قرآن و ذوالقرنین

ذوالقرنین قرآن همان کوروش هخامنشی شاهنشاه ایران است- قسمت دوم

مرحوم علامه طباطبایی

مفسرين درباره اينكه ذو القرنين كدام شخصيت تاريخى است و سدش در كجاست اختلاف نظر دارند.علامه طباطبايى در اين باره هفت نظريه را به طور كامل نقل كرده و بعد آن ها را نقد نموده است.در اينجا نظريه مهم تر را به اختصار بيان مى كنيم: كوروش هخامنشى جديدترين نظريه درباره ذو القرنين است.كوروش هخامنشى پادشاه ايران باستان بوده و سد او سد داريال واقع در مناطق كوهستانى قفقاز و بين شهرهاى تفليس و ولادى كيوكز مى باشد. نظريه چهارم نيز تا حدودى مورد تاييد تاريخ و شواهد موجود مى باشد.اين نظريه سراحمدخان هندى است و دانشمند معروف مسلمان مولانا ابو الكلام آزاد كه روزى وزير فرهنگ كشور هند بوده آن را در كتاب محققانه اى كه در همين زمينه نگاشته است به طور مفصل بيان كرده است. (۳۱) مولانا ابو الكلام اين نظريه را از چند جهت بررسى و اثبات كرده است كه ما در اينجا بخش اصلى آن را به طور خلاصه مى آوريم:

- شخصيت ذو القرنين طبق نظريه قرآن ذو القرنين مردمى مؤمن به خدا و معاد بوده است كوروش نيز طبق نظر تاريخ و كتب عهد عتيق چنين بوده است. ذو القرنين پادشاهى عادل و رعيت پرور و داراى بخشش بوده; كوروش هم طبق تاريخ كتب عهد عتيق و نظر مورخين قديم مانند هردوت و ديگران پادشاهى با مروت فتوت سخاوت و كرم بوده است; چنان كه از تاريخ زندگى او و برخوردش با ياغيان كه با او مى جنگيدند يا او با آنها جنگيده است معلوم مى شود. ذو القرنين از طرف خداوند داراى توانايى ها و امكانات فراوانى مانند عقل تدبير فضايل اخلاقى ثروت و شوكت ظاهرى بوده و كوروش نيز همه اين ها را داشته است.

- مسافرت هاى ذو القرنين همان طور كه قرآن درباره ذو القرنين فرموده كوروش نيز سفرهايى به مغرب و مشرق داشته است و جريان سفر به مغرب او چنين است كه پادشاه سرزمين ليديا بدون هيچ مجوز و عذرى به طرف كوروش لشكركشى كرد. كوروش نيز به طرف ايشان حركت كرده و با آنان جنگيد. پايتخت ليديا را فتح كرد و بر آنان پيروز شد و بعد آنان را عفو نمود. همچنين او سفرى به مشرق داشته و تا بكريا (بلخ) پيش رفته است تا به غائله قبايل وحشى و صحرانشين آنجا پايان دهد.

- سدسازى ذو القرنين همان طور كه ذو القرنين سدى آهنين براى جلوگيرى از حملات اقوام ياجوج و ماجوج(مغول) بنا كرد كوروش نيز طبق نظر مورخين سفرى به طرف شمال ايران براى خاموش كردن فتنه اى در آن نواحى انجام داده است و گويا در همين سفر سد موجود در تنگه داريال را به درخواست اهالى آن مرز و بوم ساخته است . اين سد تنها سدى است كه در ساخت آن از آهن استفاده شده است و هم اكنون هم موجود است. به زبان محلى آن را دمير قاپو يعنى دروازه آهنى مى نامند. تنگه داريال واقع در سلسله جبال قفقاز است كه از درياى خزر شروع شده و تا درياى سياه ادامه دارد. اين سلسله کوه ها به ضميمه درياى خزر و درياى سياه مانعى طبيعى به طول هزارها كيلومتر بين شمال و جنوب آسيا بوده است و تنها راه بين شمال و جنوب همان تنگه داريال بوده كه با سد دميرقاپو بسته شده است.

کورش کبير اولين پادشاه هخامنشی، افزون بر ايرانيان ، به دليل صدور نخستين اعلاميه حقوق بشر نزد همه جهانيان و دانشمندان محترم است .در دوران باستان نيز بسياری از انديشمندان (مانند افلاطون، فيثاغورث، هرودت، گزنفون، ديودور سيسيلي و...) او را ستوده اند. كوروش بزرگ بنا به پژوهشهای 100 ساله اخير دانشمندان مسلمان همان ذوالقرنين است كه در سوره كهف قرآن (آيات83 تا 99) از او ياد شده است. كوروش نزد يهوديان ،زرتشتيان ، مسيحيان و مسلمانان از جنبه آسمانی و تقدس برخوردار است. در كتاب تورات از او به عنوان حضرت مسيح ، فرستاده پروردگار، شکست دهنده فرعونيان، شاهين خدا، نجات بخش و دانشمند خدا نام برده شده است.

درصحف عزرای پيامبر آمده است: کورش فرمود خداوند به من دستور داده است تا خانه ای برای او در بيت المقدس بسازم.ابوريحان بيرونی (قرن 4 هجری) و غياث الدين خواند مير (قرن 6 هجری در کتاب حبيب السير، جلد يک، صفحه 136) از او بعنوان بانی بيت المقدس و مسجد الاقصي (يا همان قبله نخست مسلمانان) نام می برند. در تفسير قرآن ابوالفتح رازی آمده است: که خدای تعالی بر زبان بعضی پيغمبران امر کرد پادشاهی از پادشاهان پارس را نام او کورش و او مردی بود مومن. مسعودی در کتاب مروج الذهب،صفحه606 می نويسد: اين خبر در انجيل هست كه كورش پادشاه، ستاره را كه هنگام مولود عيسای مسيح طالع شده بود،ديده بود... و ما تفصيل اين ماجرا را با آنچه مجوس ونصاری در باره آن گفته اند...در كتاب«اخبارالزمان» آورده ايم.

آرامگاه باشكوه كوروش بزرگ در پاسارگاد طرحی گيرا ، باوقار ، متوازن ، مقدس و اهورايی دارد. ساختمان اين گونه آرامگاه ، پيش و پس از آن ديده نشده است. پس از اسلام در دوران پادشاهی اتابكان فارس (در قرن 5 و 6 هجری خورشيدی ) به دليل جنبه تقدس آرامگاه ، مسجدی در اطراف آرامگاه ساخته ، درون آرامگاه هم محرابی از سنگ تراشيده و پيرامون آن آياتی از قرآن به خط ثلث نگاشته‌اند.(دکتر رضامرادی غياث آبادی در کتاب نقش رستم وپاسارگاد). قبله نمايی نيز در سنگ در کنار مهراب تراشيده اند.در زمان گذشته نوشته ای در آرامگاه به خط ميخی بوده كه متن آن ، چنين است :

« ای رهگذر ، من كوروش هستم كه پادشاهی جهان را به پارسيان دادم ، به مشتی خاك كه پيكرم را در برگرفته رشك مبر »

در دشت مرغاب در پاسارگاد ، نقش برجسته‌ای از كوروش بزرگ باقيمانده است

كـه همچون فرشتگان ، بــا بـالهايی آسمانی تراشيده شده است. نكتـه جـالب

است كه ايـرانيان از زمان باستان تا‌كنون ايـن پيكره را مقدس می‌دانند و بـا اينكه

پيكره‌های ديگر در سراسر ايـران در اثر نـادانی آسيب ديـده است هيچ‌كس جرأت

نداشته بـه ايـن پيكره اهـورايی آسيب برساند! هنـــوز هم تصور مقدس بودن ايـن

پيكره در ميـان مردم بـومی بـاقی است (دکتر بهرام فره وشی در کتاب ايرانويچ).

مردم محلی دستــان او را رو به قبـله و در حـالت نيايش می دانند و مردم منطقه

نـذرهای خود را تقديم آرامـگاه می‌كردند( دكتر باستانی پـاريزی در كتـاب كـوروش

ذوالقرنين ). آب رودخانه پلوار نيز هميشه آبی مقدس و شفابخش به شمار مـی

آمد.(دکتر شاپور شهبازی در کتاب پاسارگاد).دکتر جمشيد صداقت کيش در ويژه

نـــامه فصل نــامه فــارس شنـاخت در نوشتــار مسجدهای فــارس در صفحه 88

می نويسد: در روايت های اسلامی هـم از مـقدس و آسمانی بـودن ايـن جـايگاه

سخن بسيار رفته است از جمله در كتابهای زير:

1 ـ مسالك و ممالك ( اصطخری به سال 320 هجری ) صفحه‌های 109 و 141

2 ـ حدود العالم من المشرق الی المغرب ( نوشته شده به سال 372 هـ ) صفحه 131

3 ـ اشكال العالم ( ابوالقاسم جيهانی به سال 367 هـ ) صفحه‌های 113 و 123

4 ـ نزهت‌القلوب ( حمداله مستوفی به سال 740 هـ ) صفحه 178

استاد ابراهيم پورداود ( کتاب ذوالقرنين و کورش از محمد کاظم توانگر زمين): هر ايرانی همانگونه که مکلف است در صورت استطاعت در مدت عمر خود يک بار به حج مشرف شود شايسته است که يک بار هم به زيارت کورش که پايگاه مليت ايرانی است خود را برساند. نه فقط بخاطر ايرانی بودن بلکه به جهت زيارت فردی که قرآن بيشترين تعريف (17 آيه) در مورد يک زمامدار را از او کرده است.

با این همه نشانه ها آشکار است که کوروش بزرگ همان ذوالقرنین است و با این همه نشانه از مقدس بودن آرامگاه کوروش کبیر نزد تمامی ملت های جهان، جای بسی تاسف است که این بنای با ارزش در آینده نزدیک بخاطر رطوبت و یا آبگرفتگی ناشی از سد سیوند برای همیشه ازبین خواهد رفت......

" از ماست که برماست "

اسفستان قاریان

اسفستان و قرآن

در این وبلاگ به پرسش ها و شبهات قرآنی پاسخ داده خواهد شد

از هشام بن حكم نقل شده است كه چهار نفر از دشمنان اسلام  و از استوانه‌هاي فصاحت و بلاغت به نام‌هاي ابن ابي العوجاء، ابو شاكر ديصاني، عبدالملك بصري و ابن مقفع در خانه خدا جلسه سري تشكيل دادند و در آن به سخريه حجاج و طعن قرآن پرداختند، سپس ابن ابي العوجاء از آنها خواست تا هر يك، ¼ قرآن را نقض كند تا در نتيجه نبوت حضرت محمد(ص) و بدنبالش دين اسلام را زير سؤال برند، قرار آن‌ها سال بعد در همان مكان بود، سال بعد دوباره جلسه را تشكيل دادند، ابن ابي العوجاء آغاز سخن كرد و گفت: از زماني كه از يكديگر جدا شديم تا به اين لحظه در اين آيه انديشيدم « فَلَمَّا اسْتَيْأَسُواْ مِنْهُ خَلَصُواْ نَجِيًّا » (يوسف،80)؛ اما در فصاحت آن با حفظ تمام معانيش،‌ ماندم و نتوانستم چيزي بر آن بيفزايم و همين آيه مرا از انديشيدن در ساير آيات باز داشت. عبدالملك گفت: از زماني كه از شما جدا شدم درباره اين آيه مي‌انديشيدم « يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِن يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لَّا يَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ » (حج،73)؛ اما مانند آن را نتوانستم بياورم.

ابوشاكر گفت: از زماني كه از شما جدا شدم در اين آيه مي‌انديشيدم « لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا » (انبياء،22)؛ اما نتوانستيم مانند آن را بياورم، ابن مقفع گفت: اي گروه! اين قرآن از جنس كلام بشر نيست من نيز از لحظه‌اي كه از شما جدا گشتم در مورد اين آيه مي‌انديشيدم « وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءكِ وَيَا سَمَاء أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاء وَقُضِيَ الأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَقِيلَ بُعْداً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ » (هود،44)؛ اما به كنه آن پي نبردم و مانند آن را نتوانستم بياورم. هشام ادامه مي‌دهد كه در همين حال امام جعفر صادق(ع) از كنار آنها گذشت و اين آيه را خواند: « قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا » (اسراء،88). آنها به يكديگر نگريستند و در مقابل عظمت قرآن به عجز و ناتواني اقرار كردند.

                                             قاریان اسفستان

اسلام و ازدواج

قال الباقر عليه السلام : ما احب ان لي الدنيا و ما فيها و اني بت ليله و ليست لي بزوجه


حضرت باقر عليه السلام فرمود : دوست نمي دارم اگر دنيا و آنچه در آنست از من باشد و من شبي را بدون همسر بگذرانم .


-------------------


حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم


مرد مسلمان استفاده اي بعد از اسلام که برتر باشد نبرده است غير از داشتن زن مسلماني که وقتي نگاهش مي کند شاد شود و آن زن اوامرش را مطيع باشد و در زمان غيبت هميرش مال شوهرش راخودش حفظ کند .

-----------------


پيامبر اکرم ( ص)


هر کسي ازدواج کند نصف دينش را حفظ کرده است پس از خداوند در نصف ديگر دسنتان بترسيد .


-----------------


حضرت امام صادق عليه السلام :


هرکسي ازدواج را به خاطر مخارج خانواده ترک کند به خدا گمان بد برده است .


-----------------


پيامبر اکرم (ص)


هر که دوست دارد خدا را پاک و پاکيزه ملاقات کند در حالي که زن دارد خدا را ملاقات کند .( زن - مرد را از آلودگي هاي گناه حفظ مي کند )


-----------------


نبي اکرم (ص)


هر که توانمند مادي باشد و ازدواج نکند از من نيست .


-----------------


حضرت محمد (ص)


پست ترين مردگان شما کساني هستند که ازدواج نکردند .


-----------------


هیچ بنايي در اسلام .. نزد خدا محبوب تر از بناي ازدواج بنا نشد .


-----------------


پيامبر اکرم (ص)


زنها از شوهر نمودن خودداري نکنند و خود را معطل نگذارند .


----------------


زني به محضر حضرت امام صادق (ع) آمد و عرض کرد : من زني هستم خود دار . فرمودند : منظورت چسيت ؟ گفت : ازدواج نمي کنم . حضرت فرمودند چرا ؟ گفت : به اميد ثواب هستم . حضرت فرمودند : دست بردار . اگر اين کار خوب بود حضرت فاطمه عليها اسلام به آن سزاوار تر بود . هيچ کس در فضيلت از فاطمه عليها اسلام سبقت نمي گيرد .


---------------


حضرت نبي اکرم (ص)


نزذ خدا خواب انسان متاهل افضل است از روزه دار شب زنده داغري که ازدواج نکرده است .


---------------


جوان هايتان را زن بدهيد به درستي که خداوند اخلاقشان را نيکو مي کند و روزي هايشان را فراوان مي کند و بر مروتشان مي افزايد .

 

 

 

وبلاگ قاریان قرآن اسفستان

نوروز -اسفستان-اسلام

نوروز و اسلام

گفت‌وگو با بهاءالدين خرمشاهي، مصطفي دلشاد تهراني، دكتر محمدرضا جوادي يگانه و حميد سبزواري

اشاره:

نوروز داراي خاستگاه سرزميني است. جشن و آييني است برخاسته از مجموع شرايط سرزمين ايران كه در پهنه جغرافياي فرهنگي ايران، بي‌وابستگي به هيچ قوم و مذهب و گروه خاص در جان مردم نشسته است و وجه مشترك همه گروه‌هاي قومي و اعتقادي است. همه اقوامي كه به اين سرزمين آمدند و همه جريان‌هاي اعتقادي كه در اينجا رواج پيدا كردند،‌ آن را پذيرفته‌اند، از آن مايه گرفته‌اند و بر آن اثر گذاشته‌اند. چنان چون جويبارهايي كه در مسير رودخانه به آن وارد مي‌شوند و رودخانه همچنان در هويت خود جاري است. نوروز هم در جريان و استمرار بدون انقطاعش در پيچ و خم‌ها و فراز و نشيب‌هاي تاريخ و در گستره وسيع رواج آن در ميان مناطق گوناگون ايران تا آن سوي مرزهاي امروزي و در تمام پهنه وسيع جهان ايراني، واقعيت و هويت ثابت و مستمر فرهنگي است و از اين رو داراي توانمندي تحكيم وحدت ملي و همبستگي منطقه‌اي است. در دوره صفوي كه آيين شيعه مذهب رسمي ايران مي‌شود، بر پيوند نوروز با عناصر آييني شيعه تاكيد مي‌شود. از جمله اين‌ها تاكيد بر انطباق نوروز با نخستين عيد غدير و روز اعلام خلافت اميرالمومنين علي عليه‌السلام است. از همين رو است كه امروز شيعيان در همه جاي دنيا نوروز را گرامي داشته و آن را عيدي بزرگ مي‌شمارند. در همين ارتباط گفت‌وگوي كوتاهي در رابطه با ارتباط اسلام و نوروز و حال و هواي خاص اين روزها با استاد بهاءالدين خرمشاهي، حافظ‌پژوه، اديب و پژوهشگر حوزه علوم قرآني، مصطفي دلشاد تهراني، عضو هيأت علمي دانشكده علوم حديث و مدير گروه نهج‌البلاغه كارشناسي ارشد، دكتر محمدرضا جوادي يگانه، دكتراي جامعه‌شناسي و عضو هيأت علمي دانشگاه تهران و استاد حميد سبزواري شاعر بزرگ و قديمي كشورمان انجام داده‌ايم كه با هم مي‌خوانيم:

بهاءالدين خرمشاهي:

نوروز با ورود اسلام به ايران تطهير شد

استاد از نظر شما ورود اسلام به ايران چه اثراتي بر سنت‌هاي نوروز كه از كهن‌ترين سنت‌هاي ايرانيان است، داشته است؟

ايرانيان در ايران باستان جشن‌هاي فراواني داشتند، چرا كه در هر ماه روزي هم نام خود داشته كه با تقارن آن روز با ماه جشن‌هايي برگزار مي‌شد. به‌طور مثال با تقارن روز مهر با ماه مهر «جشن مهرگان» را داشتيم يا جشن‌هاي ديگري همچون جشن سده، شب يلدا، چهارشنبه سوري، سيزده بدر و ساير جشن‌ها. پس از ورود اسلام به ايران تقويم تغيير كرده و هجري قمري شد كه البته در حال حاضر هجري شمسي است. يعني مدار از ماه به خورشيد گذاشته شده است. با تغيير تقويم بسياري از جشن‌ها نيز تغيير كرده و جشن‌هاي ديگري جايگزين آن شد. مانند عيد فطر كه به لحاظ اهميت برابر با نوروز است و عيد بزرگ مسلمانان است يا عيد قربان، عيد غدير و ميلادها، همچون ميلاد پيامبر اكرم صلي‌‌الله عليه ‌و آله كه مولودي‌هاي بزرگي برپا مي‌شد. اما نوروز مهم‌ترين جشن باستاني ايرانيان است و شايد سرآغاز آن در اسطوره‌ها باشد كه به جمشيد نسبت داده مي‌شود. ائمه ما نيز نوروز را گرامي شمردند چرا كه همراه با آغاز «فصل آفرينش» بود و همچنين عيد غدير در نوروز رخ داده بود و به دليل اين تطابق‌ها و همچنين اهميت اين جشن، در اسلام پذيرفته شد و حتي در متون عربي نوروز را «نيروز» گويند. آدابي نيز به آن اضافه شد مانند غسل و نماز و دعاهاي خاص هنگام نوروز. در واقع مي‌توان گفت با ورود اسلام به ايران، نوروز تطهير شده و از حالت شاهنشاهي خارج شد. حتي من به خاطر دارم كه مرحوم امام خميني(ره) با آداب خاصي تحويل سال را به جا مي‌آوردند كه از تلويزيون هم پخش مي‌شد.

لذا در كنار سفره هفت‌ سين كه همراه نوروز بود و جشن‌هاي چهارشنبه سوري و سيزده بدر كه قبل و بعد از نوروز بود، آدابي نيز بر اساس دين اسلام به اين سنت اضافه شد و در واقع مي‌توان گفت اسلام نوروز را بسيار گرامي داشت. حتي در مفاتيح‌الجنان و بسياري متون حديث نيز گفتارهايي در مورد نوروز داريم و حتي قرآن به عنوان سوره و به دليل داشتن سين به سفره هفت سين اضافه شد. علاوه بر آنكه با ورود اسلام، قرآن به عنوان نماد تقديس جديد نوروز نيز بود. همچنين نوروز فقط مختص ايرانيان نبوده است. بلكه در بسياري از نقاط آسياي ميانه، آسياي صغير تا حاشيه خليج فارس و000 اقوام بسياري بودند كه زبان فارسي داشته و جشن نوروز را برپا مي‌كردند. اكنون نيز اين سنت رواج بسياري دارد و تمام اقوام كرد، لر، بلوچ، ترك و000 اين رسم را برقرار داشته و گرامي مي‌دارند.

شما در لحظه تحويل سال دچار چه تحولي شده و چه حس و حالي داريد؟

احساس مي‌كنم كه سال نو بايد براي من بهتر از سال گذشته باشد، نه اينكه مرفه‌تر و خوشبخت‌تر باشم، بلكه منزه‌تر بوده و به وظايفم بهتر عمل كنم و يك احساس قدسي به من دست مي‌دهد.

اعتقاد عمومي بر اين است كه در لحظه تحويل سال درهاي اجابت خداوند باز است و هر آرزويي برآورده مي‌شود، شما چه آرزويي مي‌كنيد؟
آرزو مي‌كنم كه آدم بهتري باشم و به بدي‌هايي كه نتوانستم در سال پيش غلبه كنم، غلبه كرده و بتوانم برخي خلقيات بد همچون غيبت و000 را كنار بگذارم.

مصطفي دلشاد تهراني:

آنچه را كه با قلب و روح مردم عجين شده نبايد تغيير داد

آقاي دلشاد تهراني، به نظر شما ورود اسلام به ايران، چه اثراتي بر سنت‌هاي نوروز كه از كهن‌ترين سنت‌هاي ايرانيان است، داشته است؟

با ورود اسلام به ايران، در عين حال كه مسلمانان آدابي را كه تداخلي با اسلام نداشت حفظ كردند، ائمه نيز با ديد منطقي و روشني به اين سنت‌ها نگريستند و آنچه را كه با موازين اسلام مطابقت داشت حفظ كردند. در مورد سنت نوروز نيز همين طور بود. يعني اگر هفت سيني بود، در كنار اين سنت، قرآن، دعاهاي اسلامي و توجه به خدا با جهت‌گيري اسلامي نيز وارد شد. به طور مثال دعاي اول سال شبيه همان سنت‌هاي نوروز بوده و همان مضمون را در خود دارد. بنابراين هم سنت ايراني‌ها حفظ شد و هم رنگ و بوي ديني بر آن حاكم شد و تلفيق معقول و منطقي بين اين دو رخ داد و اين طور نبود كه با ورود اسلام به ايران، سنت‌ها يكباره كنار رود و يا مقاومت صورت گيرد و ايراني‌ها بخواهند فقط سنت‌هايشان را حفظ كرده و اصول اسلام را نپذيريند، بلكه يك تلفيق صورت گرفت. اسلام به دليل روح منطق و سعه صدري كه بر آن حاكم است اين سنت‌ را در خود جاي داد و به هيچ وجه سنت‌ها و آداب و رسوم موجود در يك فرهنگ را كنار نگذاشت، بلكه بر سنت‌هايي كه تقابلي با جهت‌گيري‌هاي دين نداشت، صحه گذاشت. بسياري از اموري كه تقابلي با دين نداشت حفظ شد و محتواي آنها به تناسب اسلام جهت پيدا كرد. حتي بسياري از احكام اسلام در قبل از اسلام نيز بوده و اسلام تنها جهت آن را تغيير داده، يعني همان آداب و سنت را گرفته، امضا كرده و بر اساس محتواي اسلام شكلي به آن داده كه راحت‌تر هم پذيرفته شده است. مانند همين سنت نوروز. مثالي را عرض مي‌كنم كه در اين مورد مصداق دارد. امام علي عليه‌السلام هنگام اعزام مالك اشتر به مصر، به او گفت: زماني كه به مصر رفتي شهوت تغيير نداشته باش. آنچه روح و قلب مردم به آن الفت گرفته را تغيير نده. هرآنچه كه ضرري ندارد و منطقي و معقول است بايد پذيرفته شود و اين طور نيست كه چون اسلام به آن سرزمين رفته بايد همه چيز تغيير كند. اين اصل از دوره پيامبر بوده و بعد از آن هم ادامه يافته است. سنت‌ها و آدابي كه عقل و قلب مردم با آن انس گرفته پذيرفته شد و رنگ و بوي ديني گرفت، همچون نوروز. لذا كساني كه مي‌خواهند آنچه را كه با قلب و روح مردم عجين شده را حذف كرده و تغيير دهند، توفيقي نخواهند داشت.

در لحظه تحويل سال دچار چه تحولي شده و چه حس و حالي داريد؟

در آن لحظه بيش‌تر تعقل مي‌كنم و به اين مي‌انديشم كه در دوره‌اي كه گذشت چه كردم و در دوره جديدي كه در حال آغاز است چه بايد بكنم. افق يك ساله‌اي را روبروي خود قرار داده و سعي مي‌كنم برنامه‌ريزي اجمالي داشته باشم و عهد كنم آن برنامه‌ها را انجام دهم.

اعتقاد عمومي بر اين است كه در لحظه تحويل سال درهاي اجابت خداوند باز است و هر آرزويي برآورده مي‌شود، شما چه آرزويي مي‌كنيد؟

آرزو مي‌كنم توفيق انجام برنامه‌هايي را كه عهد كردم در اين افق يك ساله انجام دهم، پيدا كنم.

محمدرضا جوادي يگانه:

نوروز را آغشته به آداب و مراسم كنيم تا باقي بماند

آقاي دكتر، به نظر شما ورود اسلام به ايران چه اثراتي بر سنت‌هاي نوروز كه از كهن‌ترين سنت‌هاي ايرانيان است داشته است؟

با ورود اسلام به ايران، ايراني‌ها به نوروز رنگ و بوي ديني داده و آن را حفظ كردند. البته نوروز تا قبل از حكومت عباسيان كه ايراني‌ها به شدت تحت سلطه بودند مطرح نشد و از دوره حكومت عباسي كه حكومت‌داري ايراني شد، نوروز با رنگ و بوي ديني بيش‌تر مطرح شد. از ائمه براي نوروز دعا گرفتند، قرآن وارد سفره‌هاي هفت‌سين شد و نوروز تبديل به يك سنت ايراني- اسلامي شد. يكي از سنت‌هاي نوروز علاوه بر سفره هفت‌سين و ديد و بازديد اقوام، سلام نوروز است كه تنها سنت رسمي و سياسي نوروز است و اين مراسم سلام از ديرباز همچنان باقي مانده و در بين مسلمانان هم رواج پيدا كرد اما متأسفانه بعد از انقلاب به فراموشي سپرده شد. در حالي كه ما بايد اين مراسم را احيا كنيم. يعني سال نو با حضور رهبري آغاز شود و مردم به حضور رهبر رفته و عيد را تبريك بگويند و اين همان آئين سلام است كه رها شده است. به عبارتي مي‌توان گفت مراسم سلام يعني روز اول فروردين در خانه بزرگان بايد به روي مردم باز باشد. علاوه بر آن ما بايد براي نوروز مراسم و آدابي ايجاد كنيم تا نوروز باقي بماند. بهترين راه رواج آداب و مراسم نيز از طريق راديو و تلويزيون است. به طور مثال نحوه چيدن سفره هفت‌سين بايد آدابي داشته و در جامعه رواج پيدا كند. اينكه هريك از سين‌ها در كجاي سفره قرار گيرد، تخم‌مرغ‌ها چند عدد باشد، چگونه رنگ شود، قرآن دركدام قسمت سفره هفت‌سين قرار گيرد يا جاي نشستن هريك از اعضاي خانواده در كنار سفره هفت‌سين بايد مشخص باشد. اين‌ها همه آداب نوروز است و ما بايد در سطح جامعه و خانواده مراسم نوروز و آداب آن را كه شامل همين ريزه‌كاري‌هاست رواج دهيم. لذا به نظر من ما بايد از طريق راديو و تلويزيون اين سنت را آغشته به آداب و مراسمي كنيم تا نوروز باقي بماند. ورود اسلام هم به نوعي آدابي را به نوروز اضافه كرد مانند دعاها، ورود قرآن به سفره هفت‌سين و‌000 و شايد همين آداب در پذيرش بيش‌تر و ماندگاري اين سنت مؤثر بود چرا كه هرچه آداب و رسوم يك سنت بيش‌تر و پيچيده‌تر، پايبندي آدم‌ها به آن سنت نيز بيش‌تر خواهد بود.

شما در لحظه تحويل سال دچار چه تحولي شده و چه حس و حالي داريد؟

از آنجايي كه روز تولد من چهارم فروردين است هنگام نوروز كمي احساس پيري مي‌كنم. اما هيچ حس ديگري ندارم، دليل آن هم همان‌طور كه گفتيم اين است كه آئين و مراسمي نداريم كه حس خاصي را در آدم‌ها برانگيزد. ما هنگام عيد فطر احساس عيد مي‌كنيم چون تشريفات بزرگي مانند نماز عيد را داريم. اگر نتوانستيم براي نوروز تشريفات ايجاد بكنيم، حسي هم به وجود نمي‌آيد.

در آن لحظه چه آرزويي مي‌كنيد؟

متأسفانه چون بنده آدم احساساتي و رمانتيكي نيستم باور كنيد كه هيچ آرزويي نمي‌كنم.

حميد سبزواري:

نوروز روز شادي و نزديكي قلب‌ها است

استاد، به نظر شما ورود اسلام به ايران، چه اثراتي بر سنت‌هاي نوروز كه از كهن‌ترين سنت‌هاي ايرانيان است داشته است؟

به عقيده من و همانطور كه تاريخ ما نيز نشان مي‌دهد، دين اسلام هيچگاه نوروز را منع نكرد. چرا كه نوروز طليعه روزگار نويي است و سال نو از آن روز آغاز مي‌شود. ايرانيان از قديم نوروز را گرامي مي‌داشتند. روزي است كه طبيعت رنگ نو به خود گرفته و مردم از سرماي زمستان رها مي‌شوند و شايد بعيد هم نباشد كه اين روز انتخاب يكي از پيامبران باشد. چرا كه روزي است كه طبيعت آماده رويش مي‌شود و اين سمبلي از آفرينش زمين توسط خداوند است، لذا انتخاب اين روز از ذوق و سليقه و انتخاب شايسته‌اي سرچشمه گرفته كه نمي‌تواند كار افراد عادي و بي‌حكمت خداوند باشد. همچنين در اعتقاد ايراني، روز نو، روز اول خلقت انسان و هستي‌بخشي پروردگار است. اما آنچه مسلم است اين است كه با آغاز نوروز، زندگي تازگي‌هايي به خود مي‌گيرد و بدليل همين معنويت‌هايي كه در نوروز وجود دارد، اين روز از نظر اسلام هم گرامي داشته شده است. علاوه بر اين اعتقاد شيعه نيز بر اين است كه ولايت علي عليه‌السلام نيز در اين روز بوده است و بدليل همين ريشه مذهبي كه داشته، نوروز نزد مردم ما گرامي‌تر هم شده است. از ويژگي‌هاي ديگر نوروز كه حال و هواي خاصي هم به آن مي‌دهد، مراسم ديد و بازديدها است. اين سنت ديدارها را تازه كرده، دل‌ها را به هم نزديك‌تر كرده و سبب دوستي مي‌شود، سنتي كه پسنديده است و در دين اسلام هم بر آن تأكيد شده است. برداشت من از نوروز نيز يك برداشت شاعرانه است. ياد مستضعفان در من زنده مي‌شود. ما خوشبختانه در كشوري زندگي مي‌كنيم كه مردم خير در آن فراوان است و در اين روز كه روز شادي و نزديك شدن قلب‌ها به هم و تازه شدن ديدارهاست بايد به كمك يكديگر و دلجويي از مستمندان بپردازيم.

استاد، در آن لحظه چه آرزويي مي‌كنيد؟

زماني كه براي تبرك قرآن را باز مي‌كنم، آرزو مي‌كنم يك سال قرآني داشته، از گناه به دور باشم و بتوانم اعمال خير انجام داده و به دستگيري از فقرا بپردازم و همچنين آرزوي سلامت و سعادت و روشنايي دل را دارم. اين روز را روز خوشحالي مي‌دانم و معتقدم ما بايد با اعمال خير و شايسته هر روز را براي ملت خود نوروز قرار دهيم و همان طور كه در نوروز از دوستانمان دلجويي مي‌كنيم به كمك فقيران و محرومان هم برويم. كما اينكه در اسلام هم به اين امر توصيه شده است.

ایل دونومو

ایل دونوموز موبارک اولسون

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com