزاب جدید

سوره طارق                      سوره بلد

          سوره شمس

                

جواد فروغی

امروز ما بيش از آنكه به مسابقات، تلاوتها و حفظ قرآن كريم نياز داشته باشيم، محتاج فهم دقيق مفاهيم قرآن و سپس عمل به آيات نوراني كتاب منير الهي هستيم.آمارسازي هاي رايج و توجه به سطوح ظاهري مفاهيم ارزشي، ديگر نسل جوان و تشنه انقلاب را راضي نمي كند. زيرا، دشمنان ما نيز همه توان فرهنگي و تبليغي خويش را معطوف به آن كرده اند كه مادر همين سطح باقي بمانيم!


 بايد و دير هم شده است! كه انشاءالله الرحمن با عزمي راسخ و ملي و همگاني بسوي فهم بهتر و عمل دقيق تر به فرهنگ قرآن حركت كنيم. گذشت 27سال از پيروزي انقلاب اسلامي فرصت زيادي بود كه مي توانستيم در جهت عمق و ژرفاي عمل به مفاهيم قرآني تلاشهاي جدي تر و قويتري انجام دهيم چرا كه در چنين شرايطي است كه توطئه هاي دشمنان، خود به خود نقش برآب مي شود و جبهه خودي با بركت عمل به قرآن محكم و استوار مي گردد.
سرويس معارف كيهان بنا به رسالتي كه در اين زمينه براي خويش قايل است گفت وگو با شخصيتهاي قرآني را جزو مهمترين برنامه هاي خود قرارداده و مصاحبه با جواد فروغي بر اين اساس انجام شده است.
نام حاج جواد فروغي قاري مشهور ايراني براي اكثر خانواده هاي ايراني خصوصاً قرآن دوستان، نامي آشنا و صميمي است.
ايشان از سه سالگي با راهنمايي پدرشان با قرآن مجيد آشنا شدند و به حفظ وتلاوت قرآن كريم پرداختند.
قرائت حرفه اي را از سن 7سالگي شروع كرده و سپس در سطح استان بعنوان دانش آموز قاري ممتاز معرفي شدند.
پس از 16سالگي شروع به كار در خصوص مفاهيم قرآن كريم كردند و تاكنون نيز به همين امر اشتغال دارند.
فعلا نيز ايشان مشغول به تحصيل در رشته تفسير و مفاهيم بوده و از اساتيد حوزه و دانشگاه بهره مي برند.
اين شخصيت قرآني همزمان با تلاوت و كار در خصوص مفاهيم و تفسير قرآن كريم به تحصيل خويش نيز ادامه داده و در رشته مهندسي كامپيوتر فارغ التحصيل شده است.
فرهنگ قرآن و چگونگي حاكم كردن اين فرهنگ در جامعه، ويژگي هاي قاريان قرآن مجيد، وظايف پدران مادران در خصوص زمينه سازي براي آشنايي فرزندان با فرهنگ قرآن، برنامه هاي ايشان در داخل و خارج كشور، فراگرفتن زبان انگليس براي تبليغ با اين زبان و... بود. اينك ماحصل اين گفت وگو را از نظر خوانندگان ارجمند مي گذرانيم.
¤ ضمن تشكر از اينكه دعوت ما را پذيرفتيد و دراين گفتگو شركت كرديد؛ به عنوان اولين سؤال بفرماييد كه به نظر شما چگونه مي شود فرهنگ قرآن را در جامعه حاكم كرد؟
تنها راه حاكم كردن فرهنگ قرآن بر جامعه شناخت قرآن است. پس اجازه دهيد اول از قرآن بگويم. قرآن كتابي است آسماني و فروغي است ابدي. مجموعه اي است از گفتار خداوند كه توسط امين وحي بر قلب پيامبر خوانده شده است. قرآن مجموعه قوانين و دستورات لايتغيري است كه خداوند براي تكامل انسان ها فرستاده است. اگر انسان ها به اين كتاب آسماني گردن نهند و فرامين آن را به كارببندند هيچگاه دچار شكست سرگرداني، هرج و مرج و ناامني نخواهند شد و همگي با صفا و صميميت و همدلي و همياري در كنار هم زندگي خواهند كرد. قرآن درياي پر موج و خروشي است كه پراز گنج هاي گرانبها و صدف هاي پراز مرواريد است كه هركس در آن وارد شود چيزي به دست خواهد آورد و دست خالي بيرون نخواهد آمد. اين كتاب مرهمي است بر دل هاي مجروح و مايوس؛ داروي شفابخشي است بر دل هاي بيمار، كه خود مي فرمايد: و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه . قرآن پناهگاهي است براي بي پناهاني كه از همه بريده و از همه چيز مايوس و نااميدند.
قرآن كريم راهنمايي است براي گمراهاني كه حيرت زده و سرگردان در جستجوي راه نجاتند. دراين راستا است كه امام معصوم(ع) مي فرمايد: هرگاه فتنه و فساد بسان ابر تيره و تاريك زندگي شما را دربرگيرد بر شما است كه به قرآن پناه بريد و از او ياري و كمك طلبيد. رسول گرامي اسلام(ص) پيرامون اين كتاب بزرگ فرموده اند: قرآن بخوانيد و به آن عمل كنيد و بدانيد كساني كه قرآن مي خوانند ولي به آن عمل نمي كنند مورد لعن قرآن قرار مي گيرند. و از آنجا كه مولا علي(ع) مي فرمايد: از گفتار خداوند سود بريد و از آن شفا طلبيد و بدانيد كه قرآن در قيامت شفيعي است كه شفاعتش هرگز رد نمي شود. از مجموعه گفتار كوتاه معصومين(ع) پيرامون قرآن در مي يابيم كه انس با قرآن و آشنايي با مفاهيم ارزشمند آن كليدي خواهد بود براي گشايش دل هاي قفل شده و نوري براي دل هاي تاريك و داروي شفا بخشي براي دل هاي بيمار و شفيعي در قيامت. پس همگي بكوشيم و تلاش كنيم كه كلام خدا را با توجه به معني آن و با لحن خوش و زيبا بخوانيم و در سايه راز و نياز با معبود و معشوق خود دل را صفا و روشني بخشيم تا خود را به مرحله اي برسانيم.
¤ خب الحمدلله شما پس از رسيدن به جايگاه در عرصه حفظ و تلاوت كتاب نوراني حضرت حق، متوقف نشديد و به تلاش و كوشش خود در جهت تبليغ پيام ها و معارف قرآن ادامه داديد. به عنوان كسي كه در زمينه قرائت قرآن صاحب نظر هستيد بفرماييد كه براي قاريان قرآن مجيد چه سفارشي داريد؟
به همه قاريان قرآن عرض مي كنم نسلي كه موفق به درك حقايق و پيام هاي مكتب بزرگ و انسان ساز قرآن نشود و نتواند در مجلاي انوار هدايت قرار گيرد آگاهي و روشن ضميري را نخواهد يافت چرا كه فروغي قاري قرآن بايد بداند دولت قرآن كساني را نصيب مي شود كه رهنمودهاي قرآن را در متن انديشه و زندگي خويش مهيا سازد همه قاريان شايسته ميهن اسلامي ما پيام قرائتشان جز به پيروي از احكام قرآن استحكام نمي يابد و جوانان شايسته با تربيت قرآني و روش هاي آموزشي آن در كليه سطوح اجتماعي پا به عرصه فردايي بهتر نخواهند گذارد مگر عمل به قرآن. جوانان قاري بايد در جهت ترويج فرهنگ قرآني فعاليت كنند و همچنين در سطح علمي و آموزش و مفاهيم ارزشمند قرآن تلاش و كوشش بيشتري بنمايند.
¤ به نظر شما والدين چه نقشي در عرصه تربيت فرزندانشان به آداب قرآن و نيز متخلق شدن آنها به اخلاق قرآن مجيد دارند؟
اساسي ترين هدف و محوري ترين عنصر بنيادين درخانواده تربيت صحيح فرزندان و ايجاد شرايط مناسب و راه ها و شيوه هاي مفيد در جهت كاربرد درست و به موقع آنهاست. بي شك در عصر غروب حقايق و غربت خانواده و انسان هاي غربت زده و دور از تربيت اصولي و انساني بشر بايد براي راهيابي به سعادت و سلامت اجتماع راهي بجويد تا در امواج مهلك دنياي جديد غوطه ور نشده و در درياي تباهي و بي هويتي غرق نگردد. راهيابي به ساحل نجات شيوه اي جز ريشه داشتن در اصول و ارزش هاي بارز ديني ندارد و قرآن منبعي است كه بيش از هر بينش و روشي به نقش مؤثر والدين در به ثمررساندن فرزندان نيكو و شايسته تاكيد كرده است. هيچ ميوه اي شيرين و دلپذير از درختي رنجور و بيمار به بار نخواهد نشست و پدران و مادران بي بهره از ارزش هاي والاي انساني مربيان فرزندان صالح و توانمند نخواهند شد. اين دو اصل را با هم ارتباط تنگاتنگي است چنانچه همه طراوت هاي يك گل مديون رنج خاري است كه باغبان را نصيب مي شود تا دل به تماشاي جمال زيباي آن آرام سازد امروز پدران و مادران به عنوان محورهاي اصلي خانواده بايد بكوشند تا تمام حركات فرزندان را از همان اوان كودكي از نظر دور ندارند و در آموختن آداب زندگي و شؤن ديني و معرفت خداپسندانه به آنان همواره تلاش كنند اگر نگاهي عميق به زندگي ره يافتگان حقيقت كه در عرصه هاي مختلف زندگي و فضاي سعادت دست يافته و به فضائل نيكو شهرت يافته اند به خوبي اين اثر تربيتي را آشكار مي سازد و در جاي جاي لحظه هاي حساس و سرنوشت ساز زندگي آنان حضور و نگاه كاوشگر و ظريف والدين احساس مي شود. لذا هرگاه فرزندانشان براي هر كاري و يا براي يادگيري هر علمي از خانه بيرون مي روند مراقب و مواظب آنان باشند تا خداي ناكرده در دامان گمراهي هاي برگشت ناپذير نيفتند. همه بزرگان در بازگشت و مرور در زندگي گذشته خود به اين حقيقت اذعان دارند و اولين مربيان دلسوز خود را والدين و نخستين پايگاه پرورشي و تربيت ابعاد معنوي را خانواده مي دانند، بايد توجه داشت موفقيت هر جواني در هر عرصه اي از رازها و رمزها توفيق خود را مديون پدران و مادران فهيم مي دانند.
¤ شنيده ايم كه شما به زبان انگليسي مجموعه سخنراني داشته ايد، در اين خصوص مايليم از زبان خودتان بشنويم كه زبان انگليسي را از كي فرا گرفتيد و به چه مرحله اي رسيده ايد و تا چه حد آن را براي يك قاري ضروري مي دانيد؟
به طور كلي در راستاي سفرهاي داخلي كشور سفرهاي خارجي را چند بار در سال به همراه دارم و بعضي از دعوت هاي فرهنگي خارج از كشور توسط ميزبان خارج از كشور انجام مي پذيرد در رابطه با زبان انگليسي بايد عرض كنم سفري به كشور انگلستان داشته ام در دانشگاه منچستر و ليورپول كه دانشجويان ايراني مشغول به تحصيل در آن دانشگاه بودند و هم اكنون هر كدام از آن دانشجويان اساتيد بنام و مطرح دانشگاه هاي ايران هستند برنامه هايي داشتم پس از قرائت قرآن شخصي صحبت ها و قرائت قرآنم را كه ايراني هم نبود به زبان انگليسي ترجمه كرد كه اين اتفاق تاثير زيادي بر روحيه ام گذاشت كه چطور ممكن است بنده قرائت قرآن و صحبت كوتاهي داشته باشم ولي نتوانم پيام قرآن را به زبان انگليسي ارائه دهم لذا با توجه به زمينه و اطلاعاتي كه از قبل به زبان انگليسي داشتم و با 10 سال تلاش و كوشش زبان انگليسي ام را در حد سخنراني و با تسلط كامل تكميل نمودم تا آنجايي كه هم اكنون در كنفرانس ها و سخنراني هاي خارج از كشور شركت نموده و مطلب خود را در زمينه معارف و مفاهيم ارزشمند قرآن ارائه مي دهم و همچنين يكي ديگر از اقدامات و فعاليت هاي اين جانب در خارج از كشور ترويج معارف قرآني و تشويق و ترغيب مسلمانان به ويژه جوانان به سوي اين كتاب انسان ساز است سالهاست كه دشمنان قسم خورده اسلامي تمام امكانات و توانمندي خود را بر تهاجم فرهنگي به اسلام عزيز متمركز نموده است يكي از خطرناك ترين تهاجم دشمن توهين به پيامبر اعظم و دين مبين اسلام است بعضي از قلم به دستان مزدور از روي غرض و عناد و با برخورداري از امپراطوري رسانه اي، دين پيامبر اسلام را، دين خشونت، و پيامبر را، پيامبر جنگ طلب به ملت هاي گوناگون معرفي نمودند و هر روز بر ضد شخصيت الهي و تعاليم پيامبر عظيم الشأن مطالب انحرافي نوشته و آن را منتشر مي كنند لذا در پاسخ به اين حركت هاي ناجوانمردانه تلاش هايي نيز توسط مسلمانان و انديشمندان اسلامي در اقصي نقاط عالم انجام مي شود بدين مناسبت در سال 85 در كشور تايلند (بانكوك) كنفرانسي تحت عنوان پيامبر اعظم برگزار گرديد. اينجانب در اين كنفرانس به زبان انگليسي به ايراد سخنراني پرداختم و با استناد به آيات قرآن كريم، پيامبر اعظم را، پيامبر صلح و دوستي، اسوه و الگوي بشريت و رحمه للعالمين معرفي نمودم. در پايان اين كنفرانس مورد تشويق و تفقد حاضران اساتيد دانشگاه كشورهاي مختلف و علماي مراكز اسلامي جهان از جمله آقاي دكتر تيجاني از آمريكا و آقاي موسوي از مركز اسلامي لندن قرار گرفته و از سوي برخي از اين شخصيت ها به چند كشور اروپايي دعوت شدم. همچنين سفري در سال 86 به هنگ كنگ و قطر داشتم در آنجا هم با سخنراني انگليسي خطر دشمنان اسلام و فرقه گرايي را به مسلمانان گوشزد نمودم از سال 75 تا هم اكنون به طور مداوم مشغول مطالعه زبان انگليسي هستم براي برگرداندن آيات عربي به انگليسي كه كار بسيار مشكل و طاقت فرسا است كه اين حركت فرهنگي زحمتش چندين برابر بيشتر از مكالمه معمولي است چون بعضي از كلمات انگليسي كه جايگزين معني كلمات قرآن مي شوند بايد در شأن قرآن باشد لذا اين حركت فرهنگي تلاش و زحمت بيشتري را مي طلبد چون براي پيداكردن يك كلمه انگليسي كه جايگزين يك كلمه قرآن شود بايد ساعتي كتاب را مطالعه نمود تا كلمه اي در شأن و عظمت قرآن پيدا كرد. ضمناً به زودي در كنفرانس غيرمسلمانان (non-muslim) كه در يكي از كشورها برگزار مي گردد شركت خواهم كرد.
¤ فكر مي كنيد كه دانستن و فهم يك زبان خارجي بين المللي چقدر براي يك قاري يا حافظ قرآن كريم لازم است و او را چگونه موفق به ابلاغ پيام الهي به ديگران مي نمايد؟
قاريان قرآن براي يادگيري يك زبان خارجي بايد تلاش كنند تا در آينده ثمره اش را بچشند. پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند: جوينده علم در كنف حمايت پروردگارش است، پس بكوشيد و تلاش كنيد تا در كنف حمايت پروردگارتان قرار گيريد. قاريان قرآن بايد سفيراني باشند مسلح به معاني و مفهوم قرآن، علاوه بر قاري بودن بايد مبلغ هم باشند و حداقل به يك زبان خارجي در حد سخنراني مسلط باشند تا بتوانند معني و مفهوم آنچه را كه قرائت مي نمايند براي عاشقان و علاقمندان به كلام وحي به زبان انگليسي يا عربي بازگو كنند تا مستمعين ضمن التذاذ از قرائت قرآن از درك و مفهوم قرآن حظ لازم و لذت وافر را ببرند. در شرايطي كه دشمنان اسلام و قرآن با همه ابزارها و با انواع روش هاي سخيف و بدور ازهر نوع آداب انساني به ساحت مقدس پيامبر عظيم الشان و قرآن عزيز هجمه آورده اند وظيفه بزرگي برعهده ما قراردارد تا اين اسوه و الگوي بشريت را به جوامع انساني معرفي و از او دفاع كنيم. لذا بهترين دفاع از شخصيت آخرين فرستاده الهي پيامبر اعظم حضرت محمد(ص) و اسلام عزيز آشنايي ما به علوم قرآني و مفاهيم ارزشمند آن است كمترين غفلت باعث عقب ماندگي ما خواهد شد و دشمن در باطل خود پيشرفت خواهد نمود.
¤ شنيده ام كه در خارج از كشور برنامه هاي متعددي داشته ايد. آنچه من شنيده ام گوياي اين مطلب است كه شما در داخل حدود 3000 برنامه و در خارج و در كشورهاي گوناگون حدود 200برنامه تلاوت و سخنراني داشته ايد. در اين خصوص نيز اگر براي خوانندگان ارجمند بيشتر توضيح دهيد، ممنون مي شوم.
بله، با توفيقات الهي تاكنون بيش از 3000 برنامه در داخل و خارج از كشور اجرا نموده ام كه 200برنامه قرآني در كشورهاي عربستان، سوريه، لبنان، كشورهاي اقماري شوروي سابق، سنگاپور، اسكاتلند، مالزي، تايلند، هنگ كنگ، امارات، قطر و انگلستان و...، دانشگاه هاي منچستر، ليورپول و بلكبرن بوده است با بيش از 40پرواز خارجي و با بيش از 450 پرواز داخلي جهت برنامه هاي قرآني سفر كرده ام و با دعوت بسياري از نهادها و سازمان هاي گوناگون كشوري و لشگري در محضر علماي اعلام و مراجع عظام و در كنفرانس ها، اجلاس ها، سمينارها، افتتاحيه ها و... حضور فعال داشته ام و در برخي برنامه ها به عنوان يك حركت فرهنگي در بعضي از مراكز استان ها مراسم انس با قرآن در خيابان ها با حضور بيش از 30000 نفر از آحاد مردم شريف بويژه جوانان و نوجوانان عزيز تشكيل شده است كه سوابق آنها موجود و در اختيار مي باشد. اينجانب بنابر احساس وظيفه به تأسي از مقام معظم رهبري در جهت تقويت هرچه بيشتر مباني علمي و فكري خود به منظور حضور فعال تر و مؤثرتر بيش از پيش معارف قرآني به طور مستمر مشغول مطالعه دروس حوزوي و نيز توسعه دانش خود با مطالعه و تحقيق در شاخه ادبيات ازقبيل مولوي، حافظ، سعدي... بوده و حدود 10سال است با تلاش مضاعف نسبت به فراگيري زبان انگليسي، اهتمام دارم (و همچنين زبان عربي) حضور در مساجد و مراكز مختلف در سطح كشور و نيز در دانشگاه ها و انتقال مفاهيم و معارف قرآني و قرائت قرآن كريم براي دانشجويان آينده ساز از افتخارات اينجانب و برنامه هاي درحال اجرا مي باشد.
هم اكنون كه دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب اسلامي نااميد از تهاجمات نظامي و برنامه هاي سخت افزاري درصدد به انحراف كشاندن و گمراه كردن آحاد جوانان اين مرز و بوم به وسيله شبيخون فرهنگي و هجوم به اعتقادات و فطرت هاي پاك انسان ها مي باشد اينجانب نيز خود را مكلف و موظف به اداي تكليف دانسته و اميدوارم با حضور بيشتر خود در اين عرصه سرنوشت ساز دينم را ادا نموده وبا اين سلاح هدايتگر و مؤثر در حد خود به مقابله با تهاجم فرهنگي دشمنان اسلام اهتمام وجديت بيش از پيش داشته باشم.
¤ لطفاً يكي از خاطرات جالب خود از سفرهاي خارجي را برايمان تعريف كنيد.
در ادوار زندگي هر انساني خاطراتي وجود دارد در زندگي من و در دوران فعاليت هاي فرهنگي چه در داخل و چه در خارج كشور، پر از خاطرات است بد نيست همين جا يكي از خاطرات وفعاليت هاي فرهنگي ام را در هنگ كنگ به عرض برسانم .چهار نفر از كشوري جهت محفل انس با قرآن وارد هنگ كنگ شدند كه هركدام از آنها برنامه اي داشتند، اولي سخنراني كرد، دومي قرائت قرآن، سومي تواشيح و مديحه سرايي، چهارمي هم دعاي مخصوص براي مسلمانان خواند كه مجموعاً 75 دقيقه برنامه اجرا نمودند سپس نوبت بنده شد اول درمورد وحدت سخنراني انگليسي نمودم، بعد قرائت قرآن، سپس تواشيح و در پايان دعا نمودم كه جمعاً 75 دقيقه برنامه ام به طول انجاميد كه بسيار موردتوجه حضار قرار گرفت. مقام اول مذهبي جلسه آنجا امام ارشد كه ميزبان ما بود و چند نفر از بزرگان ديگر جلسه از برنامه هايم خيلي تعجب كردند، چراكه انتظار اين توانمندي از يك نفر را نداشتند كه همگان را تحت تأثير برنامه هاي خويش قرار دهد. در پايان برنامه امام ارشد سخنراني كوتاهي درمورد برنامه هايم نموده و گفت: اين جوان با برنامه هاي متنوع خود كار چهار نفر از ميهمانان ديگر ما را به تنهايي انجام داده است و بنده ايشان را به عنوان سفير صلح و دوستي و اتحاد معرفي مي نمايم
(the embassador of peace and unity)
پس از پايان جلسه در حلقه محاصره محبت و تحسين جمعيت عظيم حاضر در جلسه قرار گرفتم و با صدها نفر ازجمعيت مصافحه و معانقه نمود

منبع: روزنامه کیهان 17/8/86

ولی عصر (عج)

انقلاب دروني حضرت ولي عصر ( عج)

امام زمان

وقتي امام زمان ما و ولي عصرمان ظهور کرد چه خواهد کرد؟! برنامه هاي او چيست؟!! بسيار شنيده ايم که با ظهور او همه جا آباد مي شود و صلح و امنيّتي که همه بشريّت به دنبال آن است در جهان سايه مي افکند. دوستي و مهرباني در عالم فراگير مي شود و ... هزاران اتّفاق خوب ديگر!! امّا سؤال اين است که مولاي ما چگونه اين کارها را انجام مي دهد؟!! 

اين با كن فيكون اي است كه ولي عصر به اذن خدا انجام مي دهد. آن تحولاتي كه در انسان پديد مي آيد، اين كار حوزه و دانشگاه نيست! آن انقلابي كه در انسان رخنه مي كند، كار مدرسه و مكتب نيست!

 به تعبير  استاد علامه طباطبائي (رضوان الله تعالي عليه) به نقل از حضرت آيت الله جوادي آملي، امامان الهي، رهبري دل ها را به عهده دارند. خداوند درباره اولياء خاصّ خود چنين فرمود: «و جعلنا هم ائمه يهدون يامرنا؛ و آن ها را اماماني قرار داديم که به امر ما مردم را هدايت مي کنند.» يعني اين انبياي الهي، اين اولياي الهي را من رهبران فكري مردم قرار دادم. اينها مردم را با دستورات غيبي من هدايت مي كنند.« يهدون يامرنا؛ با امر ما هدايت مي کنند!»

 حالا سؤال اين امر ما يعني چي؟!!

يك امر ظاهري است كه اين هنگام ظهور پديد مي آيد و  تأسيس حكومت است، اجراي حدود است و مانند آن.

 يك امر ديگري است كه در بسياري از آيات قرآني چهره ملكوتي را نشان مي دهد كه« إنّما امره اذا اراد شيئاً ان يقول له كن فيكون؛ همانا امر اوست که هنگامي که چيزي را اراده مي کند به او مي گويد باش پس مي باشد.»  اولياي الهي كه رهبران دل هاي مردم اند، يهدون بامرنا يند. يعني با كن فيكون كار مي كنند. يعني به اذن خدا مي گويند باش، پس مي باشد و در قلب و روح انسان ها تأثير مي گذارند. اگر كسي بخواهد منقلب بشود، از جهل به علم منقلب بشود، از ظلم به عدل منقلب بشود، از سوء خاتمه به حسن عاقبت منتقل بشود، از دوزخ به بهشت منتقل بشود، اين با كن فيكون اي است كه ولي عصر به اذن خدا انجام مي دهد. آن تحولاتي كه در انسان پديد مي آيد، اين كار حوزه و دانشگاه نيست! آن انقلابي كه در انسان رخنه مي كند، كار مدرسه و مكتب نيست! نمونه اي از آن انقلاب را در انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام راحل (رضوان الله تعالي عليه) ديده ايم كه كل مملكت عوض شد و نمونه بارز را در اين دفاع مقدس هشت ساله ديده ايم كه طبق بيان نوراني امام سجاد (سلام الله عليه) هيچ پدري به فكر فرزند نبود و هيچ شوهري به فكر همسر نبود، دعاي امام سجاد چهره ملكوتي دارد. اينها يهدون بامرنايند. آنكه فرزند خردسالش را مي بويد و مي بوسد و براي هميشه رها مي كند و به خط مقدم مي رود، اين با تحول دروني قلب است و ديگر هيچ! اين با درس و بحث پديد نمي آيد! اگر آن شور و شوق نبود كه اين مملكت محفوظ نبود!

در روايات درباره اصحاب حضرت ولي عصر دارد: كهن سال و سالمند در بين اصحاب ولي عصر مثل نمك طعام است! يعني بسيار كم است. غالب اصحاب ولي عصر (ارواحنا فداه) را نسل جوان تشكيل مي دهند، اين ها كه اشتياق شان در ظاهر به امور مادّي زياد است، براساس يهدون بامرناي ولي عصر متحول مي شوند.

 با كن فيكون متحول مي شوند. وگرنه اين جهان رهبران فراواني ديده است كه گاهي نهصد و پنجاه سال رنج كشيدند، ولي طرفي نبستند و کاري از پيش نبردند.

تا وجود مبارك ولي عصر نباشد و دل ها را متحول نكند، حكومت جهاني پديد نمي آيد!

بسيار شنيده ايم که با ظهور او همه جا آباد مي شود و صلح و امنيّتي که همه بشريّت به دنبال آن است در جهان سايه مي افکند. دوستي و مهرباني در عالم فراگير مي شود و ... هزاران اتّفاق خوب ديگر!! امّا سؤال اين است که مولاي ما چگونه اين کارها را انجام مي دهد؟!!

پروردگارا به ما  توفيق ده تا وجود مبارك ولي مان را درست بشناسيم و  برنامه هاي حكومت و دولت آن حضرت را درست ارزيابي كنيم و وظيفه خود را در عصر غيبت كه احياي امر آن حضرت است عمل كنيم. آنگاه قلب ما شايسته آن بشود كه مجراي فيض ولي مان قرار گيرد و جزء يهدون بامرنا بشود. وقتي قلب هدايت شود، قالب و بدن هم به دنبال قلب هدايت شده حركت مي كند!

قاریان

با سلام وبلاگ قاریان قرآن اسفستان راه اندازی شد تا کمکی هر چند کوچک به نشر

فرهنگ قرآنی بشود

امید است دوستانی که در این زمینه فعالیت و یا اطلاعات دارن به کمک اینجانب آمده و بنده را یاری نمایند

ضمنا از اساتید خودم که در روستا در این زمینه فعالیت دارند اجازه میخواهم که در این راه

فعالیتی هر چند کوتاه داشته باشم و پیشاپیش برای سلامتی فعالان روستایمان در این

زمینه دعا میکنیم و برای رفتگان علو درجات خواهانیم.

 

                                          باتشکر:بنده خدا